مدیریت تلفیقی از علم و هنر است .آنچه آموخته می شود باید بتوان با توجه به شرایط پیاده کرد . تشخیص شرایط و یافتن راهکارهایی برای تطبیق آموخته ها با آنچه هست نیازمند هنر است و آموخته های دیگر که می توان برای مثال از روانشناسی و جامعه شناسی نام برد. باید بتوان با انسانها ارتباط برقرار کرد و این فن یا هنر را آموخت ودر کارگاه تجربه آنرا آبدیده کرد. ...و باید عاشق بود.

----------------------------------------------------------------------------

شکست سیستم ها اغلب ناشی از اشتباهات انسانی و یا کم کاریها نیست. بلکه ناشی از عدم همخوانی بین توانایی های انسانی و خواسته های سیستم است .

----------------------------------------------------------------------------- ایراد گرفتن و غر زدن نسبت به مسایل و مشکلاتی که وجود دارد راه درمان نیست. بلکه یک مدیر بایستی بتواند به کارکنانش امید و آرزو را القا کرده و برای آنها یک هدف را ایجاد کند.

----------------------------------------------------------------------------

درد دل کردن با دیگران و سخن گفتن از مشکلات کار چندان سختی نیست و همه بطریقی این نیاز را بر طرف میسازند. اما گوش سپردن به حرفهای دیگران حوصله و صبوری خاص لازم دارد. به عنوان مثال اگر کارمند یا کارگری نزد شما بیاید و اجازه صحبت بخواهد چه باید بکنید؟ ۱-فرصت دهید هر چه می خواهد بگوید. ۲-او را بخاطر کاری که انجام داده سرزنش نکنید. ۳-به او نگویید اگر چنین و چنان می کردی بهتر بود.صبر کنید تا گوینده حرفهای خود را تمام کند و براحتی و آرامش دست یابد. وظیفه شما در تمام مدت صحبت او سکوت است و برای اینکه باز به سراغتان بیاید: ۱-با گفته های خود او را نرنجانید. ۲-در کارها و تصمیماتش دخالت نکنید و او را به شک و تردید نیندازید. ۳- موجب پریشانی و آشفتگی روحی او نشوید. -

------------------------------------------------------------------------------ در کتاب زیبا اثر معروف مطیع الدوله مجازی حکایتی است در وصف یک عقاب که در اثر پیری به حالت مرگ افتاده بود ودر حالیکه آخرین نفسهایش را می کشید کلاغانی را دید که بر گردش حلقه زده و قصد داشتند لاشه اش را بخورند. عقاب تیز پرواز ومغرور که هرگز خود را چنین خوار و خفیف ندیده بود به خشم آمده از آخرین نیرویش مدد گرفت و به آنها حمله کرد. کلاغان ترسو پس از این حمله پا بفرار گذاشتند. عقاب پیر حتی در حال مرگ نیز از قدرت خویش خبر داشت اما کلاغان بزدل با آنکه تعدادشان زیاد بود مقاومت را جایز ندانستند و گریختند .مشکلات و مسایل زندگی بی شباهت به کلاغان بیمناک نیستند به شرط آنکه همچون عقاب بر آنها حمله ور شویم.

-------------------------------------------------------------------

منبع (+)