نگاه کردم میبینم یک ردیف کامل کتابهای کلاس ویراستاریمه!  و البته خاطره ورود به دنیای بچه های علوم انسانی و ادبیات که دنیاشون زمین تا آسمون با بچه های ریاضی و حتی تجربی فرق داره.  باور نمی کنین.  مثلا اساتید رشته های علوم انسانی معتقدند که یک قاعده اگه تعداد زیادی مثال نقض داشته باشه، قاعده مهمتر و بهتریه!!!! مدتها طول کشید تا تونستند من رو توجیه کنند که اگه یک قاعده مهم نباشه اهل فن نمیرند دنبال مثال نقض براش بگردند پس مهم بوده که 1000 نفر نقضش کردند!!!!  یا مثلا به هیچ طریقی نمیتونی استادت رو توجیه کنی که در یک نمودار میشه علاوه بر ماگزیمم مطلق ، ماکزیمم یا مینیمم های منطقه ای هم داشت.  برای همین در ویراستاری میگن: یکی از بزرگترین ... غلطه باید بگین از بزرگترین.....  بچه های ریاضی و مهندسی معمولاً بی مهابا کتاب و سی دی می خرند در حالیکه بچه های علوم انسانی جزو افتخارتشون اینه که از تو حراجی ها و کتابخونه های قدیمی و ... نسخه های اصل و نایاب و دست دوم به نصف قیمت پیدا کنند.  جزو اختلافات فاحش اینه که در رشته علوم انسانی مشخصا منظورم ادبیاته، ملاک درست و غلط بودن مشخصی برای امور یا دستور زبان وجود نداره. مثلا یک قاعده دارند بعد میگند این قاعده است اما چون سعدی این جوری گفته پس اینی که سعدی گفته درسته، البته اون قاعده هم درسته!!!  یا مثلا 300 صفحه کتاب راشون یک غوله، در حالی که برای بچه های تجربی 300 صفحه کتاب خوراک دو شبه.  و البته بچه های علوم انسانی خیلی مهربونتر و صادق تر و بی ریاترند.  بیخیال به هر حال یک مجموعه کتاب و جزوه دارم در مورد زبان و ادبیات فارسی و راهنمای آماده ساختن کتاب و چاپ و نشر و ....