cm 5/3

چکیده

 

نمک خوراکی نقش کلیدی در توسعه و بهبود ویژگی‌های حسی مواد غذایی دارد.  مطلوبیت طعم شور ویژه نمک برای ذائقه انسان و افزایش تولید و مصرف غذاهای فرآیند شده صنعتی، دریافت مقادیر زیاد یون سدیم را در سال‌های اخیر به دنبال داشته است.  اگرچه سدیم برای بقای سلامتی بدن ضروری است، مصرف زیاد آن و عدم تعادل بین سدیم و سایر الکترولیت‌ها نظیر پتاسیم مخاطرات جدی به همراه دارد.  به عنوان مثال فشار خون بالا عامل خطرزای عمده‌ای برای بیماری قلبی، سکته و بیماری‌های کلیوی است.  در این مقاله ضمن بررسی نقش تغذیه‌ای و عملکردی سدیم، نیاز تغذیه‌ای در شرایط مختلف نظیر دوره‌های مختلف زندگی، ابتلاء به بیماری‌ها، وزن، سن و جنس مصرف‌کننده، فعالیت‌های فیزیکی، مصرف داروهای مداخله‌گر، و همچنین مقادیر توصیه‌شده توسط متخصصان تغذیه و مؤسسات بهداشتی بین‌المللی و آثار بهداشتی مصرف نمک خوراکی در بیماری‌هایی نظیر ابتلا به فشار خون بالا و بیماری‌های کلیوی بررسی شده است.

-

واژه‌های کلیدی: نمک، سدیم، پتاسیم، سلامت، تغذیه

 


cm 5/2

1- مقدمه

نمک خوراکی و سایر ترکیبات محتوی سدیم به طور معمول در زمان آماده‌سازی و فرآوری مواد غذایی به کار می‌روند.

در این مقاله سودمندی‌ها و مخاطرات مصرف نمک خوراکی با در نظر گرفتن شرایط مختلف مؤثر بر نیازمندی‌های روزانه و مقادیر توصیه شده متخصصان تغذیه نظیر دوره‌های مختلف زندگی،سن،جنس،وزن،فعالیت‌هایفیزیکی،ابتلاءبهبیماری‌های مزمن نظیر بیماری‌های کلیوی، قلبی-عروقی و فشار خون بالا مصرف داروهای مداخله‌گر به تفصیل بحث و بررسی شده است.

 

2- نقش حیاتی سدیم در بقای سلامتی

       سدیم ماده معدنی ضروری برای بقای سلامتی بدن است و باید به‌طور منظم و با قاعده در مقادیر کافی مصرف شود]1[.

 

3- تعادل سدیم در بدن

سدیم جزئی حیاتی در تمامی سیالات بدن انسان از جمله خون و عرق به شمار می­رود.  اغلب به همراه سایر مواد معدنی نظیر پتاسیم و کلر، نقش اصلی را در ابقای تعادل مناسب سیالات و همچنین تعادل اسید- باز سیالات بدن دارد.  سدیم و کلر معمولاً در خارج دیواره سلولی و پتاسیم در داخل سلول­ها وجود دارند و در مجموع به تنظیم جابه‌جایی سیالات از دیواره سلولی کمک می­کنند.  این حرکت سیالات مواد غذایی لازم را به داخل سلول هدایت و مواد اضافی را از سلول­ها خارج می­کند (شکل 1).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1- عملکرد پمپ سدیم- پتاسیم در دیواره سلولی

 

کلیه­ها میزان سدیم بدن و آب در جریان در بدن را تنظیم می­کنند. در اشخاص سالم سدیم اضافی از طریق ادرار و به مقدار کمتری از طریق تعرق دفع می­شود. در واکنش به اثر دریافت مقادیر زیاد سدیم،‌بدن ادرار بیشتری تولید و دفع می­کند.  در صورتی‌که سدیم اضافی دفع نشود، ‌مثلاً در زمان عملکرد ناقص کلیه­ها، ممکن است تورم و آماس بافت­های بدن رخ دهد زیرا سدیم باعث باقی‌ماندن آب و سیالات در بدن می­شود.  زمانی­که سیال اضافی در بدن باقی می­ماند،‌حجم خون افزایش می­یابد که به نوبه خود باعث افزایش فشار خون می­شود و قلب را وادار به کار بیشتر برای جا‌به‌جا کردن و به حرکت در‌آوردن خون در رگ­های خونی می­کند. این پدیده نشان می­دهد که نقش سدیم در ابقای تعادل مطلوب سیالات بدن،‌همچنین در تنظیم حجم و فشار خون نیز مؤثر است]1 و 2[.

به مجموعه سدیم،‌پتاسیم و کلر الکترولیت اطلاق می­شود زیرا هنگام حل‌شدن در مایعات بدن شارژ‌الکتریکی کمی ایجاد می­کنند. به دلیل این شارژ الکتریکی،‌سدیم، پتاسیم و کلر به انتقال پیام عصبی در سراسر بدن کمک می­کنند.  به عنوان مثال کنترل عصبی انقباض و انبساط عضلات بستگی به سیگنال­های تولید شده توسط این الکترولیت­ها دارد. برای اطمینان از عملکرد طبیعی سیستم عصبی هر سه الکترولیت باید به میزان مناسب و در تعادل با یکدیگر وجود داشته باشند.  کمبود سدیم نسبتاً غیر متداول است.  حتی زمانی­که دریافت سدیم کم است، بدن با کاهش مقدار دفع از راه ادرار و تعریق، تعادل بین سدیم و سایر الکترولیت­ها را حفظ می‌کند.  کلیه­های سالم در حفظ پتاسیم کارآیی ندارند و در صورت دریافت کم، قادر به جلوگیری از کمبود پتاسیم نیستند.  کلرید برای تأمین سلامتی ضروری است.  به حفظ تعادل اسید‌‌باز بدن و به جذب پتاسیم کمک می­کند.  کلرید جزئی از اسید معده است و توانایی انتقال دی‌اکسید‌کربن از بافت­ها به شش­ها را افزایش می­دهد]1 و 2[.

 

4- نیاز تغذیه­ای سدیم

انستیتو پزشکی Institute of Medicine's (IOM) در سال 2004 گزارشی با عنوان شاخص­های دریافت تغذیه­ای آب،‌ پتاسیم، ‌سدیم، کلرید و سولفیت منتشر کرده و در آن، مقادیر دریافت کافی Adequate Intake (AI) بر اساس حداقل مقدار دریافت سدیم در رژیم غذایی که از نظر سایر مواد مغذی ضروری کافی باشد و همچنین برای جایگزینی سدیم تلف شده روزانه از طریق عرق در افرادی با میزان فعالیت فیزیکی توصیه شده، ارائه شده است.  AI برای سدیم، 1500 میلی­گرم در روز معادل 3800 میلی گرم نمک برای افراد 19 تا 50 سال با فشار خون طبیعی است.  این مقدار کمتر از نصف مقدار تخمین زده شده (3200 گرم در روز) متوسط مصرف نمک در ایالات متحده آمریکاست.  در افراد مسن با توجه به کاهش میزان انرژی دریافتی مقدار سدیم هم بایستی کاهش پیدا کند.  در جدول 1 شاخص دریافت تغذیه­ای برای سدیم در گروه­هایی با سبک زندگی مختلف ارائه شده است.  اشخاصی با میزان فعالیت فیزیکی بیشتر یا افرادی که در مناطق آب و هوایی گرم و مرطوب زندگی می­کنند و تعریق بیشتری دارند، ممکن است به سدیم بیشتری، احتیاج داشته باشند]3[.

IOM همچنین مقدار حداکثری برای مصرف روزانه سدیم پیشنهاد کرده است، که به نام میزان بالایی قابل تحمل جذب (UL) Tolerable Upper Intake Level شناخته می­شود.  در اشخاص سالم تا 50 سال این مقدار 2300 میلی گرم در روز معادل 5800 میلی گرم نمک است.  در گزارش علمی سال 2005 Dietary Guidelines Advisory Committee آمریکا نیز در خصوص مقدار توصیه شده دریافت روزانه سدیم، با میزان UL موافقت شده است.  بر اساس این گزارش در اشخاص سالم هدف کلی کاهش دریافت سدیم به کمتر از 2300 میلی گرم سدیم در روز است.  به اشخاص مسن­تر، آمریکایی­های آفریقایی تبار و افرادی که بیماری­های مزمن نظیر فشار خون، دیابت و بیماری­های کلیوی دارند، توصیه شده است که مقدار دریافت سدیم را حتی بیشتر از این مقدار کاهش دهند]2[.

 

جدول 1- شاخص دریافت تغذیه­ای(Dietary Reference Intake) برای سدیم

حد بالایی دریافت قابل تحمل (UL)

(میلی­گرم در روز)

مقدار کافی دریافت(AI)

(میلی­گرم در روز)

مرحله زندگی/ سن

نوزادان

ND
ND

120

370

0-6 ماهه

7-12 ماهه

کودکان

1500

1900

1000

1200

1-3 سال

4-8 سال

مردان

2200

2300

2300

2300

2300

2300

1500

1500

1500

1500

1300

1200

9-13 سال

14-18 سال

19-30 سال

31-50 سال

5-70 سال

بیش از 70 سال

زنان

2200

2300

2300

2300

2300

2300

1500

1500

1500

1500

1300

1200

9-13 سال

14-18 سال

19-30 سال

31-50 سال

5-70 سال

بیش از 70 سال

بارداری

2300

2300

1500

1500

14-18 سال

19-50 سال

شیردهی

2300

2300

1500

1500

14-18 سال

19-50 سال

ND = Not determinable due to lack of data of adverse effects in this age group and concern with regard to lack of ability to handle excess amounts. Source of intake should be from food only to prevent high levels of intake.

Source: Adapted from Dietary Reference Intakes for Water, Potassium, Sodium, Chloride, and Sulfate. Institute of Medicine, 2004.

1-4- اثر فعالیت­های فیزیکی و دما

       از دستدادن سدیم از طریق افزایش تعریق بستگی به طول مدت و میزان فعالیت فیزیکی و همچنین دمای هوا دارد.  در اشخاصی که هر روز بشدت ودرهوای بسیارگرمفعالیت می­کنند مقادیر قابل توجهی از سدیم را می­توانند از طریق تعریق از دست بدهند.  بنابراین AI برای اشخاصی با فعالیت فیزیکی بالا نظیر ورزشکاران قهرمانی به کار نمی­رود.  به هر حال دریافت مقادیر بالاتر کالری مورد نیاز با فعالیت ورزشی احتمالاً مقدار سدیم کافی برای تأمین افزایش نیاز را فراهم می­کند. از دست دادن سدیم از طریق عرق بستگی به کل رژیم غذایی، دریافت سدیم،‌میزان تعریق،‌وضعیت جذب آب (Hydration Status) و درجه‌سازگاری بدن فرد با دما و آب و هوای محیطی دارد]3[.

 

2-4- آثار پتاسیم و کلسیم

مشخص شده است که دریافت مقادیر زیاد پتاسیم از طریق مکمل­ها، خروج سدیم از ‌راه ادرار را افزایش داده ‌است]4[. اعتقاد بر این است که پتاسیم مانع جذب مجدد سدیم در کلیه می­شود تا زمانی­که تعادل به دست آید.  افزایش سدیم ادراری منجر به کاهش حجم و فشار خون می­شود.  در بسیاری از مطالعات کلینیکی از مکمل­های پتاسیم برای دستیابی به مقادیر مختلف و بالاتر دریافت پتاسیم استفاده شده است.  به هر حال حداقل در یک پژوهش نتیجه گرفته شده است که افزایش کافی دریافت پتاسیم (تقریباً 2300 میلی­گرم پتاسیم در روز) می­تواند با استفاده از جایگزین نمک حاوی پتاسیم و افزایش دریافت میوه و سبزی حاصل شود]5[. با توجه به توان بالقوه کاهش فشار خون و کاهش تولید سنگ کلیه و پوکی استخوان، در گزارش Dietary Guidelines Advisory Committee حداقل میزان دریافت روزانه پتاسیم 4700 میلی­گرم توصیه شده است]2 و 7[.

سوالز در سال 1991 تخمین زده است که با متوسط نامحدود (اختیاری) دریافت نمک­های رژیمی از 2 تا 5/2 گرم در روز، دریافت روزانه پتاسیم از 5/2 گرم تا حدود 78/0 گرم افزایش خواهد یافت]8[.  همچنین مشخص شده که دریافت مقادیر بالاتر سدیم باعث افزایش دفع کلسیم از طریق ادرار و اثرات مضر احتمالی بر سلامتی استخوان­ها می­شود.  با این حال اثرات دریافت کلسیم بر خروج سدیم از بدن واضح نیست.  شواهد محدودی وجود دارد مبنی بر اینکه دریافت مقادیر کم یا زیاد کلسیم رژیمی یا مکمل کلسیم بر خروج سدیم از بدن تأثیری ندارد و یا تأثیر محدودی داشته است]9 و 10[.

 

3-4- آثار مدرها (دیورتیک­ها)

مدرها باعث افزایش تولید ادرار می­شوند. زمانی­که کلیه ها برای تولید ادرار بیشتر تحریک شده­اند، سیالات و مواد معدنی اضافی از جمله سدیم و کلرید از بدن خارج می­شوند.  کاهش کل آب بدن به کاهش حجم و فشار خون کمک می­کند.  دیورتیک­ها برای درمان شرایط مختلف نظیر فشار خون بالا، نارسایی احتقانی قلب، یا بیماری کلیه به کار می­روند.  هر یک از انواع دیورتیک­ها به طور مختلفی بر بدن و در نتیجه بر تعادل سدیم، کلرید و پتاسیم تأثیر می­گذارند.  زمانی­که یک داروی دیورتیک برای درمان فشار خون به کار می­رود، رژیم غذایی نیز تا حدودی از نظر دریافت سدیم محدود می­گردد(کمتر از 2400 میلی گرم سدیم در روز).  این امر باعث برقراری تعادلی بین کارآیی دارو و ایمنی افراد می­شود.  در مورد برخی دیورتیکها، اتلاف پتاسیم با استفاده از مکملها یا افزایش دریافت غذاهای غنی از پتاسیم جبران می شود]11[.

 

4-4- آثار بیماری و وزن بدن

در فیبروز کیتیک (Cystic Fibrosis-CF)، انتقال سدیم و کلرید بین مایعات بدن و سلول­ها کامل انجام نمی­شود که باعث تولید موکوس ویسکوز و غلیظی می­شود.  در نتیجه میزان سدیم و کلرید عرق بسیار بالا است.  این وضع منجر به افزایش نیاز به سدیم و کلرید در اشخاص مبتلا به فیبروز کیتیک می­شود، هرچند مقدار دقیق آن مشخص نیست.

دیابت نیز ممکن است بر مقدار نیاز به سدیم تأثیر بگذارد.  در شرایط وجود مقدار زیاد گلوکز در خون (هایپرگلیسمی) و مقدار زیاد گلوکز در ادرار (گلوکوز اوریا)، کلیه با افزایش حجم آب و سدیم وضعیت را جبران می­کند.  در موارد حاد هایپرگلیسمی ممکن است حجم خون و میزان سدیم به شدت کاهش یابد که در این حالت بایستی با تجویز درون وریدی سرم­های آب و کلرید سدیم به همراه انسولین،‌ عدم تعادل برطرف شود.

فشار خون بالا و سایر بیماری­های قلبی عروقی در اشخاص مبتلا به دیابت متداول است.  این شرایط اغلب با کاهش دریافت سدیم درمان می­شود.  برخی داروهای پایین آورنده قند (هایپوگلیسمیک) خوراکی نظیر Chlorpropramide با میزان کم سدیم در خون به دلیل افزایش جذب مجدد آب در ارتباط هستند]3[.

ظاهراً وزن بدن تأثیری بر نیاز روزانه به سدیم ندارد.  به هر حال یک ارتباط مشخص و پایدار بین کاهش وزن و فشار خون نشان می­دهد که کاهش وزن، فشار خون را کاهش می دهد]12[. 

 

5-4- آثار دوره­های زندگی

تحقیقات محدودی در زمینه مقدار سدیم مورد نیاز برای رشد و نمو طبیعی موجود است.  توقف رشد در کودکان خردسال که بیماری­هایی در ارتباط با از دست دادن نمک داشته‌اند مشاهده شده که احتمال می­رود نشانه نیاز به سدیم کافی در مراحل اولیه زندگی باشد.  هرچند اطلاعات دقیقی در خصوص اثر مقادیر مختلف سدیم بر رشد نوزادان طبیعی با دوره جنینی کامل وجود ندارد اما در نوزادان نارس به نظر می­رسد سدیم برای رشد طبیعی ضروری باشد]13[.  سدیم رژیمی در مقادیر کافی برای توزیع طبیعی خون و حجم مایعات ضروری است.  میزان نیاز به سدیم برای نوزادان بر اساس متوسط مقدار سدیم در شیر مادر و غذاهای کمکی مصرفی نوزادان در سنین مختلف تخمین زده شده است.  برای کودکان و نوجوانان میزان سدیم توصیه شده مشابه بزرگسالان استو بر اساس تأمین نیازهای تغذیه­ای سایر مواد مغذی است.  بنابراین برای کودکان و نوجوانانمقدار AI بر اساس نیازمندی بزرگسالان در میزان دریافت انرژی کمتر است.  در طی بارداری و شیردهی، شواهدی دال بر تغییر میزان سدیم مورد نیاز نسبت به سایر زنان وجود ندارد ]2[.

 

5- سدیم توصیه شده توسط سایر متخصصان و مؤسسات:

مباحثات زیادی در زمینه مقدار مناسب دریافت روزانه سدیم و لزوم کاهش دریافت سدیم در کل جامعه وجود دارد. همانطور که قبلاً ذکر شد IOM و Dietary Guidelines AdvisoryCommittee در سال 2005 توصیه می­کنند که مقدار دریافت سدیم در کل جامعه ایالات متحده آمریکا به میزان قابل توجهی کاهش داده شود.  این توصیه­ها بر اساس مقدار سدیم روزانه مورد نیاز برای حفظ سلامتی و کاهش خطرات بروز فشار خون است.  در سال 1994 اداره غذا و داروی امریکا (FDA) مقدار روزانه Daily Value (DV)،‌2400 میلی­گرم را برای استفاده به عنوان مقدار مرجع در برچسب گذاری غذاها تعیین کرد.  برنامه ملی مطالعه فشار خون بالا در آمریکا معین کرده است که مقدار سدیم دریافتی نباید بیش از 2300 میلی­گرم در روز باشد تا از بروز فشارخون بالا در افرادی که فشار خون بالا ندارند جلوگیری شود]14[. کاهش مقدار سدیم اولین راه کمک دارویی در اشخاص دارای فشار خون بالا است ]11[.

انجمن قلب آمریکا توصیه می­کند که مقدار سدیم برای آمریکایی­های سالم نباید بیش از 2400 میلی­گرم در روز باشد. Great Britain's Scientific Advisory Committee on Nutrition نیز در سال 2003 حداکثر دریافت سدیم را 2400 میلی گرم در روز تعیین کرده است]15[.  برنامه مطالعه فشار خون بالا در کانادا تغییراتی در سبک زندگی، نظیر ورزش و کاهش وزن را برای جلوگیری و کنترل فشار خون بالا معرفی می­کند، اما کاهش مقدار دریافت روزانه سدیم در افرادی با فشار خون معمولی توصیه نشده است ]16[. در گزارش سال 2003 سازمان بهداشت جهانی در خصوص «رژیم غذایی، تغذیه و پیشگیری از بیماری­های مزمن» بر محدود کردن دریافت سدیم به کمتر از 2000 میلی­گرم در روز توصیه شده است، علاوه بر این حداکثر 1600 میلی­گرم سدیم در روز برای کاهش فشار خون تعیین شده است]17[.

 

6- تخمین مقدار واقعی دریافت سدیم

عمده‌ترین منبع تغذیه­ای دریافت سدیم در ایران و اکثر کشورهای جهان نمک خوراکی است.  نمک خوراکی تقریباً 90 درصد کل سدیم مصرفی در ایالات متحده را تشکیل می­دهد]18[.  سایر اشکال سدیم که در کل میزان سدیم غذا سهم دارند شامل چاشنی­ها و سس­های دارای سدیم نظیر مونوسدیم گلوتامات و سایر افزودنی­های محتوی سدیم هستند که در طی فراوری برای طعم­دهی و سایر مقاصد تکنولوژیکی نظیر نگهداری ماده غذایی افزوده می­شوند.  بسیاری از ادویه­ها و چاشنی­ها نظیر سس سویا، کچاپ و خردل به واسطه نمک یا سایر اجزای حاوی سدیم، دارای سدیم هستند.

تخمین زده شده که از کل سدیم مصرفی در آمریکا، 77 درصد در حین فراوری مواد غذایی به آنها افزوده شده، 7 درصد در هنگام صرف غذا و 5 درصد در طی زمان پخت و کمتر از یک درصد از طریق آب آشامیدنی دریافت شده است]2[.  فقط حدود 12 درصد از کل نمک مصرفی به صورت طبیعی بوده است و در غذاهایی نظیر شیر،‌گوشت قرمز، گوشت ماکیان،‌صدف، سبزیجات، آب معدنی و آب آشامیدنی تأمین شده است ]18[.

بر اساس گزارش سومین تحقیق ملی ارزیابی تغذیه و بهداشت
(the Third National Health and Nutrition Examination Survey- NHANESIII) متوسط دریافت سدیم در میان مردان و زنان 31 تا 50 ساله به ترتیب 4300 و 2900 میلی­گرمسدیمدرروز بودهاست.  تقریباً 95 درصد مردان بزرگسال و 75 درصد زنان بزرگسال بیش از حد بالایی توصیه شده 2300 میلی گرم سدیم در روز و 100 درصد افراد بیش از AI معادل 1500 میلی­گرم در روز دریافت می­کرده­اند.  در این گزارش نمکی که هنگام صرف غذا افزوده می­شود در نظر گرفته نشده است]3[.

 

7- آثار بهداشتی سدیم تغذیه­ای

فشارخونبالایکعاملخطرزای عمدهبرایبیماری قلبی، سکته و بیماری­های کلیوی است.  بر اساس آمارهای موجود، از بین 800 نفر مرگ روزانه در ایران 300 نفر به علت بیماری­های قلبی و عروقی فوت می­کنند و نمک زیاد نان و سدیم اضافی از طریق جوش شیرین عامل مؤثر بر این مشکل است.  توضیح اینکه در ایران در مواردی­که کیفیت آرد برای پخت نان­های مسطح و نیمه حجیم سنتی پایین باشد با افزودن نمک اضافی این ضعف را کاهش می­دهند ]19[.

فشار خون بالا در بین زنان و مردان تقریباً به یک نسبت شیوع دارد و در آمریکا 35 میلیون زن و 30 میلیون مرد از این بیماری رنج می­برند]20[.

دو نوع فشار خون وجود دارد: اولیه و ثانویه

در اغلب موارد فشار خون بالا اولیه در نظر گرفته می­شود به این معنی که علت آن ناشناخته است.  فشار خون اولیه درمان ندارد و باید برای تمام طول زندگی معالجه و کنترل شود.  فاکتورهایی که با ایجاد و پیشرفت فشار خون بالا مرتبط هستند عبارتند از: سابقه فامیلی، افزایش سن، اضافه وزن، مصرف الکل زیاد، فعالیت کم فیزیکی و سیگار. حدود 5 تا 10 درصد موارد فشارخون بالا جزو موارد ثانویه محسوب می­شوند، ‌نظیر بیماری کلیوی، بیماری تیروئید و بارداری.  در افزایش فشار خون ثانویه، فشار خون بالا نشانه­ای از شرایط یا مشکلی دیگر است که اگر برطرف شود ممکن است فشار خون به حد طبیعی باز گردد.  برخی داروها نیز ممکن است باعث افزایش فشار خون شود.

فاکتورهای تغذیه­ای متعددی بر افزایش فشار خون نقش دارند: از جمله دریافت مقادیر زیاد سدیم، دریافت ناکافی پتاسیم، کلسیم و منیزیم، مصرف زیاد الکل و اضافه وزن زیاد.  تصحیح این فاکتورهای مرتبط با رژیم غذایی، استراتژی کلیدی در مدیریت فشار خون بالا است]24-21[.

 بر اساس گزارش NHLBI، کاهش دریافت سدیم تغذیه­ای از مقادیر فعلی به کمتر از 2400 میلی­گرم در روز (معادل 6 گرم نمک) می­تواند به طور متوسط باعث کاهش فشار خون سیستولیک به میزان 2 تا 8 میلی­متر جیوه شود ]11[.

به علاوه استفاده از برنامه غذایی DASH که غنی از پتاسیم‏، منیزیم وکلسیم است ممکن است باعث کاهش بیشتر فشار خون سیستولیک (به طور متوسط حدود 8 تا 14 میلی­متر جیوه) شود]22 و 23[.

مشخص شده است که افزایش دریافت پتاسیم به تنهایی، باعث کاهش حساسیت به نمک فشار خون حتی در اشخاصی با فشار خون طبیعی شده است]25[.  همچنین استفاده از رژیم­های غذایی غنی از پتاسیم، کلسیم و منیزیوم، با کاهش میزان فشار خون در ارتباط بوده­اند]5[.

در بررسی­های انجام شده روی مکمل­های کلسیم و پتاسیم رژیمی فشار خون بالای حساس به نمک با افزایش دریافت پتاسیم و کلسیم کاهش یافته است که ظاهراً به دلیل افزایش خروج سدیم از ادرار بوده است ]14، 26و 27[.

مطالعاتاپیدمیولوژیکوبالینینشانمی­دهد کمبود پتاسیم یا کلسیم رژیمی باعث تقویت اثر دریافت مقادیر بالای نمک بر فشار خون حساس به نمک شده است]28[. نتایج بررسی­ها در خصوص ارتباط منیزیوم با فشار خون بالا خیلی ثابت نیست.  مروری بر مطالعات انجام شده نشان داده است که ارتباط معکوس بین میزان منیزیوم و فشار خون وجود دارد]29[.

 

 

8- نتیجه‌گیری

سدیم ماده معدنی ضروری برای بقای سلامتی بدن است و باید به طور منظم و با قاعده در مقادیر کافی مصرف شود.  کمبود سدیم نسبتاً غیر متداول است.  حتی زمانی‌که دریافت سدیم کم باشد، بدن با کاهش مقدار دفع تعادل بین سدیم و سایر الکترولیت‌ها را حفظ می‌کند.  دریافت زیاد سدیم و عدم تعادل بین سدیم و سایر الکترولیت‌ها مخاطرات جدی به همراه دارد.  به عنوان مثال فشار خون بالا عامل خطرزای عمده‌ای برای بیماری قلبی، سکته و بیماری‌های کلیوی است.  مباحثات زیادی در زمینه مقدار مناسب دریافت روزانه سدیم و لزوم کاهش دریافت سدیم در کل جامعه وجود دارد.  به طور معمول مقدار دریافت کافی (AI) برای سدیم 1500 میلی‌گرم در روز معادل 3800 میلی‌گرم نمک برای افراد 19 تا 50 سال با فشار خون طبیعی است.  نیاز تغذیه‌ای در شرایط مختلف نظیر دوره‌های مختلف زندگی، ابتلاء به بیماری‌ها، وزن، سن و جنس مصرف‌کننده، فعالیت‌های فیزیکی و مصرف داروهای مداخله‌‌گر متفاوت است.  با توجه به مخاطرات دریافت زیاد سدیم، گرایش جهانی و توصیه مؤکد سازمان‌های بهداشتی بین‌المللی بر کاهش و محدود‌کردن میزان دریافت سدیم است.  عمده‌ترین منبع تغذیه‌ای دریافت سدیم در ایران و اکثر کشورهای جهان نمک خوراکی است.  از این‌رو کاهش مصرف نمک در رژیم غذایی مورد تأکید بوده و می‌تواند نقش بسزایی در تأمین و ارتقاء سلامت افراد جامعه داشته باشد.

 

مراجع

 

1-  "کاربرد کلرید پتاسیم به عنوان جایگزین نمک خوراکی در تهیه نان‌های رژیمی"، گزارش نهایی طرح تحقیقاتی، مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی، وزارت جهاد کشاورزی، نشریه شماره 1548/84، 1385.

2- www.ific.org/publications/reviews/sodiumir.cfm.

3- Anon., Institute of Medicine. Dietary reference intakes for water, potassium, sodium, chloride, and sulfate, Standing Committee on the Scientific Evaluation of Dietary Reference Intakes, Food and Nutrition Board. National Academy Press, 2004.

4- A.J. Allsopp, R. Sutherland, P. Wood, S.A. Wootton, The effect of sodium balance on sweat sodium secretion and plasma aldosterone concentration, Eur. J. Applied Physiol. 78 (1998) 516-521.

5- E.M. Van Leer, J. Seidell, C. Kromhout, Dietary calcium, potassium, magnesium and blood pressure in the Netherlands, Int. J. Epidemiol. 24 (1995) 1117-1123.

6- G.A. MacGregor, S.J. Smith, N.D. Markandu, R.A. Banks, G.A. Sagnella, Moderate potassium supplementation in essential hypertension, The Lancet. 2 (1982) 567-570.

7- G.C. Curhan, W.C. Willett, E.B. Rimm, M.J. Stampfer, Dietary factors and the risk of incident kidney stones in younger women: Nurses’ Health Study II, Arch. Intern. Med.  164(2004) 885-891.

8- J.D. Swales, Salt substitutes and potassium intake, The British Med. J. 303 (1991), 10834-1085.

9- F.P. Cappuccio, G.A. MacGregor, Does potassium supplementation lower blood pressure? A meta- analysis of published trials,  J. of Hypertension. 9 (1991) 465- 473.

10- M.H. Weinberger, U.L. Wagner, N.S. Fineberg, The blood pressure effects of calcium supplementation in humans of known sodium responsiveness, Am. J. Hypertens. 6 (1993) 799-805.

11- Anon., National Heart, Lung, and Blood Institute; National high blood pressure education program coordinating committee, The seventh report of the joint national committee on prevention, detection, evaluation, and treatment of high blood pressure (JNC 7), Hypertension. 42(2003) 1206-1252.

12- J.E. Neter, B.E. Stam, F.J. Kok, D.E. Grobbee, J.M. Geleijnse, Influence of weight reduction on blood pressure: A meta-analysis of randomized controlled trials, Hypertension 42(2003) 878-884.

13- J. Al-Dahhan, G.B. Haycock, C. Chantler, L. Simmler, Sodium homeostasis in term and preterm neonates. III. Effect of salt supplementation, Arch. Dis. Child. 59(1984) 945-950.

14- P.K. Whelton, J. He, L.J. Appel, J.A. Cutler, S. Havas, T.A. Kotchen, E.J. Roccella, R. Stout, C. Vallbona, M.C. Winston, J. Karimbaka, Primary prevention of hypertension: Clinical and public health advisory from the National High Blood Pressure Education Program, JAMA (2002)288, 1882-1888.

15- www.heartstats.org

16- R.M. Touyz, N. Campbell, A. Logan, N. Gledhill, R. Petrella, R. Padwal, Canadian hypertension education program. The 2004 Canadian recommendations for the management of hypertension: Part III-Lifestyle modifications to prevent and control hypertension. Can. J. Cardiol. 20(2004):55-9.

17- www.who.int/hpr/NPH.

18- R.D. Mattes, D. Donnelly, Relative contributions of dietary sodium sources, J. Am. Coll. Nutri. 10(1991), 383-393.

19- شاهدی، م.،تلفات نان و راهکارهای کاهش آن، کنفرانس روش­های پیشگیری از اتلاف منابع علمی، فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، تهران، 19-21 خرداد ماه 1383، ص 181-193.

20- L.E. Fields, V.L. Burt, J.A. Cutler, J. Hughes, E.J. Roccella, P. Sorlie, The burden of adult hypertension in the United States 1999 to 2000: A rising tide, Hypertension 44(2004), 398

21- C.J. Wyatt, K. Ronan, Evaluation of potassium chloride as a salt substitute in bread, J of Food Sci. 47(1982), 672-673.

22- F.M. Sacks, L.P. Svetkey, W.M. Vollmer, Effects on blood pressure of reduced dietary sodium and the Dietary Approaches to Stop Hypertension (DASH) diet. DASH-Sodium Collaborative Research Group, N Engl J Med (2001)344, 3-10.

23- W.M. Vollmer, F.M. Sacks, J. Ard, Effects of diet and sodium intake on blood pressure: Subgroup analysis of the DASH-sodium trial, Ann. Intern. Med. 135(2001):1019-1028.

24- A.V. Chobanian, M. Hill, M., National heart, lung, and blood institute workshop on sodium and blood pressure: A critical review of current scientific evidence, Hypertension 35(2000) 858-863.

25- R.C.J. Morris, A. Sebastian, A. Forman, M. Tanaka, O. Schmidlin, Normotensive salt sensitivity: Effects of race and dietary potassium, Hypertension 33(1999) 18-23.

26- F.J. Haddy, M.B. Pamnani, Role of dietary salt in hypertension, J. Am. Coll. Nutri. 14(1995) 428-438.

27- P.S. Allender, J.A. Cutler, D. Follmann, F.P. Cappuccio, J. Pryer, P. Elliott, Dietary calcium and blood pressure: a meta-analysis of randomized clinical trials, Ann. Intern. Med. 124(1996) 825-829.

28- T.A. Kotchen, J.M. Kothen, Dietary sodium and blood pressure: Interactions with other nutrients, Am. J. Clin. Nutri. 65(suppl)( 1997) 708S-11S.

29- S. Mizushima, F.P. Cappuccio, R. Nichols, P. Elliott, Dietary magnesium intake and blood pressure: a qualitative overview of the observational studies, J. Hum Hypertens 12(1998.), 447-453.

 

 

 

 

 

 


Risks and Benefits of Salt Consumption for Human Health

  

 

 

Abstract

Salt has a key role in improving organoleptic properties of foods.  Beside unique taste of salt and its palatability, increasing production and consumption of industrially processed foods, have increased sodium intake from diet.  Although sodium is necessary for balance fluids in the body and good health, high sodium intake may be associated with adverse health effects, for example hypertension or high blood pressure, which is identified as a major risk factor for heart disease, stroke and kidney disease.  In this paper dietetic and fuctional roles of sodium, dietary sodium requirements, health effects of dietary sodium, sodium intake recommendations from experts and international organizations will be reviewd.  Also effects of life stage, life style, physical activity and temperature, potassium and calcium intake, diuretics, disease and body weight on dietary sodium requirements will be discussed.

 

Keywords: Salt, Sodium, Health, Dietary Requirements