شغل ما تحقیقاته!!! و به واسطه شغلمون مقاله­های متعددی می­نویسیم و برای چاپ به مجلات مختلف می­فرستیم.  اوایل اسفند ماه پارسال بود که یک مقاله برای یکی از مجلات زیر مجموعه وزارت صنایع فرستادیم.  هفت هشت ماه گذشت و خبری از مقاله ما نشد البته در این مدت همکارم پیگیری می­کردند و هر بار مسئول دفتر مجله می­فرمودند که مقاله هنوز از داوری برنگشته.  تا اینکه روز شنبه این هفته اعلام کردند که نظر داور محترم برگشته و مقاله به صورت مشروط پذیرفته شده.  ما فکر کردیم لابد احتیاج به یک سری تغییر و حذف و اضافه داره که باید انجام بدیم.  همکارم روز دوشنبه رفتند دفتر مجله که نظر داور را بگیرند و اصلاحات را انجام بدیم.  وقتی پاکت حاوی مقاله را باز کردیم دیدیم داور محترم نوشته­اند که:  با توجه به نوشته نگارنده این مقاله ترجمه است اما وقتی متن مقاله را می­خوانید متوجه می­شوید که کاملاً پژوهشی است.  من سعی کردم با نگارنده تماس بگیرم!!!! اما ایشان در مرخصی هستند و تا روشن شدن وضعیت نگارشی مقاله آن را به صورت مشروط بپذیرید.  ورق زدیم و دیدیم که در صفحه بعد یک نامه رسمی با سربرگ همان مؤسسه­ای است که ما برای مجله­شان مقالمونو فرستاده بودیم با این عنوان:  مدیر کل مالی و ذیحسابی اینجانب نیلوفر ب*** کارمند آن بخش ترجمه!!!! مقاله علمی با عنوان سنجش بقایای جوش شیرین در نان لواش با روش فیلم فتومتری را که با همکاری خانمها ..... و بهمدی و آقای ..... انجام داده­ام! برای چاپ در مجله ارسال می­کنم دستور اقدام بدهید.  و ظاهرا مدیر کل محترم هم دستور ارجاع داده بودند به مدیر کل روابط عمومی که بررسی شود.  ورق زدیم دیدیم که به­به!!  سرکار خانم صفحه اول مقاله ما را کنده­اند و یک بار دیگه خلاصه و واژه­های کلیدی را تایپ کرده­اند و به جای اسامی ما اسم خودشونو اول نوشته­اند   نیلوفر ب***-معاون اعتبارات موسسه**** با همکاری!! آقای دکتر .... و خانمها ..... و بهمدی و به عنوان مقاله خودشون مقاله ما را به دفتر مجله دادند!!!

به عبارت بهتر:  ما مقاله­ای را برای دفتر مجله یک مؤسسه دولتی فرستاده بودیم که حاصل طرح تحقیقاتی مؤسسه ما بود.  یکی رد می­شده!! دیده از مقاله ما خوشش میاد.  برش می­داره صفحه اولشو می­کنه و اسم خودشو می­گذاره روش و می­نویسه که با همکاری ما این کارو انجام داده!!!  زحمت نمی­کشه حداقل یک بار بخوندش ببینه این مقاله ترجمه است یا حاصل کار پژوهشی؟ و اونقدر بیسواد تشریف داشتند که حتی اسم دستگاه رو هم نتونسته بودند بخونند و همه جا به جای فلیم فتومتر Flame photometer)) نوشته­اند فیلم فتومتر!! (لابد فکر کردند ما با لهجه تلفظ کردیم )

              اسم اینو جز سرقت اون هم تو روز روشن چی میشه گذاشت؟!

واقعاً جای تأسف داره.  به کجا داریم می­رویم؟  ما بیشتر از اینکه ناراحت بشیم شگفت زده شده بودیم. که یعنی چی این کار؟!! اوضاع اون مؤسسه و مجله­اش که بنا به جایگاهش در وزارت صنایع باید امین مردم باشه چه قدر آشفته و بی­سامان و دزدبازاره!!! و بدا به حال مؤسسه­ای که معاون اعتباراتش همچین آدم امینیه و ....

بگذریم ! فعلا قراره که مسئولین دفتر مجله بررسی کنند که این اتفاق چه جوری افتاده.  و مؤسسه ما هم قراره که رسماً از این خانم دز** به سازمانشون شکایت کنه که چرا حاصل طرحهای تحقیقاتی مؤسسه ما رو (که چند میلیون تومان خرجش کرده­اند) با این تقلب به اسم خودشون برای مجله­ای فرستاده اند.و ...

یاد این افتاده بودیم که برای مؤسسه ما قراره واحد حراست مجزا بگذارند به منظور صیانت از یافته­های تحقیقاتیمون و ما چقدر مسخره کردیم و خندیدیم... فکر کنم اولین پروژه برای همکار جدید حراستیمون رو به راه شد