جعفر محمدی (+)

دوران کودکی و نوجوانی من، در دوران انقلاب و جنگ هشت ساله طی شد. در آن سالها، بحث های سیاسی، نقل همه محافل بود و حتی در میهمانی های خانوادگی نیز دایی ها و عموها و سایر اعضای فامیل که دور هم جمع می شدند، بیش از آنکه درباره مسایل فامیلی و خانوادگی با یکدیگر گپ و گفت و گو داشته باشند، به جنگ و سیاست می پرداختند.

فامیل پرجمعیت ما، یکی از متکثرترین جمع هایی بود که در آن ، تقریبا از هر گرایش سیاسی را می توانستی سراغ بگیری و همین، باعث می شد بحث های مهمانی های ما، بسیار داغ و پردامنه باشد و من هم که کودک و سپس نوجوانی کنجکاو و علاقه مند بودم، همواره با اشتیاق فراوان به این بحث ها گوش فرا می دادم و آنها را در دنیای ساده خود، تجزیه و تحلیل می کردم و هر از گاهی نیز وارد بحث می شدم و البته بعضی اوقات نیز توی ذوقم می زدند که وسط حرف بزرگترها نپر!

هر چند آن مناظرات خانوادگی- سیاسی، تاثیرات فراوانی در نگرش های اجتماعی و سیاسی من داشت ولی نمی دانم چرا از میان آن همه مباحث گوناگون که تقریباً هر هفته در خانه یکی از اعضای فامیل رخ می داد، یک جمله از شوهرخاله ام در تمام این سالها مانند شاه بیت یک شعر طولانی همواره در ذهنم تکرار می شود.
او چندین بار و در مناسبت های مختلف بحث های خانوادگی گفته بود: "تا در این مملکت، یک وزیر، یک استاندار، یک نماینده و ... را اعدام نکنند، مملکت درست نمی شود."

در آن سالها، عمق معنای این سخن برایم چندان مفهوم نبود، به ویژه آنکه در اوایل انقلاب، هاله ای از تقدس پیرامون پست های حکومتی حتی در رده های میانی و پایین نیز در اذهان مردم شکل گرفته بود و این، یک باور نهادینه شده بود که "مگر می شود یک مدیر در نظام اسلامی تخلف کند، حتی اگر مدیر یک اداره در شهرستانی کوچک باشد؟!" چه رسد به اینکه کار به جایی برسد که کارگزار نظام اسلامی را اعدام کنند!


با آن که سن کمی داشتم ولی درست همان طور که کارتون "پسر شجاع" و "خانواده دکتر ارنست" را دنبال می کردم، هر شب، پای تلویزیون می نشستم و اخبار سراسری را پیگیری می کردم.

به تجربه دریافته بودم که اکثر خبرهای تلویزیون، مربوط به جنگ بود؛ گاهی اوقات، تعداد خبرها را می شمردم و می دیدم که مثلا از 9 خبری که ذکر شد 7 تایش مربوط به اتفاقات جنگ بود.
در آن هنگام از خود می پرسیدم، اگر جنگ تمام شود، در بخش های مختلف خبری چه چیزی باقی می ماند که بگویند؟!

... جنگ که تمام شد، اخبار، نه تنها کم نشد، بلکه روز به روز زیادتر هم شد و حتی کار، به تاسیس شبکه ای مستقل برای خبر هم کشید و من، مانند میلیون ها ایرانی دیگر از این دریچه و بعدها از شبکه گسترده تری به نام اینترنت، از مرزهای ایران، پافراتر گذاشتم و در جریان گستره ای وسیع تر از خبرهای ایران و دنیا قرار گرفتم و از آن جمله مدام خبرهایی از برخوردهای شدید با مسوولان متخلف در کشورهای مختلف دنیا را خواندم و شنیدم، از جمله این که در چین، فلان مقام ارشد دولتی به جرم رشوه گرفتن، اعدام شد یا در یک کشور اروپایی، فلان مقام عالی رتبه، به دلیل کوچکترین تخلف، ماههاست که دادگاهی می شود و به عنوان "متهم" تیتر روزنامه قرار گرفته و صدها خبر مشابه دیگر در سراسر دنیا و البته به جز ایران!

***
من، هر چند درباره اعدام، حامی قوانین فعلی نیستم و دیدگاه خاص خودم را دارم- که موضوع بحث نیست- اما به جد، معتقدم یکی از عوامل پیش نرفتن ما، این است که، پست ها و مناصب حکومتی و دولتی در ایران امروز، واجد ویژگی های خاصی هستند و آن، "مصونیت بخشی" منصب هاست به صاحب منصب ها که باعث می شود مقامات و مسوولان، عمدتا از هرگونه مجازاتی معاف باشند و در موارد خاص،  حداکثر برخوردی که با مقامات مختلف می شود، این است که پست شان را تغییر می دهند و جالب اینکه گاه به مسوولیت های مهم تر نیز گمارده می شوند!

نگاهی به سه دهه اخیر بیندازید و ببینید تاکنون چند مقام ارشد حکومتی و یا حتی منسوبان آنها، محاکمه و محکوم شده اند و حکم نیز به طور کامل درباره آنها اجرا شده است؟!

به راستی آیا در طول این سالهای دراز، هیچ صاحب منصبی جرمی مرتکب نشده؟ به بیت المال تعدی نکرده؟ قانونی را زیر پا نگذاشته و ...؟ اگر چنین است و مسوولان کشور، چنین منزه و مبری از خطا بوده اند، پس چرا حال و روز مملکت چنین است که می بینیم؟

به هزار تاسف باید گفت که یک باور بی پایه و نادرست در میان مسوولان دستگاه های نظارتی شکل گرفت که طبق آن، اگر فاش شود که فلان مقام و صاحب منصب، جرمی مرتکب شده، آبروی نظام با خطر مواجه می شود و لذا سعی می کنند خطاهای مقامات را لاپوشانی کنند!

این در حالی است که اگر با صراحت اعلام شود که فلان مقام مسوول، فلان تخلف را جرم را مرتکب شده و اکنون مجازات می شود، نه تنها هیچ گونه بدبینی به نظام و سایر مسوولان ایجاد نمی شود، بلکه این امر باعث شکل گیری و تقویت اعتماد مردم به حکومتگران می گردد زیرا درمی یابند که نظام، به طور منظم و جدی، کارگزارانش را پالایش می کند و آنهایی که دچار فساد هستند را کنار می گذارد.

این نکته،یعنی محاکمه علنی مقامات خطاکار به حدی ساده و بدیهی است که اکنون در کشورهای متعددی به یک رویه تبدیل شده است و جالب آن که رسانه های ما وقتی خبری از محاکمه یک مقام غربی را منتشر می کنند، بر مجرمیت وی مانور می دهند ولی هرگز به این نکته اشاره نمی کنند که "ببین! چقدر سیستم نظارتی آنها قدرتمند و بی ملاحظه است که مثلا رییس جمهور یا وزیرشان را نیز بی هیچ تعارفی به محکمه می کشاند و خبر آن را در اختیار رسانه های جهان هم می گذارد."

جالب اینجاست که ما در ایران، برای پست های منصب ها، جایگاه ها و عناوین به حدی قداست قائل شده ایم که حتی این مساله به استادیوم های ورزشی و تماشاگران فوتبال نیز تعمیم یافته و وقتی از تعدادی تماشاگر، اقدامات غیرمناسب سر می زند، نمی گوییم "تماشاگران" فلان مسابقه بلوا به پا کردند بلکه می گوییم "تماشاگرنماها"! و این در حالی است که همه آنهایی که در استادیوم مسابقه را تماشا می کرده اند، تماشاگر بوده اند و که بخشی از همان ها مرتکب خطا شده اند.

حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که وقتی حتی به "عنوان تماشاگر" نیز مصونیت قائل هستیم و می گوییم آنکه خطا کرد، تماشاگر نبوده، بلکه تماشاگرنما بوده، وضعیت پست ها و منصب های دولتی و تقنینی و قضایی در چه هاله ای از تقدس و تعرض ناپذیری قرار دارند!

این در حالی است که طبق شعارها و اهداف انقلاب مردم ایران در سال 1357 اساسا بنا نبود چنین رویکردی نسبت به مسوولان وجود داشته باشد به گونه ای که در قانون اساسی مصوب سال 1358 نیز بر مساوی بودن همه افراد جامعه اعم از مقامات و مردم عادی در مقابل قانون تاکید و تصریح شده است.

علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی و فرزند استاد شهید مرتضی مطهری، در جلسه استیضاح علی کردان خاطره ای از پدر شهیدش تعریف کرد که بسیار تامل برانگیز است و به تنهایی نشان می دهد که قرار بود کجا برویم و الان کجا هستیم!

او می گفت: اوایل انقلاب، یکی از اعضای کمیته انقلاب - که آن زمان بسیار قدرتمند و ذی نفوذ بود- خطایی مرتکب شد. خبر به گوش شهید مطهری می رسد و اینکه چگونه با او برخورد کنیم ؟که پاسخ این بود: « او را مجازات کنید و به مردم هم تاکید کنید که یک "کمیته چی" مرتکب جرم شد و ما او را "به عنوان یک کمیته چی" مجازات می کنیم.»

البته شهید مطهری می توانست محافظه کارانه از یک سو، خواستار مجازات شود و از سوی دیگر، مثلا بگوید که به مردم چیزی نگویند یا اعلام کنند که یک "نفوذی" که وارد کمیته شده بود را گرفتیم و مجازاتش می کنیم ولی مطهری چون نمی خواست، مناصب و جایگاه ها، مصونیت زا باشند و دچار آفت تقدس های قلابی گردند، بر اعلام هویت شغلی آن مجرم تأکید داشت و ای کاش این "اتفاق" در ادامه به یک "رویه" تبدیل می شد که افسوس نشد!

مخلص کلام آنکه تا در این کشور، پست ها به جای مسوولیت و پاسخگویی مصونیت و طلبکاری برای صاحبان منصب ایجاد می کنند پیش نخواهیم رفت و این مساله، تعارف بردار هم نیست و اکنون چقدر خاطره این جمله برایم مفهوم دار است که "تا در این مملکت، یک وزیر، یک استاندار، یک نماینده و ... را اعدام نکنند، مملکت درست نمی شود."



"چرا پیش نمی رویم؟" عنوان سلسله مباحثی است که از چندی پیش در عصرایران آغاز شده و تلاشی است برای رسیدن به پاسخ این پرسش راهبردی که چرا آن گونه که باید و شاید ، پیش نمی رویم و چه باید کرد؟
 نوشته ها و نظرات کاربران فرهیخته عصرایران ، قطعاً می تواند در پیشبرد بحث بسیار مؤثر باشد .
بدیهی است نوشتارهایی که با توجه به "واقعیت های موجود" قابل انتشار هستند ، در معرض مطالعه و قضاوت عموم قرار خواهند گرفت .

شاید این ، کمترین کاری باشد که می توانیم برای میهن انجام دهیم:
«یافتن درد ، جستجوی درمان»

جعفر محمدی - سردبیر


نظرات بینندگان:
بالاتر از کردان ها هستند که باید مجازات بشوندو کسی هم دم برنمی آورد. چون سرمایه ایران داره با سرمایه اونها می چرخه و تنها کسی که تا الان تونست تا حدی جلوی اونها در بیاد آقای احمدی نژاد هست. خدا پدرش رو بیامرزه و عمر با برکت بهشون عطا بفرماید.
متاسفانه اگر به کمی عقب تر نگاه کنیم دنباله هزار فامیل را در قالب دیگری میبینیم.
هر چند اینها فامیل نیستند اما بسیاری از این متخلفین هم آخور هستند و تا تنبیهات موثر نباشد اصلاح بوجود نمی آید. ببینید پلیس راهنمایی گاهی عرصه را چطور بر رانندگان تنگ میکند ولی هنوز نا موفق است. تخلف را باید فقط با برخورد اصلاح کرد البته این تخلفات از روی بینش را که فساد مالی و .... است.
فقط باید رییس جمهور مانند خاتمی غیر خودی باشه تاشهردار(بااتهامات عملکرد سابق)و وزیر کشورش محاکمه ومحکوم بشوند وگرنه امثال ...در سایه چه کسی در مصونیت هستند؟
در جواب اولین نظر باید بگم منظور ایشان اینه که آقای احمدی نژاد با اون دسته از مسؤلین خطاکاری که جزو تیم خودش نیستند برخورد کرده وگرنه این آقای کردان رو ایشان معرفی کردند و در حفظش هم پافشاری زیاد کردند.
in doosti ke inja khastan az aaabe gelalood maahi begiran wa az aghye ahmadinejad defa konand aya az khodeshoon soal kardand ke hamin aghye ahmadinejad bood ke mikhast be gofteye khodeshoon az aghye kordan defaie boland ghamat dashte bashand dar majles!!!!!hala ishan edea mikonad ke aghye ahmadinejad dar moghabele motekhalefan istadeh and???waghean dige khaste shodim az bas didim ke mafia haaye goonagoon dar keshwaremoon poshte sare ham darand ba chaghooye zanjan taro mar mishan!!!!yaa ali!!
این انگار یه جور فرهنگ ما ایرانی هاست که هوای همو خیلی داریم (بخصوص در مقامات بالا) و بسیار هم دیگر را ملاحظا کنیم که نکند آبروی آقای X که خلاف انجام داده برود ! در حالی که اگر خطا کار به درستی محاکمه شود و آبروی آن هم برود نه اینکه مقام بالاتر بگیرد درس عبرتی برای دیگران خواهد بود ....
اقای احمدی نژاد جلو هیچ کس رانگرفته برعکس به کسی که خطا کرد و مدرک جعلی استفاده کرد نشان و هدیه داد و عملا به نمایندگان مجلس گفت اشتباه کردید .
البته آقای احمدی نژاد واقعاً جلوی این افراد در اومد!؟ مثلاً با دفاعی که تا آخرین لحظه از کردان داشت!
واقعا" حرف تازه‌ای هست که شما بیان کردید حتی بیان این موضوع خود تابو بوده چه برسد به اجرای آن.
آقای احمدی نژاد که خواهان اجرای عدالت هستند باید از دور و بر خودشان شروع کنند.
باید هر اتهام یا فسادی رو اثبات کرد.وگرنه تهمت زدن راحته!!
Afarin. Afarin
سلام نظرات دوستان بجای خودش جالب هست کاش این دوستان بفکر نکته زیبای ذگر شده سر دبیر توجه میکردند که مرقوم کرده اند "چرا پیش نمیرویم" و نیز"یافتن درد و جستجوی درمان" بهتر است ببینیم که چرا پیش رفت نمی کنیم چرا با وجود اعتقاد به انجام زیر ساختها در کشور مسئولین منافع ملی را در قبال منافع سازمانی خود فدا میکنند همین ذخیره ارزی را که استفاده شده را در نظر بگیرید مگر فکر میکنید از اون همه پول نمیتونستند مثلا سه میلیارد دلار خرج راه اهن چابهار به سرخس کنند یا با بخشی از اون پروزه های راهسازی ناتمام در کشور را به اتمام برسانند بله بخشی نگری مسئولین نیز یکی از عوامل عدم موفقیتهای ماست
سید
امید که روزی این حرف تحقق یابد
ای بابا طرف روتو خونه تیمی با 6 تا زن عریان گرفتند هیچ اتفقای نیفتاد اگر م افتاد ماکه خبر نداریم! شاید هم اونا فکر میکنن مردم با خبر نشدن ولا پوشونی کردن!؟
آقا اینا رو برای حفظ آبروی نظام باید شبانه محاکمه کنید ودر ملاء عام اعدام وگنه این را به ترکستان بوده ومی باشد ودیر یازود مردم فریادشون در میاد
ای کاش همه مسایل را سیاسی نمی دیدیم ..اگر راست حاکم شود و یا چپ با هر برخوردی و افشاگری داد برخورد جناحی به هوا می رود.اگر واقع بین بودیم از کنار مرگ آن دختر پزشک و یا فساد آن معاون دانشگاه یا حراستی جز آن مرکز آموزشی و...نمی گذشتیم و فکر نمی کردیم محاکمه هر خلافکار محاکمه کل نظام است امروز ....
برای اجرای عدالت اولین کار معرفی مجرمان و خطا کاران به مردم از رسانه جمعی یعنی تلویزیون است نه اینکه چندتا دزد رو بگیرند بعد پشت به دوربین ویا شطرنج تصویرشون نشون بدن
باسلام
ایکاش عدالت بدون در نظر گرفتن مقام منصب و گروه ودسته برای تمامی افراد جامه اجراء مشد مولا علی وقتی گردبند بیت المال رو در گردن دخترش دید از پرسید اینرا از کجا آوردی که ایشان گفتن برای مراسمی به "امانت" از مسئول بیت المال گرفته ام وایشان هم مسئول وهم دختر خودشان را در حد قانونی تنبیه کردن، ضمن اینکه یادآور شدن چنانچه به صورت امانت نبود دست آن دختر را به عنوان دزد قطع میکردن . این است معنی عدالت واسلام ناب محمدی
مشکل اصلی ما همین جمله است که طرفدار خاتمی است یا احمدی نژاد - خاطی خاطی است حتی اگر پسر نوح (ع) باشد و با ید طبق قانون و عدالت مجازات شود و قانون برای همه یکسان باشد.این مشکل اصلی کشور ما از زمان تاسیس عدالت خانه تاکنون بوده است .
همیشه در تمام اعمالمان خداوند شاهد وناظر است
راستی حرف دل اکثر مردم آزاداندیش ایران را گفته اید ! درود بر شما !
تا وقتی که مصلحت اندیشی ها وجود داشته باشه این مسائل هم خواهد بود.
در کشورهای پیشرفته چند عامل بسیار موثر است. 1- جدا کردن سیاست از اجرا. یعنی برای پستهای تخصصی حکومت معیار حرفه ای و علمی و سوابق معینی باید رعایت شود. 2- رسانه آزاد یعنی رسانه به جرم افشا و پیگیری آن مجازات نمی شود ولی در ایران یک رسانه داریم که آنهم حکومتی است و چاقو هم دسته خودش را نمی برد. 3- دستگاه قضایی مستقل و درعین حال پاسخگو . البته پاسخگویی به شیوه نصب بالاترین مقام قضایی با نظارت مجلس و نیز پوشش رسانه ای احکام و مهمتر ازهمه رعایت تخصص در نصب مقامات قضایی. 4. قانون اساسی پیشزفته ای که نظارت مردم را کاملا بر تمام مناصب اجبار کند و تقدس و ابهام برای مناصب به همراه نداشته باشد و این نظارت قابل تفسیر به رای نباشد 5. رعایت این نکته کلیدی که اصلی ترین عامل نظارت بر مناصب قوانین مناسب نیستند بلکه محدودیت زمانی بودن در مناصب است. با تشکر از شما.
اگر فقط یک بار، آری فقط یک بار با مسئول خطا کاری که جرمی مرتکب و اثبات شده برخورد شود از دو سو مفید و بسیار پر ثمر خواهد بود،اولا"از باب بازدارندگی مجنر به تاثیر بر دیگر مدیران شده و باعث اصلاح رفتار و مراقبت از امانتی که به آنان واگذار شده می شود و از سوئی دیگر سبب اطمینان بیشتر مردم به نظام شده و این باور را تقویت می نماید که سیستم خود دارای نظمی تعدیل کننده و پالایش گونه می باشد و بطور صریح و روشن و از درون درست مثل سیستم بهداشتی بدن انسان به موقع و به جا نسبت به رفع ویروس فاسد کننده دستگاه اقدام می کند،آیا آن روز خواهد رسید؟تا کنون اگر هم به ندرت به محاکمه و توبیخ مدیری پرداخته شده تماما"رویکرد سیاسی کاری و تسویه حزبی و گروهی داشته تا عملکرد صحیح خود اصلاحی و درمان از دورن.
با این نظر موافقم
درود بر جرات و جسارت شما که معضلات جامعه را این گونه بی پروا اعلام میکنید ! امیدوارم دچار خشم و قهر قدرتمندان نشوید و بلایی سرتان نیاید !!!
با سلام از نظام خرج کردن یک رویه غلطی شده هر کسی حتی خیانت هم میکنه برای مصلحت نظام بی سر و صدا قضیه رو می پوشونن. مگر حکومت مولا علی مصلحت اندیشی نداشت که ایشان آنگونه به فرماندارانشان نامه مینویسند .
مدیر کل ... مرتکب یک خطای عمدی شده است . به جای این که تنبیه شده و باز خواست شود دنبال این میگردند که جه کسی خبر را به بیرون منتقل کرده تا مجازاتش کنند. چون این خطا را با هماهنگی مقام مافوق انجام داده و لابد مقام مافوق تر هم خبر داشته. این از عوارض مدیران سیاسی و باندی است که در همه ادارات دیده میشود
بزک نمیر بهار میاد ...
میگویند پادشاهی روزی در لباس مبدل وارد نانوایی شد و دید نان نانوایی در دست مشتری سوخته است به شاطر گفت من شاه مملکت هستم و شاطر لرزه به اندامش افتاد و شاه شاطر را بلند کرد و سرش را درون تنور کرد و این خبر سراسر مملکت پیچید مگر دیگر نانواییها در دورترین نقاط کشور جرات کم کاری را داشتند ؟!!...
آفرین بر شما و همه باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که ما مسلمانیم اما آن سوی آبها با اینکه مسلمان نیستند اما مسلمان وار زندگی می کنند و نتیجه آنها پیشرفت آنهاست چرا که سنت خداوند بزرک تغییر نمی کند و چه خوب بود از از صدر اسلام یاد می گرفتیم یاد بلال را هنگامی که خالد را فرمانده سپاه اسلام را به جرم شرب خمر تازیانه زد و ابوذر را و افشا گری هایش را راستی چرا خود را پیرو اسلام ناب محمدی میدانیم .مهم است به حرفی که زده شود عمل نمائیم .
مشکل بسیاری از مدیران ارشد اجرایی ارشد کشور این است که هیچ گاه از جایگاه منافع ملی به وظایف خود عمل نکرده و تنها از دریچه منافع جناحی و لحاظ سلایق گروهی و شخصی به امور نگریسته و عملکرد آنان بر این اساس قابل بحث است.
واقعا به عاملی مؤثر ولی کمرنگ در ایران؛ اشاره کردید. فکرمیکنید کشور چین با یک میلیارد جمعیت، چطور اداره شده که تبدیل به قطب اقتصادی شده است؟ فقط با برنامه ریزی درست و در خدمت گرفتن قانون برای رسیدن به اهداف اقتصادی. قانون چین باکسی شوخی ندارد و با هرکس را که بخواهد اخلالی در راه پیشرفت برنامه های کشورشان بوجودآورد؛ به سختی برخورد میکند. آنها ابایی ندارند که وزیر و مسؤل خطاکار را به جامعه معرفی کنند و با آن برخورد قانونی کنند. حتی در موارد بالای اختلاس، حکم اعدام هم میدهند.
بسمه تعالی
امید ماهم بعداز خدا به آقای احمدی نژاد بودتا اینکه درآن روز معروف درمجلس گفتند لیست مفسدان اقتصادی درجیبشان می باشد ولی دوستان گفته اند بنابر مصالحی اعلام نشود .حال این چه مصلحتی بود که فراتر از آبروی نظام ومیهن بود نمی دانم.اگر به یاد داشته باشید بیشترین مشکلات اقتصادی نیز بعد ازآن روز به اوج رسید تا ایشان به هوش باشندتا در جیبشان مسائل نا مربوط نگذارند
خوب الحمدالله که همه موافقند ، خدا را شکر ... حلا همه با هم یکصدا و بلند بگویید (( لطفا مسئولین متخلف خود را معرفی کنند )) ...... دیدید به همین راحتی مشکل حل شد . خوب حالا تا وقت هست برویم سراغ مشکل بعدی ............
آقای جعفر محمدی سردبیر محترم
شما بزرگترین خدمت را به مردم میکنید با روشن کردن حقایق. لطفا زود جا نزنید.
بنام خدا
متاسفانه هر کس در هر جایگاهی چه بخش های بالای مدیریتی و یا قسمت های کوچک هر طور که بخواهد کار می کند کم کاری در ادارت کاملا آشکار تا آنجا که آموزگاران و ...استادان هم از وقت و زمان درس دادن می برند یک بی نظمی غریبی در تمام سطوح حاکم است و آنچه در این میان دیده نمی شود مردم و مشکلات روز افزونی است که محصول همین بی انظباطی اداری است .جالب توجه اینکه بی اعتقادی.بی دینی و کج دهنی به فرهنگ اجتماعی نزد
ارباب اداری کاملا مشهود و هر کس ساز خود می زند
خیلی خواندنی بود!
من نمی دونم این دوستانی که نظر دادن و هی نظر میدن واقعا امید به بهبود اوضاع دارن؟ آیا به قدر کافی تو این جامعه زندگی نکردن که بفهمن...
یک جمله پول داشته باشی قدرت داری فقیر ها محاکمه می شوند ام پولدارها هر کاری کنند ........
یک مشکل و بس : سیاستهای اطلاع رسانی ناقص و مصونیت ساز. یک راه حل وبس : سیاستهای اطلاع رسانی آزاد
اگر هر کس به مسئولین حرفی بزند فوری می گویند او از عوامل بیگانه است!