بعد از یازده سال من به دانشگاه برگشتم.  دکترای تخصصی. رشته صنایع غذایی، گرایش مهندسی صنایع غذایی، دانشگاه تهران

تقریباً میشه گفت بالاترین رشته-دانشگاه تو رشته ما.  می­دونستم دانشگاه تربیت مدرس و تبریز رو تو گرایش تکنولوژی قبول شدم اما فکر نمی­کردم تهران قبول بشم.

ترم یک تموم شده و الان منتظریم کلاسهای ترم 2 شروع بشه.  9 واحد داشتیم: مهندسی پیشرفته، رئولو‍ژی پیشرفته و ریاضی مهندسی پیشرفته.  امتحان دو تا درس اولی رو دادیم. بهتر از اونی بود که فکر می­کردم. امتحان ریاضی رو هنوز ندادیم. چون استادمون متأسفانه مشکل پا درد و کمر درد داشتند و برای عمل که رفتند مشخص شد که کنسر هم دارند. برای همین کلاس ریاضیمون نصفه تشکیل شد.  از ریاضی می­ترسم با اینکه همیشه راحت­ترین درسی بوده که پاس می­کردم و هیچوقت براش لازم نبود درس بخونم، اما الان می­ترسم. هیچ کدوم ار فرمول­های مشتق و انتگرال و دیفرانسیل و ... یادم نمی­آد. البته خیلی وقته که نخوندمشون. طبیعیه. نمی­دونم چرا به جای اینکه بشینم و بخونم، مدام ازش فرار می­کنم.

واحدهامون کم شده. این ترم یک مدلسازی پیشرفته داریم و یک واحد سمینار و عملاً یک واحد سمینار دیگه می­مونه تا امتحان جامع.