{اگه ما خود خومون باشیم نیاز نیست بازیگر خوبی باشیم . نیازی نیست برای بدست اوردن دل دیگران رول- نقش- خوب بودن را بازی کنیم .

ماهرچه تلاش کنیم نمی توانیم زورکی محبت خودمونو در دل دیگران قرار بدهیم .} 

به نظرتون فرق بین گذشت با بازیگری چیه؟سوال

وقتی برخورد یا عملی انجامی میشه، یا حرفی رو به آدم می زنند،

یا انتظاری از آدم دارند، و شرایط برای مذاکره و توضیح فراهم نیست، یا باید جواب بدی، یا باید بگذری

اگه جواب بدی، برخورد بدی پیش میاد، دعوا میشه، قهر و دلخوری پیش میاد و از همه بیشتر اعصاب خودت داغون میشه

مجبوری جواب ندی

بار اول جواب نمیدی

بار دوم جواب نمیدی

بار سوم جواب نمیدی

بار چهارم جواب نمیدی در حالی که دلت دیگه باد کرده!!!!

طرفهاتون هم باورشون اینه که حق با اونهاست، وقتی هم باورشون اینه دیگه هیچ نوع حرفی نمیشه باهاشون زد

به هر کی هرچی بگی بهش بر می خوره

همه انتظار دارند حرفشون رو گوش کنی

.

.

.

این گذشت که میگن یعنی چی؟

احتمالا منظورشون اینه که اونقدر بزرگ باشی که اصلا ناراحت نشی- یا مثلا اصلا متوجه نشی که بهت چی گفتند- یا بیخیال باشی اما متوجه نباشی اینجا بیخیال بودی- یا یک چیزی تو این مایه ها...

والا من هیچ کدوم از اینها رو نمی تونم باشم!

مجبورم برای حفظ اعصاب و سلامت خودم یک لبخند الکی بزنم و بگذرم

به این بگذرم میشه گفت گذشت؟!