عصرایران (+)- بالاخره بعد از هفته ها گمانه زنی، باراک اوباما رییس جمهور منتخب ایالات متحده که کمتر از 50 روز دیگر سکان هدایت کاخ سفید را به دست خواهد گرفت،دوشنبه صبح (به وقت شیکاگو) اعضای تیم منیت ملی خود را معرفی کرد.

سناتور هیلاری کلینتون در مقام وزارت امور خارجه آمریکا و ژنرال بازنشسته جیمز جونز در مقام مشاور امنیت ملی کاخ سفید معرفی شدند و رابرت گیتس وزیر دفاع کنونی نیز در مقام خود ابقا شد.

بنابراین پس از معرفی اعضای تیم اقتصادی اوباما این مهم ترین اقدام وی در دوره انتقالی قدرت در کاخ سفید بود. مهم ترین انتخاب اوباما، هیلاری کلینتون بود، چه او تنها چند ماه پیش رقیب وی در کسب نامزدی حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری بود و اوباما 5 برابر مدتی که با مک کین جمهوریخواه رقابت کرد، وقت و زمان صرف کرد تا هیلاری را از سر راه خود بردارد.

تفاوت های اوباما و خانم کلینتون در زمینه مسایل مرتبط با سیاست خارجی بسیار برجسته و نمایان می نماید، هم از این رو بسیاری از تحلیل گران این انتخاب اوباما را در حکم یک بازگشت و عقب گرد از شعارها و سیاست های اعلامی اش در زمان رقابت های انتخاباتی می دانند.

اما به هر روی این انتخاب اوباما شاید طبیعی ترین و بجاترین انتخاب وی بوده و نوعی دلجویی از بانوی اول اسبق آمریکا باشد که توانست بر شور انتخابات بیفزاید و انرژی تجمیع شده در کمپین انتخاباتی خود را در روزها و هفته های آخر مانده به انتخابات 4 نوامبر امسال به سمت کمپین اوباما روانه کند.


شاید اغراق آمیز نباشد که اگر ادعا شود خانم کلینتون امروزه یکی از 10 وزنه سیاسی مهم در داخل آمریکا و مقتدرترین بانوی سیاستمدار در این کشور است.

تجربیات خانم کلینتون در 8 سالی که در سمت بانوی اولی و همسر رییس جمهوراسبق " بیل کلینتون" بود، سکوی پرش این زن جاه طلب و قدرت دوست شد.

وی در طول دوره 8 ساله بانوی اولی به 82 کشور جهان سفر کرد و با بیشتر رهبران جهان به دیدار و گفت و گو پرداخت. از سوی دیگر خانم کلینتون در طول دوره 8 ساله فعالیت خود در کمیته امور نظامی مجلس سنای آمریکا به کشورهای مختلفی سفرکرده است و توانسته است تجربیات مهمی کسب کند. از جمله 3 سفر به عراق و افغانستان، 2 سفر به اسراییل و سفرهای متعدد به اروپا، آفریقا و کانادا و... .

این همه به علاوه تجربیات همسر خانم کلینتون در بنیاد کلینتون که در نوع خود یک بنیاد بزرگ بین المللی است( که بودجه آن از بودجه سالانه بیش از دهها کشور جهان سومی بیشتر است به گونه ای که بر اساس یک آمار مجموع کمک های دریافت شده از سوی این بنیاد بین سال های 2006 تا 2008 حدود 30 میلیارد دلار بوده است.) در کنار هم زوج کلینتون را تبدیل به یکی از تاثیر گذارترین حانواده های سیاسی حال حاضر آمریکا کرده است به طوری که شاید بتوان تاثیر گذاری و محبوبیت این خانواده را تنها با موقعیت خانواده "کندی "ها در دهه 1960 میلادی مقایسه کرد.

هر چند که برخی تحلیل گران و رسانه ها فعالیت های بنیاد کلینتون و دریافت کمک های مالی این بنیاد از کشورهای مختلف جهان (به ویژه کشورهای عربی خاورمیانه) را مغایر با اصول کسب کرسی دولتی از سوی خانم کلینتون می دانند و معتقدند ممکن است بین اهداف سیاست خارجی دولت آتی آمریکا و فعالیت های بنیاد همسر خانم کلینتون تناقضاتی وجود داشته باشد، اما برای رفع این شبهه بیل کلینتون موافقت خود را با در اختیار گذاردن اسناد مالی بنیادش برای مطالعه و بررسی تیم مشاوران اوباما اعلام کرد و تمامی اسناد و لیست حامیان مالی بنیاد خود را در اختیار آنها قرار داد.

نکته مهم و اصلی در انتخاب هیلاری کلینتون به سمت وزیر امور خارجه ایالات متحده در این است که به نظر می رسد اوباما بیشتر توان خود را برای مهار بحران اقتصادی داخلی امریکا صرف خواهد کرد، لذا علاقه مند است تا فردی سکان هدایت دستگاه دیپلماسی را در اختیار بگیرد که از توان اجرایی و مدیریتی و تجربه بالایی برخوردار بوده و در حوزه عملکردش "خود مختار" باشد.

با توجه به بحران های بزرگ بین المللی پیش روی دولت اوباما، می توان گفت که دستگاه سیاست خارجی وی کار سختی پیش روی خواهد داشت.

موضوع ایران، عراق، افغانستان و پاکستان، (این روزها با افزوده شدن بحث عملیات تروریستی در بمبئی این معضل پیچیده تر شده است)، مبارزه با تروریسم و القاعده، کره شمالی، نحوه مواجهه با روسیه و از همه مهم تر موضوع به جریان انداختن روند صلح در خاورمیانه از مهم ترین چالش ها و دستور کارهای دولت آتی آمریکا خواهد بود که نیازمند یک برنامه ریزی گسترده و دقیق و یک بازنگری انتقادی به سیاست های دوره بوش است .

بسیاری از این چالش های بین المللی نیازمند عکس العمل و واکنش دولت اوباما در نخستین هفته ها و ماه های استقراش در کاخ سفید است. بنابراین دولت اوباما نمی تواند منتظر مهار بحران داخلی بماند و باید راه حل ها و برنامه هایی برای بسیاری از بحران های بین المللی برشمرده شده در 6 ماهه اول راهیابی اش به کاخ سفید ارایه دهد.

از سوی دیگر انتخاب خانم کلینتون از سوی اوباما اتفاقا این حقیقت را به اثبات رساند که اوباما در نهایت در نقطه ای مجبور به همکاری و استفاده از تجربیات خانم کلینتون شد که در مقام مقایسه، بیشترین چالش و اختلاف را با او در همان حوزه داشت.

اختلافات بین اوباما و خانم کلینتون در طول دوئل انتخاباتی یک سال و نیمی شان بیشتر در حوزه مسایل سیاست خارجی بود. اوباما مخالف جنگ عراق بود در حالی که خانم کلینتون به طرح جنگ عراق در سنا رای مثبت داده بود. اوباما بحث گفت و گوی بدون پیش شرط و مستقیم را با رهبران ایران مطرح می کرد در حالی که خانم کلینتون این امر را جایز نمی دانست و حتی در اوت (مرداد) سال جاری میلادی و در یک برنامه انتخاباتی خود، هنگامی که با سوالی درباره عکس العمل دولت آتی وی در صورت حمله ایران به اسراییل مواجه شد، بدون درنگ و در یک اظهار نظر ناپخته و به دور از اخلاق و نزاکت دیپلماتیک از محو و نابودی ایران سخن گفت.

بنابراین به نظر می رسد همانطور که بحران اقتصادی آمریکا به دموکرات ها و شخص اوباما کمک کرد تا راحت تر کلید کاخ سفید را به دست آورند، به همین میزان این بحران اوباما را واداشت تا به وزارت کسی بر دستگاه سیاست خارجی خود تن دهد که بیشترین اختلاف دیدگاه ها را با او در زمان انتخابات درون حزبی حزب دموکرات داشت، از این رو بسیاری از تحلیل گران در آمریکا و جهان این انتخاب وی را نوعی عقب نشینی اولیه از شعارهای وی در زمینه سیاست خارجی می دانند. چرا که به طور قطع شخصیت کاریزمای خانم کلینتون و تجربه بیشتر وی در امور سیاست خارجی مانع این خواهد شد تا در قالب دستورات و توصیه های اوباما حرکت کند. چرا که خانم کلینتون با توجه به سن تقریبا بالای خود (61 سال) آخرین شانس راه یابی به کاخ سفید را در جریان انتخابات درون حزبی دموکرات ها در سال اخیر از دست داد بنابراین باید این پست وزارت را بالاترین فرصت و مسندی بداند که در طول حیات خود موفق به کسب آن شده است. از این رو برای این بانوی اول اسبق، استفاده از این فرصت برای پیاده سازی ایده ها و برنامه هایش بسیار حیاتی است.