آخرین باری که رفتم عروسی سوم دبستان بودم!! میشه تقریباً 22 سال پیش.  بعد از اون دیگه یادم نمی­آد عروسی، تولد یا مهمانی مهمی رفته باشم.  الان که داشتم حساب کتاب می­کردم دیدم جداً 22 سال هم کم نیست !  من تنهایی خودمو دوست دارم. از بودن در جمع عذاب می کشم به خصوص اگه در مهمونی فقط خانمها باشند و حال و هوای مجالس زنانه! راستش حال و حوصله مهمونی رفتن هم ندارم. ما در تهران خیلی فامیل نداریم. من هم اهل رفت و آمد با دوستها و همکارهام نیستم. ترجیح می­دهم زندگی آروم و بی دغدغه و بی فراز و نشیبی داشته باشم و اگه اوقات فراغتی دارم با خانواده­ام باشم یا بخوابم! وقتی هم مهمون می­آد خونمون (فرض کنید سالی یک یا دو نفر) من اصلاً از اتاقم در نمی­آم مگه اینکه مهمون عزیزی باشه (مثلاً عموم).  دختر همسایمون هفته پیش کارت عروسی آوردند و نمی­دونم چی شد که یک دفعه مادر گرامی که در فرار از زیر مهمونی رفتن دست کمی از خودم ندارند تصمیم گرفتند که بروند یعنی قرار شد اگه من می­آم ایشون هم برند.  راستش با همسایمون بدجوری رودربایستی داریم و عروسی اون یکی دخترشون رو هم من با این بهانه که پدر مادرم مسافرتند عذر خواستم و نرفتم.  مونده بودم چه کار کنم بعد عمری مادر گرامی هوس عروسی رفتن داشتند و من عاجز از مهمونی رفتن.  مجبور شدم فداکاری کنم و بگم خوب من هم همراهتون می­آم.  به همون دلیلی که در بالا گفتم دیدم حتی یک دست لباس مهمونی ندارم!!! عجیب بود تا حالا فکر نکرده بودم که حتی یک دست لباس مجلسی هم ندارم به علاوه اینکه اصلا نمی­دونستم در چنین مجالسی چه باید کرد.  روز چهارشنبه از همکارهام پرسیدم که چه باید بکنم. گفتند هیچی ! می­ری، می­شینی،  می­خوری، لبخند می­زنی، اگه دلت خواست می­رقصی !! خوب شکر خدا این آخری رو هم که بلد نبودم بنابراین باید به همان 4 فعل اولی فکر می­کردم.  برای لباس پیشنهاد کردند که برو یک کت شلوار کرپ بگیر که هم رسمی باشه، هم جاهای دیگه به دردت بخوره، هم اینکه دوخته و حاضر و آماده است.  محل پیشنهادی شون هم مانتوسرای بلوچ تو خیابون ولیعصر بود. حین مشاوره­ها بود که فهمیدم باید برم کیف و کفش مجلسی هم بگیرم.  چون کیف و کفش هم نداشتم.  باید می­رفتم موهایم را هم مرتب می­کردم.  توصیه های فنی که اتفاقاً خیلی هم کارآمد بود این بود که در این موارد همیشه سعی کن از رو (ظاهر) شروع کنی به درست کردن.  در درجه اول باید یک مانتوی مجلسی بخری که ترجیحاً خیلی اجق وجق نباشه و زیاد روش کار نشده باشه تا اگه لازم شد بتونی همون مانتو رو جاهای دیگه هم بپوشی، مرحله بعدی خرید یک کت و شلواره به شرح فوق، مرحله بعد خرید کفشه، بعد کیفه، بعد ست کردن مجموعه­اش با طلا جواهرات و لباسهای جانبی، بعدمرتب کردن و رنگ کردن مو و ... و توصیه کردند اگه وقت نشد آرایشگاهو بی خیال شو.  چون به هر حال داماد تو قسمت زنانه است و می­تونی به بهانه بودن داماد روسری سرت کنی یا اینکه به بهانه اینکه زمستونه و هوا سرده روسریتو بر نداری! من هم دقیقاً طبق توصیه همکاران گرامی که بسی واردتر از من بودند عمل کردم.