برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

قانون جذب

تو یک کلاس نشسته بودیم و یکی از دوستهامون داشت در باره قانون جذب با استادمون بحث می­کرد.  می­گفت مهمه که تو قانون جذب ما این نکته رو هم در نظر داشته باشیم که اگه چیزی رو می­خوایم به خوبی برامون اتفاق بیوفته.  مثال زد که من قبلا یک آردی داشتم، با اعتقاد کامل خواستم که تا سال آینده همین موقع یک ماشین شاسی بلند آخرین مدل داشته باشم.  الان من اون ماشین رو دارم.  اما پدرم فوت کردند و با ارثی که بهم رسید این ماشین رو خریدم و الان همیشه عذاب وجدان دارم. 

یکی دو ماه پیش خیلی دلم می­خواست برم شاه عبدالعظیم.  شب به همسرم گفتم میشه با هم بریم. قرار شد بریم که البته مثل همیشه ایشون کارهای مهمتری داشتند و نیومدند.  تو همون هفته کمیته رفاه موسسه اعلام کرد که به عنوان اولین سفر خانوادگی بعد از مدتها، سفر به حضرت شاه عبدالعظیم رو در نظر گرفتند.  از این اتفاق شگفت زده شدم.  ولی نرفتم دلم نمی­خواست تنها برم.  یک وقت­هایی به آقای همسر غر می­زنم که من همیشه مجبورم مثل بیوه­ها زندگی کنمناراحت

امروز برای ختم عموم رفتیم شاه عبدالعظیم.  یعنی من هم با فراخوان قانون جذب مقصرم؟ اگه آدم بخواد این همه فکر و خیال کنه که نابود میشهسوال

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱
تگ ها : عمومی
comment نظرات ()