سایت مرکز اسلامی هامبورگ - در پی صدور حکم قاضی دادگاه فرانکفورت که در آن به استناد آیه ای از قرآن کتک زدن زن توسط همسر مسلمان جایز شمرده شده ، سید عباس حسینی قائم مقامی رئیس مرکز اسلامی هامبورگ طی نامهای سرگشاده به قاضی مذکور با مردود شمردن این حکم و استناد آن به قرآن کریم توضیحاتی را در تفسیر آیه ء 34 سورهء نساء بیان نمود که متن کامل آن را ذیلاً ملاحظه می کنید.

« باسمه تعالی شأنه »
 
سرکار خانم بسیار محترم   Christa D.
قاضی دادگاه فرانکفورت
 
احتراماً ، مطلع شدم که جنابعالی در صدور حکم برای یک زن مسلمانِ که از سوی همسر خود مورد ستم قرار گرفته ، به آیه ای از قرآن استناد نموده اید و نتیجهء حکم شما ، تأئید ظلمی بود که به این زن مظلوم رفته است .

از شنیدن این خبر بسیار تعجب کردم . از این رو لازم دیدم نکاتی را در این مورد یادآور شوم .
      1.         قرآن خود به صراحت تأکید می کند که بخشی از آیات آن مفاهیم و معانی متعددی می پذیرد که همهء آن مفاهیم مقصود اصلی نیست و برای دستیابی به مقصود اصلی باید آنها را با در نظر گرفتن سایر ایات و با مکانیزمی خاصّ تفسیر نمود . نکتهء قالب توجه آنکه قرآن برای آنکه راه هرگونه سوء استفاده را مسدود نماید هشدار می دهد که برخی از گمراهان و بیماردلان که در صدد توجیه رفتارهای ناپسند خود هستند به ظاهرِ این آیات استناد می کنند حال آنکه استناد به ظاهر این آیات موجب فساد و گمراهی خواهد شد . (1 )


متأسفانه این هشدار آشکار هم از سوی برخی از مسلمانان و هم از سوی برخی از غیر مسلمانان مورد بی توجهی قرار گرفته و گویا اساساً چنین تصریحی در قرآن وجود ندارد . بی تردید اگر مسأله تفسیرپذیریِ متون مقدّس نادیده گرفته شود ظواهر همهء متون مقدس ادیان مختلف می توانند حتّی دستاویز خشونت و جنایت قرار گیرند . حال چگونه است که شما قاضی محترم که قاعدتاً باید به عنوان مجری قانون حکم نمائید ، با تأئیدِ استنادِ یک رفتار خشونت بار و غیر انسانی به کتاب مقدس مسلمانان ، ناخواسته راه را برای توجیه دینیِ رفتارهای بعدی خشونت طلبان افراطی باز کرده اید .
آیا اگر فردا جنایتکار دیگری . جنایت خود را با ظاهر یکی از آیات قرآن و یا کتاب مقّدس ، توجیه نماید ، شما قاضی محترم رأی بر برائت او خواهید داد ؟!

      2.        بر اساس آنچه که گفته شد مبنی بر تصریح قرآن بر تفسیرپذیری آیات خود آیه ای که در قرآن به آن برای توجیه کتک زدن زنان استناد می شود از جمله ایاتی است که مورد اشاره خود قرآن قرار گرفته و عدم تفسیر آن در نسبت با سایر ایات قرآن ، منشأ گمراهی و رفتار های نادرست خواهد شد .
      3.        در این آیه هیچ تصریحی بر « کتک زدن » صورت نگرفته است بلکه فقط در این آیه از واژه
« ضَرب » ( Sarb  ) استفاده شده است ، این واژه ( ضَرْب ) در قرآن حدود 10 بار بکار رفته شده که معانی آن در همه جا یکسان نیست بلکه دست کم در قرآن برای آن 5 معنای متفاوت وجود دارد . « قرار دادن » و « وضع کردن » ، « مقرر نمودن » ( Auferlegen ) (2) چشم پوشی و نادیده گرفتن (Ÿbergehen  ) (3 )
روی برگرداندن و دوری گزیدن (Abwenden ) (4 )

اندکی تأمل در مفهوم این آیه ، تردیدی باقی نمی گذارد که « ضَرْب » در این آیه نمی تواند و نباید به مفهوم « کتک زدن » باشد . بلکه تنها مفهوم مناسب برای آن « اعراض کردن و دوری گزیدن » ( Abwenden ) می باشد . چرا که موضوع این آیات ، اختلافات زن و شوهر است و بطور خاصّ به مسأله نادیده گرفتن حقوق همسری ( زناشویی ) از سوی زن پرداخته و می گوید :

 “ و هرگاه از تضییع حقوق خود از سوی زنان نگران می باشید ، [ با آنان گفتگو کنید و. ] آنان را پند و اندرز دهید و [ اگر اثر نبخشید ] در بستر مشترک ، از آنها فاصله بگیرید [ بدون آنکه بستر خواب خود را جدا کنید و چنانکه باز أثر نبخشید ] از آنان دوری گزینید . و اگر چنانکه باز اثر نبخشید و حقّ شما را ادا نکردند ، شما حقّ هیچگونه ستم و ظلمی را بر آنها ندارید . ” ( 5 )
ملاحظه می شود که اگر به جای Abwenden ( دوری گزیدن ) از“ Schlagen  ” ( کتک زدن ) استفاده شود ، هرگز با لحن آیه و ترتیب منطقی راه حلّ های ارایه شده هیچگونه تناسب و سازگاری ندارد . در حالیکه قران پس از عدم تأثیر گفتگو و پند و اندرز دادن ، حتّی به مردان، اجازهء جدا کردن بستر خواب را هم نمی دهد (6 ) و فقط به مرد توصیه می کند که برای اظهار ناراحتی و نشان دادن نگرانی خود ، در بستر از او فاصله بگیرد ، حال چگونه می تون پذیرفت که در مرحلهء بعد ، کتک زدن را توصیه نماید ؟ آیا منطقی این نیست که حتّی اگر می خواهد  کتک زدن را توصیه نماید باید در مراحل دیگر باشد ؟
بنابر این تردیدی وجود ندارد که باید در اینجا « ضرب » را به معنای « Abwenden » دانست ، یعنی پس از آنکه فاصله گرفتن در بستر خواب نیز تأثیر لازم را دراعلام هشدارو اعتراض به « زن » نداشت در اینصورت توصیه می کند که کاملاً از او کناره بگیرد و دوری بگزیند .و این « دوری گزیدن » (  Abwenden) می تواند با جدا کردن کامل بستر خواب باشد که بسیار منطقی تر می نماید ، و نیز می تواند با خروج از منزل همراه باشد .

 خصوصاً اینکه در ایه بعد ، صورتی را پیش بینی می کند که باز این شیوه ( یعنی کناره گیری و فاصله گرفتن از زن ) نیز مؤثر واقع نشده است در اینصورت باز توصیه می کند که راه جدایی و طلاق طی نشود بلکه از میان دو خانوادهء زن و مرد ، افراد مورد قبول ، مسأله را مورد بررسی قرار داده و بر اساس داوری و قضاوت آنان مسأله پایان پذیرد و از آنجا که از این پس بدلیل شدّت اختلاف زن ومرد ، آنان خودشان توانایی برای بازگرداندن دوستی و محبت به خانواده را ندارند ، از افراد مورد قبول خانوادهء هر کدام خواسته است که برای بازگشت دوستی و محبت میان آنان اقدام کنند . ( 7 )

آنچه که گفته شد در برخی احادیث اسلامی مورد تأکید و تأیید قرار گرفته است . چنانکه امام صادق به صراحت فرموده است :

« شگفت از مردی که همسرش را کتک می زند حال آنکه اگر بر فرض کسی قرار است کتک بخورد مرداستحقاق بیشتری داردتا نه زن ! پس هرگز زنانتان را نزنید چرا که در اینصورت باید قصاص و مجازات شوید ولی [ اگر حقوق شما را رعایت نکردند ] از آنها فاصله بگیرید و ناراحتی خود را به شیوه های دیگر نشان دهید . »

مهمتر از همه ، اصل مهم در تفسیر اینگونه آیات این است که بر اساس تصریح قرآن ، اینگونه آیات باید در پرتو آیات دیگری که « آیات محکم » و صریح نامیده می شوند تفسیر شود . و در تمام قرآن ، برتری مرد بر زن ردّ شده و بر یکسانی شخصیّت انسانی آنان تأکید شده است . و اصولاً قرآن ، هرگز نگاه جنسیّتی به زن و مرد نداشته و نگاه یکسان و مشترک انسانیِ به هر دو دارد . از نظر قرآن ، جوهر و ماهیتِ زن و مرد یکی است و هر دو انسان می باشند و در ماهیت و جوهر انسانیِ انسان هیچ تفاوتی میان افراد انسان نیست . نه جنسیّت ( زن و مرد بودن ) و نه ملّیت ، و نه نژاد و نه دین و اعتقادات ، هیچکدام در هویت و جوهر انسانی ، تفاوتی و مزیّت و یا نقصانی و کمبودی ایجاد نمی کند .

پس بنابر این هرگونه تفسیر از آیاتی از قرآن که داری معانیِ چند گانه می باشند باید در تضادّ و ناسازگاری با اصول و دیدگاههای کلّی قرآن نباشد و در غیر اینصورت هرگز پذیرفته شده نیست و مصداق تفسیرهای نادرستی است که قرآن ، خود آنها را صریحاً ردّ کرده است .
حال چرا با این همه دلایل روشن ، و با توجه به مفاهیم متعددی که این واژه در قرآن دارد ، از میان این همه معانی ، در این ایه،  معنای « کتک زدن »   توسط مترجمان قرآن ترجیح و برتری بخشیده شده است ، پرسش مهمّی است که باید در جای خود پاسخیابی کرد و شاید پاسخ آن را باید در عواملی همچون پاره ای فرهنگها و سنتهای قومی مسلمانان و تأثیر نگاه مردانه ( مذکّر ) در تفسیر متون مقدّس جستجو نمود . چنانچه این مسأله در رابطه با متون مقدس سایرادیان اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

این واقعیت وجود دارد که متأسفانه در طول تاریخ ، برخی از فرهنگ ها و ارزشهای جوامع مسلمان با تفسیر های اسلامی آمیخته شده و ما بارها از ضرورت تفکیک و پالایش آنها از یکدیگر سخن گفته ایم و یکی از این ویژه گی های منفی و نادرست فرهنگی که در میان جوامع نخستین مسلمان وجود داشته و به عنوان فرهنگ غالب و مسلّط در عصر نزول قرآن و ظهور اسلام بوده و خود را به تفسیر های اسلامی تحمیل نموده « فرهنگ مردانه » می باشد . فرهنگ مردانه ، حتّی از « فرهنگ مرد سالار » نیز وضعیّت بدتری دارد و زن را در تحت سلطهء مرد می داند و اساساً یکی از مهمترین و اصلی ترین رسالتهای اسلام و قرآن مبارزه با همین فرهنگ بود که قرآن آنرا « فرهنگ جاهلیت » یعنی فرهنگ « عقلانیّت ستیز » می نامد . و عجبا که همین فرهنگ . بعد ها در مواردی از تفسیر های اسلامی دخالت نموده است !
 و عجب تر این است که ما در این زمان و در اروپا به آن فرهنگ مشروعیت بخشیده و آن را به « قرآن مقدس » نسبت دهیم !


                                                     باتقدیم احترام
                                                       سیدعباس حسینی قائم مقامی
                                                           مدیرمرکزاسلامی هامبورگ
  
توضیحات
 1.      آل عمران (3) /7
2.      آل عمران (3) / 112
3.      زخرف (43) /5
4.      کهف (18) / 11
5.      نساء (4) /34
6.      کلیه مفسران قرآن و لغت شناسان عرب در توضیح این قسمت آیه تصریح کرده اند که « واهجروهن فی المضاجع » به این معناست که در حالیکه در یک بستر خواب هستید از زنان فاصله بگیرید. یعنی حتی در این مرحله توصیه میکند بستر خواب را هم جدا نکنید.
7.      نساء (4) /35  
منبع (+)