برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

گرد و خاک

امروز از پر گرد و خاک ترین روزهای زندگی بود. اما راضی ام. به نظرم میاد دارم روز به روز قوی تر میشم. مشکلات دارن هر روز منو قوی تر میکنند و از این حالت احساس خوبی دارم. اگه چند سال پیش بود قهر میکردم و میرفتم تهران. اما امروز این طور نشد. دارم یاد میگیرم باید با هر کس مطابق سطح درک و شعور و با واژه های آشنا برای خودش حرف زد. هرچند زننده باشه. اما مگه منظور از مکالمه/ مشاجره یا هر چی که اسمش رو میگذاریم تبادل عقاید نیست؟ پس باید با زبان مشترکی انجام بشه. قبلا فکر میکردم که این در حد و در شان من نیست. اما به مرور میفهم که در این موارد شان معنی نداره، مهم اینه که طرف مقابلت متوجه بشه.

به هر حال امروز از اون نقاط عطفه و من ته دلم یم جورایی خوشحالم.

پسرم اگه یک روز این مطلب رو خوندی بدون من امروز به خاطر تو، از خود گذشتگی زرگی کردم و با تمام وجودم ازت دفاع کردم. یادت باشه خیلی خیلی دوستت دارم و مثل یک ببر پشتت وایستادم. هر کسی که بخواد بهت گزندی وارد کنه، واقعا از هم میدرم و این احساس یا تواناییه که قبلا نداشتم، این عطیه تو به منه و من تمام روح و روان و جسم و جانم رو به تو اهدا میکن. سلامت باشی عزیرم

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۱
comment نظرات ()