سالی یک بار جلسه حافظ خونه ما میافته. امسال قرار شد که به جای نشستن تو حیاط برای صرف صبحانه و رفتن به خانه مادر آقای همسر و مستقر شدن ما خانمها تو خونه کوچیکه و اهتمام به امر مهم ظرفشویی و استکان و نعلبکی شستن و خشک کردن و توزیع مواد غذایی و ...، صبحانه تو اتاقک شیشه ای پسری صرف بشه، اقایون تو خونه ما بشینن و ما خانمها بریم خونه مادر اقای همسر. همه چیزها روتین و مرتب و خوب تدارک دیده شده بود و همه چی سر وقت انجام شد. یکی از دوستای آقای همسر دیشب اومد کمکمون و شب هم اینجا خوابید که فردا صبح زود برای خریدن نون و پذیرایی اینجا باشه. یک اقایی از این جلسه به صورت افتخاری چندین ساله که تدارک چای رو بر عهده دارند . دیروز اومدند و سیستم آبدارخونه ای رو برامون تو آشپزخونه برقرار کردند. خوب بود. امروز برای طرف خانمها هم بلندگو آورده بودند که ما هم بشنویم.معمولا تو این جلسه 90-100 نفر مهمون داریم ضمن اینکه در اون روز در خونه بازه و همه میتونند بیان که معمولا 4-5 نفر از رهگذرها و همسایه ها هم وقتی میبینند سفره صبحانه پهنه میان و پذیرایی میشن. امسال ما خیلی راحت بودیم اصلا نفهمیدیم چه جوری برگزار شد، آقایون خودشون همه کار رو کردند، آخرش ظرفهامون رو هم شستند و رفتند ما بیشتر مشغول جمع و جور کردن و جدا کردن وسایلی بودیم که از افراد مختلف برای جلسه گرفته بودیم مثل کتری های بزرگ و استکان نعلبکی و .... تمامی جلساتی که این گروه دارند حتما توش مداحی و بر حسب مناسبت ذکر حضرت علی (ع) و واقعه عاشورا و مصائب حضرت زهرا (س) رو داره و این سفارش آیت الله بزرگشون بوده که مجالس مزین به ذکر ائمه باشه. دو نفر برای مداحی اومده بودند. خوب خوندند و خوبیشون اینه که با کلاس و درست حسابی ذکر میگن. پرسیدم چقدر گرفتند؟ آقای همسر گفتند که یکیشون با اصرار من 100 هزار تومن گرفت! برای 5-10 دقیقه درآمد بالایی محسوب میشه :)

پسری هم رفت اون وسط یک چرخی زد. بعد از ظهر برگشتیم خونه نهال و بذر. مهمون داشتیم یکی از همکارهای آقای همسر . با پسرشون اومدند و یک سری از آلوچه ها و البالو ها و سیبها رو چیدند. خیلی خوششون اومده بود. الان پسری با پدرش رفتند که یک چرخی بزنند.

فردا با آقای همسر میریم علوم تحقیقات یک کاری اونجا دارند بعد هم میریم گذر نوروز خان. شاید بشه من این پودر آلبالو و موز و عسل رو اونجا پیدا کنم. خدا کنه.