برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

عرفان حلقه

این روزها در سایتهای مختلف و به خصوص تابناک، مطالب متعدد و با لحن شدیدی در مذمت حرفان حلقه نوشته میشه.  اگه وقت کنم یکبار میشینم و نظراتم رو درباره این گروه مینویسم. مدتها میشه که از کانالهای مختلف من رو دعوت میکردند به شرکت در این جلسات، بیشتر از ۴-۵ ساله که دوستها، آشناها  و آدمهای مختلفی که هیچ ربطی به هم ندارند مرتب بهم گفتند که با این نوع عرفان آشنا بشو و من همیشه گفتم که اعتقادی به این چیزها ندارم، آخرین بار با یکی از مسترهای بزرگ صحبت کردم و ایشون من رو متقاعد کردند که شما که محققی، مثل یک کار تحقیقی به این مساله نگاه کن، بیا و ببین و بشنو و خودت قضاوت کن، و من هم به دلم افتاد که نباید جلوی این همه دعوت از نواحی مختلف مقاومت کنم برم و ببینم چی می گن، من تقریبا سه ترم رفتم و بعد تصمیم گرفتم دیگه ادامه ندم.  فعلا وقت ندارم بشینم یافته هام رو که البته با بحث و گفتگو با موافقین و مخالفین این نظریه به دست آوردم بنویسم، ولی اگه کسی از من بپرسه که به این سمت برم یا نه؟ می تونم فقط یک توصیه بکنم.

ببینین، این جور حرفها، (بر خلاف ادعای پیروان این عرفان) علم نیست که بشه با ابزارهای علمی صحت سنجیش کرد، یک جور اعتقاده، یا شما می تونی قبولش کنی یا نمی تونی، راهی هم که در نهایت با تکیه بر ابزار علمی بتونی درستی یا غلط بودن حرفهاشون رو بسنجی نداریم. تو یک سری موارد مثل تشعشع دفاعی یا فرادرمانی من خودم اثراتی رو دیدم نمی تونم منکر بشم، امانمیشه از این طریق هر چه رو که گفته میشه، قبول کرد. به نظر من بهتره به صورت کلی ادم بدونه همچین نظریه ها، قدرتها و انرژیهایی هم هست، اما خیلی غرق در این مسایل نشه و مشغول زندگی معمولی خودش باشه.

پ.ن: داشتم تو اینترنت میگشتم، رسیدم به یک سری مثلا گزارش افشا گرایانه از برگزاری کلاسهای مختلط و به صورت بی حجاب و ... درسته که من اعتقادات این گروه رو نپسندیدم ولی خداییش خیلی بده که برای خراب کردن دیگران به جای اینکه بشینیم و درباره نظریاتشون مباحثه کنیم، از این حربه ها استفاده کنیم.  کلاس ما معمولاً با ٢٠-٢۵ نفر تشکیل میشد، مختلط بود، مثل دانشگاهها یا خیلی کلاسهای دیگه، تو کلاس ما اکثرا با هم نسبت خانوادگی داشتند مثلا تا اونجا که یادم می آد: پدر و دختر، مادر و پسر، خواهر و برادر، دو تا خواهر، و ۴-۵ تاشون هم زن و شوهر بودند، میانگین سنی کلاس ما ٣۵ سال بود و تقریبا همشون آدمهای درست و حسابی بودند و هر کی تو کار خودش موفق بود. اصلا مساله بی حجاب بودن و عدم رعایت شئون اسلامی و از این جور چیزها نداشتیم. واقعا هیچ مورد بدی در این مدت من ندیدیم.

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٥
تگ ها : عمومی
comment نظرات ()