مدتها بود که امتحان دکترا رو شرکت نمی­کردم، امسال اولین سالیه که خود وزارت علوم به صورت نیمه متمرکز آزمون رو برگزار می­کنه تا جلوی اون همه پارتی­بازی و اجحافی که در حق دانشجوها میشد رو بگیره.  خیلی بد شده بود.  هر دانشگاهی فقط دانشجوهای خودش رو می­گرفت و سئوالات از جزوه­های خودشون بود.  اگه می­خواستی تو 4 تا دانشگاه شرکت کنی باید چهار سری کامل جزوه می­گرفتی، اون هم مگه این دانشجوهای نسل جدید به کسی جزوه میدند!!  دانشجوها برای اینکه نظر استادها رو تو مراحل قبل و بعد از آزمون جلب کنند به هر ترفندی متوسل می­شدند.  دیگه کم کم با این روش­های گرفتن دانشجوی بدون آزمون، وضع خیلی بدتر هم شده بود.  می­دیدی یک سری از دانشجوها برای گرفتن نمره و سئوال، ماشین استادها رو می­بردند کارواش و خریدهای خونشون رو می­کردند و کادوهای آنچنانی و مهمونی­های خاص می­گرفتند و حتی روی میز استادها رو دستمال می­کشیدند.  خیلی­ها تو این سال­ها از ایران رفتند و خیلی­هاشون دیگه برنگشتند.  یک سری به تحصیل در مالزی و ارمنستان و ترکیه رضایت دادند و هزینه­های سرسام آور تحصیل و زندگی تو خارج از کشور رو تقبل کردند. 

برای من که تو سیستم دولتی و تحقیقاتی کار می­کنم، دیگه داشتن مدرک دکترا یک ضرورت محسوب می­شد، به خصوص که تقریباً همه تو بخشمون دکترا گرفتن و برگشتن و من داشتم شهروند درجه دو محسوب می­شدم، من که یک عمر شاگرد اول بلامنازع بودم.  با آقای همسر صحبت کردم و ایشون خیلی استقبال کردند که بریم خارج، ترجیحاً یک کشور اروپایی.  داشتم برای گرفتن یک بورس 25 هزار دلاری در ماه، به­علاوه تمامی هزینه­های تحصیل و اقامت در نیوزیلند با یک دانشگاه مکاتبه می­کردم و اونها هم با دیدن رزومه کاریم خیلی استقبال کردند، مشغول دادن امتحان زبان و نامه­نگاری برای گرفتن بورسیه بودیم که اعلام کردند امسال شیوه آزمون عوض میشه و آزمون سراسری می­گیرند.  همزمان داشتم گرفتن دکترای ترددی از ارمنستان رو بررسی می­کردم و صحبت کرده بودیم که ظرف هفته آینده­اش برام پذیرش بگیرند و بتونم از دو یا سه هفته بعد شروع کنم.  با اینکه دوست داشتم یک کشور دیگه درس بخونم، اما نمی­دونم چرا احساس خوبی در مورد اینکه آقای همسر کارشو اینجا رها کنه، همراه من بیاد و اونجا نه کار داشته باشه، نه بخواد درس بخونه، نداشتم.  برای اولین بار در عمرم استخاره کردم و از دفتر حاج آقای جعفری­تبار در قم خواستم برام استخاره کنند، با خودم قرار گذاشته بودم که نتیجه استخاره هرچی بود بهش عمل کنم، و نتیجه این بود که بلاشک برای دکترای ایران بخونم.  درباره استخاره­های ایشون زیاد شنیده بودم.  برای من که جواب­ها به طور شگفت­انگیزی صحیح بودند.  آقای همسر همش منو مسخره می­کنند و به شوخی میگن ما تا حالا دیگه استخاره هوشمند تلفنی مکانیزه ندیده بودیم.