همکار گرامی جناب آقای مهندس ... 

با سلام

نامه شما را خواندم، اولین باری که این خبر را شنیدم، بی­اغراق تا یک هفته مریض احوال و آشفته حال بودم، تکان دهنده بود و باور نکردنی.  حس بدی داشتم، قابل توصیف نیست. تقریباً همه در موسسه می­دانند که علت این مساله چی بوده و خیلی تاسف آوره که بدونی در حق یک نفر ظلم شده و نتونی هیچ کاری بکنی.  بدونی که یک نفر با تمام قابلیت­هاش و سوابق تحقیقاتی به این خوبی دچار چنین اجحافی بشه، فقط به خاطر اینکه خواسته از حقش دفاع کنه.  نمی دونم ولی من با تمام وجود اعتقاد دارم که غیر از حساب و کتاب اخرت در همین دنیا هم نوعی روح مکافات وجود داره و هر کی به دیگران ظلم بکنه، حتما تو همین دنیا نتیجه آن را می­بیند منتهی با کمی دیر و زود.

مدتها است که نمی­دونم چه باید بکنم، دلم می­خواست بیام و باهاتون همدردی کنم، نمی­دونستم ناراحت می­شین یا خوشحال، می­خواستم به روی خودم نیارم، هر دفعه که می­دیدمتون از خودم شرمنده می­شدم که نمی­تونم کاری بکنم و اینکه آدم از خودش خجالت بکشه، خیلی زجرآوره...

امیدوارم این مساله ختم به خیر بشه و شما به حق خودتون برسین، براتون دعا می­کنم و امیدوارم آنچه که خیر و صلاحه پیش بیاد. گاهی اوقات نعمتها و فرصتهای بزرگ در قالبهایی به ما اعطا میشن که شکل ظاهریشون خوشایند ما نیست.