برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

تغییر آقای رئیس بزرگ

بعد از تغییر رئیس جمهوری و وزیر و رئیس سازمان و همین طور تا پایین. همیشه زمزمه هایی بود که آقای رئیس بزرگ ما هم عوض بشن. همکاران زحمت میکشیدند و تو سایتهایی مثل دهقان نیوز کامنت میگذاشتند که آی و داد و به داد موسسه برسید و رئیس رو عوض کنید و البته ادبیات کامنتها نشون میداد که کیا اینها رو مینویسند. مدتها بود که پچ پچ و رایزنی و مذاکره بین افراد خاصی تو موسسه پررنگ تر شده بود و البته خود اقای رئیس هم این رو میدونستند و سعی میکردند اوضاع رو کنترل کنند ولی نشد. روز شنبه از هر دیسیپلینی 3-4 نفر هماهنگ میکنند و حداقل 12-13 نفر ار اعضای هیات علمی موسسه میرند خدمت رئیس سازمان و زیر آب آقای رئیس رو میزنند که آی آقا! یکی از خودمون رو رئیس کن. و چقدر این عبارت آشنا است!!! و تا آخر هفته ظاهرا حکم سرپرستی صادر میشه و احتمالا شنبه جلسه تودیع و معارفه باشه.

طفلک رئیس بزرگ 28 تیر یعنی 22 روز دیگه بازنشست میشدند. کاش لااقل صبر میکردند این چند روز هم  بگذره ایشون با پست مدیریتی و با عزت و احترام بازنشست میشدند و رئیس بعدی جایگزین ایشون میشد. از نظر مشروعیت و جلوه بیرونی خیلی فرقه بین رئیسی که جایگزین یک نفر بازنشسته میشه با رئیسی که با کودتا روی کار میاد. البته رئیس جدید رو هم من خیلی دوست دارم. به واقع و ذاتاً انسان شریف و لوطی مسلک و بامرامی هستند و میونه شون با من خوبه. اما اولا دلم برای رئیس بزرگ خیلی سوخت. گناه داشتند اینجوری. بالاخره اینها در زمان جنگ و بعد از اون از جان گذشتگی کرده بودند و 30 سال خدمت کردند. دوما چشمم آب نمیخوره که رئیس جدید هم بتونن زیاد دوام بیارند و پیش بینی میکنم که با وضع بدی مواجه خواهند شد. سوما عمیقا معتقدم که از این 12-13 نفر کودتا چی، شاید 4-5 تاشون آدمهای منصفی هستند ونیت خیر داشتند. بقیه شون دنبال پست و مقام برای خودشون میگشتند و جالبه که یک سریشون همین مخالفت رو با رئیس قبلی هم داشتند که اتفاقا ایشون از خودمون هم بودند. امان از سیاست و جاه طلبی بعضی ها.

سوما اینکه به هر حال رئیس موسسه هر کی باشه، به حال امثال من فرقی نمیکنه. ما در مثل مثل ریگ ته رودخونه هستیم. اون پایین ها واسه خودمون نشستیم و تغییر جریانات بالای سرمون خیلی فرقی به حال ما نمیکنه. شکر خدا دارم فکر میکنم این همه مثل خر تو این سالها کار کردم هیچ وقت کارمند نمونه و پژوهشگر نمونه و ... نبودم .  فکر کنم به جز خونه سازمانی که الان توش نشستیم و بعد از 13 سال بهم دادند هیچ پاداش و ترفیع و امکانات و پول رو میزی و زیر میزی، یارانه و کارانه و ... هم نداشتم شاید چون تو هیچ جریانی نبودم. کارم رو میکنم و با کسی مشکلی ندارم. برای کسی که دنبال پست و مقام نیست واقعا خیلی فرقی نمیکنه کی رئیس باشه به  هر حال که دما قشر محرومیم. تو برنامه ام دارم انشاالله بعد از فارغ التحصیلی تا اونجا که میشه از کارهای اجرایی دوری کنم و بذارم کتابی رو که سالها تو فکر نوشتنش هستم بنویسم و یک اثر ماندگار تو صنایع غذایی برای هم نسلیهای خودم و نسلهای آینده به جا بگذارم. فکر کنم اگه حاصل 30 سال خدمت من در دستگاههای دولتی همین مجموعه باشه کفایت میکنه و راضی خواهم بود.

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٦
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()