روز یکشنبه آقای همسر تهران جلسه داشتند. ساعت 3 اومدند دنبالم، رفتیم اول خونه ما، ایشون رفتند جلسه.

برادرم یک پراید نو خریده بود. دو هفته پیش یک مدولاتور هدیه گرفته بودم. که فلش می‌خورد، به MP3 Player هم وصل می شد. و از طریق فندک ماشین شارژ می شد و از رادیو پخش می کرد.  به کلاس رخش من که نمی خورد با این بلندگوها که هر دفعه تو دست انداز می افتم یکیش کار میافته!!! به عنوان کادوی ماشین جدید دیشب دادمش به برادرم.

شب رفتیم خونه یکی از دوستهای آقای همسر که تازه از آلمان برگشته بود. کلی خندیدیم و شوی لباس برامون گذاشت با شرح اینکه هرکدوم رو کجا خریدند و ... ساعت 12 برگشتیم خونه.