برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

دزد وقاضی

برد دزدی را سوی قاضی عسس 
خلق بسیاری روان از پیش و پس 
***

گفت قاضی کاین خطا کاری چه بود 
دزد گفت از مردم آزاری چه سود 
***

گفت بد کار را بدکیفراست 
گفت بد کار از منافق بدتراست 
***


گفت هان برگوی شغل خویشتن 
گفت هستم همچو قاضی راهزن 
***

گفت آن زرها که بردستی کجاست 
گفت در همیان تلبیس شماست 
***

گفت آن لعل بد خشانی چه شد 
گفت می دانستم و می دانی چه شد 
***

گفت پیش کیست آن روشن نگین  
گفت بیرون آر دست ازآستین 
***

دزدی پیدا و پنهان کارتوست 
مال دزدی جمله در انبار تواست 
***

تو قلم بر حکم داورمیبری 
من ز دیوار و تو از درمیبری 
***

حد بگردن داری و حدمیزنی 
گر یکی باید زدن صدمیزنی 
***

می زنم گر من ره خلق ای رفیق 
در ره شرعی توقطاع الطریق 
***

می برم من جامه درویش عور 
تو ربا و رشوه می گیری به زور 
* **

دست من بستی برای یک گلیم 
خود گرفتی خانه از دست یتیم 
***

من ربودم موزه  و طشت ونمد 
تو سیه دل مدرک و حکم وسند 
***

دزد جاهل گر یکی ابریق برد 
دزد عارف دفتر تحقیق برد 
***

دیده های عقل گربیناشود 
خود فروشان زودتررسواشوند 
***

دزد زر بستند و دزد دین رهید 
شحنه ما را دید و قاضی راندید 
***

من به راه خود ندیدم چاه را 
تو بدیدی کج نکردی راه را  
***

می زدی خود پشت پابرراستی 
راستی از دیگران میخواستی 
***

دیگر ای گندم نمای جوفروش 
با ردای عجب عیب خودمپوش 
***

چیره دستان می ربایند آنچهه است 
می برند آنگه ز دزد کاه دست 
***

در دل ما حرص آلایش فزود 
نیت پا کان چرا آلوده بود 
***

دزد اگر شب گرم یغما کردن است 
دزدی حکام روز روشن است 
***

حاجت ار ما را ز راه راست برد  
دیو قاضی را ز هر جا خواست برد 

(پروین اعتصامی)

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٩
تگ ها : عمومی
comment نظرات ()