حوالی عصر رفت و آمد طلبه‌های جوان در «گذر خان» بیشتر از قبل است. روز چهارشنبه، یک روز مانده به آغاز ماه رمضان. در هر مغازه‌ای حداقل یک طلبه پیدا می‌کنید که جلوی آینه در حال پرو کردن قبا یا لباده است. خیلی شبیه پاساژ قائم شب عید می‌شود. هم بافت بازار، هم شلوغی و رفت و آمد! با این تفاوت که در گذر خان عبا، قبا و عمامه فروخته می‌شود. شاید ما با شنیدن نام ماه رمضان یاد سفره‌های افطاری بیفتیم، اما بیشتر طلبه‌ها مخصوصاً آنها که تازه در ماه شعبان معمم شده‌اند، یاد رفتن به سفرهای تبلیغاتی می‌افتند! همه می‌آیند تا قبل از شروع ماه رمضان لباس نو بخرند. لباس‌های خاص طلبگی که همه با آن آشنایی دارند. افراد عادی که به قم بروند کمتر سر به «گذر خان» یا «پاساژ صاحب‌الزمان(عج)» می‌زنند. اینجا بازار اصلی فروش عبا و عمامه است. در هر بازاری زمان خاصی وجود دارد به نام «پیک بازار». پیک بازار در واقع اصطلاحی است برای پرتقاضا‌ترین زمان برای خرید یک کالای خاص. عبا، قبا، لباده، دشداشه، عمامه و... هم شامل این قاعده می‌شوند. پیک بازار فروش این کالاها با ماه‌های قمری تنظیم می‌شود. هر سال ماه شعبان، پرتقاضاترین زمان برای خرید این دست کالاها است و به قول یکی از دوزندگان عبا و قبا ماه شعبان «بره کشان» فروشندگان این لباس‌هاست. رفتن بعضی از طلبه‌ها به سفرهای تبلیغی در ماه رمضان و معمم شدن (یعنی اجازه به تن کردن رسمی لباس روحانیت) طلبه‌ها در ماه شعبان دلیل این افزایش تقاضاست. یکی از دوستان ما که طلبه هم هست و از گران شدن لباس‌های طلبگی شاکی بود، بهانه را برای سفر به قم دست ما داد! البته اتفاقی که قیمت لباس طلبگی را افزایش داده زیاد هم دور از ذهن و خاص نیست! این بازار هم صرفنظر از خاص بودنش همراه با تورم و رشد تقاضا باید یک درصدی افزایش قیمت داشته باشد که خب امسال مانند سایر کالاها نسبتاً افزایش بیشتری داشته است. فروشنده‌های عبا و قبا که زیر بار گران کردن عبا و قبا نمی‌رفتند و همه چیز را طبیعی می‌دانستند! ولی طلبه‌ها اکثراً از گران شدن لباس‌ها شاکی بودند! اصلی‌ترین مرکز فروش لباس‌های طلبگی گذرخان و پاساژ حضرت صاحب‌الزمان(عج) در قم است.


هر چند اینها به نوعی مراکز تجاری به شمار می‌روند، ولی این روزها به خاطر داغ شدن فروش البسه طلبگی شکلی معنوی به خود گرفته‌اند. طلبه‌ها در این بازار با تکاپو به دنبال اجناس مورد نظر خود می‌گردند.

 

آشناهای همه

عبا و عمامه آشناترین قسمت‌های لباس طلبگی برای افراد غیر طلبه هستند. عبا از پارچه‌های مختلفی دوخته می‌شود. عبا در واقع همان لباس بلندی است که روحانیان به دوش می‌اندازند. عباها به‌طور عمومی به دو بخش زمستانی و تابستانی تقسیم می‌شوند.

عباهای شامی، خاچیه و بوشهری مشهور‌ترین مدل‌های عباها هستند. معمولاً دوخت هر عبا در حدود سه تا سه و نیم متر پارچه مصرف می‌کند. فاستونی، مواد پشمی، عبایی و خاچیه نجفی اصلی‌ترین پارچه‌هایی هستند که عباها را از آنها تهیه می‌کنند.

قیمت عباها از 10هزار تومان شروع و گاه تا 800 هزار و بعضاً تا بالای یک میلیون تومان متغیر است. گران‌ترین عباها، عباهایی از جنس خاچیه نجفی هستند. پارچه این نوع عباها از جنس پشم شتر است و انواع مرغوب آن را با دست می‌بافند. این عباها که معمولاً حالتی تنظیف مانند دارند بیشتر در تابستان استفاده می‌شوند، فوق‌العاده خنک و سبک هستند.

مرغوب‌ترین پارچه‌های خاچیه از کشور‌های حاشیه خلیج فارس و نجف اشرف وارد می‌شوند، البته در بهبهان هم انواعی از آن تهیه می‌شود. جالب است که عباهای خاچیه به خاطر جنس خاص آنها ابداً قابل شست‌وشو نیستند و پس از مصرف باید یک عبای نو تهیه کرد! عباهای خاچیه بیشتر در تابستان مورد استفاده قرار می‌گیرند و در زمستان از پارچه‌های گرم‌تر برای عبا استفاده می‌شود.

عباهای 10-15 هزار تومانی را طلبه‌های جوان‌تر می‌خرند و عباهای گران قیمت‌تر را روحانیون پرسابقه‌تر!

 

جنس عمامه به‌طور سنتی از جنس پارچه‌های وال هندی، تایلندی و انگلیسی است و در دو رنگ سفید و سیاه در بازار موجودند.

معمولاً هر طلبه‌ای برای نوع پوشش خود یک الگو دارد، این الگو معمولاً یکی از روحانیان بنام است. نوع پیچیدن عمامه و انتخاب لباده یا قبا هم از همان فرد الگو‌برداری می‌شود.

پیچیدن عمامه به نظر بعضی از طلبه‌ها کار مشکلی است و به نظر بعضی دیگر کار زیاد سختی نیست! اما به‌طور مشخص نگاهی که یک طلبه به عمامه دارد، با نگاهی که افراد عادی به آن دارند بسیار متفاوت است. بر اساس حالت و اندازه عمامه همین‌طور نوع «تا زدن» پارچه عمامه، نوع بستن آن را به دسته‌های طبرستانی، قمی، نجفی، عربی و.... تقسیم می‌کنند. به‌طور کلی اندازه عمامه بسیار مهم است. طول عمامه باز از 6 متر تا گاه 11 متر متغیر است. هر اندازه طول پارچه عمامه بیشتر باشد، اندازه عمامه بسته شده بزرگ‌تر است. عمامه علمای بزرگی مانند آیت‌الله سیستانی که به عمامه علمایی شهرت دارد، از این دست است.

طلبه‌های جوان‌تر بنا بر قداستی که برای عمامه قائل هستند، سعی می‌کنند عمامه‌های خود را کوچک‌تر و ساده‌تر ببندند تا به علما اهانتی نکرده باشند.

همچنین گذاشتن عمامه بر سر مستحبات خاصی هم دارد، به‌طور کلی در بین جامعه روحانیت عمامه صرفنظر از جنبه مادی آن به‌طور خاصی مقدس و قابل احترام است.

بستن عمامه کار حساسی است. شل یا سفت بستن عمامه، نوع تا زدن پارچه عمامه و... همگی مهم هستند. بعضی از طلبه‌ها که هنوز کاملاً بستن عمامه را یاد نگرفته‌اند، از دوستان متبحر خود می‌خواهند تا برای سفرهای تبلیغی‌شان برایشان عمامه بپیچند، معمولاً برای این سفر‌ها دو عمامه پیچیده می‌شود تا در مواقع لزوم که یکی از عمامه‌ها شاید به خاطر یک اتفاق باز شود یا خراب شود عمامه دیگری در دسترس باشد.

 

جوان‌ها لباده، قدیمی‌ها قبا!

شاید برای کسی که از عالم طلبگی دور است، شنیدن این اسامی کمی عجیب باشد! قبا و لباده هر دو همان لباس‌های بلندی هستند که طلبه‌ها از زیر عبا می‌پوشند.

فرق لباده و قبا در مدل دوخت آنهاست. برای آن که بهتر متوجه شوید، آقای خاتمی همیشه لباده می‌پوشد، اما آقای هاشمی همیشه قبا به تن می‌کند. بیشتر طلبه‌های اصلاح‌طلب تمایل به پوشیدن لباده دارند، همین پوشیدن لباده یا قبا بین خودشان مشخص‌کننده طرز فکر طلبه‌ها است.

اگر دقت کنید، بعضی از این لباس‌ها یقه‌های گشاد‌تری دارند که به صورت یک هفت دوخته شدند، اینها «قبا» هستند.اما بعضی دیگر یقه کیپ‌تری نسبت به قبا دارند اینها «لباده» هستند.

قبا در مجموع شش جیب دارد؛ دو تا در بغل و در کنار پاها و در طرفین راست و چپ هر کدام دو جیب دیگر کنار سینه و زیربغل.

لباده چهار جیب دارد: مثل قبا در طرفین راست و چپ سینه چهار جیب دارد، اما به جای دو جیب بغل پاها در قبا دو شکاف دارد که از طریق شکاف‌ها به جیب‌های شلوار زیر لباده و یا جیب‌های دشداشه دسترسی وجود دارد. دشداشه هم یک نوع لباس عربی سرتاسری سفید رنگ است از جنس پارچه نازک و خنک که در قسمت بالایی خود معمولاً سه دگمه دارد.

لباده و قبا در واقع بخش اصلی لباس طلبگی را تشکیل می‌دهند. انتخاب و پوشیدن هر کدام از اینها کاملاً سلیقه‌ای هستند. یکی از فروشندگان لباس‌های طلبگی می‌گفت «جوان‌ها و خوش تیپ‌تر‌ها بیشتر لباده می‌پسندند، اما پیرتر‌ها بیشتر قبا می‌برند، ولی جوان‌ها هم قبا می‌برند.» البته این فروشنده بالاخره مشخص نکرد که طیف متقاضی لباده و قبا چه کسانی هستند، اما بر اساس مشاهده‌های میدانی در قم کمتر روحانی مسنی را پیدا می‌کنید که لباده پوشیده باشد.

 

 

طلبه‌ام، وبلاگ هم می‌نویسم!

سیدعلی ابطحی 21 سال سن دارد و در پایه شش طلبگی تحصیل می‌کند. وبلاگ‌نویس هم هست و طراحی سایت هم انجام می‌دهد! تمام قم را به ما نشان داد و راهنمای خوبی هم بود. خوش‌مشرب است و همیشه می‌خندد. اگر بدون لباس طلبگی ببینیدش اصلاً فکر نمی‌کنید طلبه باشد! اتفاقاً در خیاطی، یکی از طلبه‌ها از سیدعلی خواست تا برای او یک عمامه بپیچید. سیدعلی هم با تبحر خاصی شروع به کار کرد و یک عمامه ساده برای طلبه پیچید و ما هم عکس‌های مراحل پیچیدن عمامه را گرفتیم.

البته هنوز معمم نشده است، باید تا پایه 10 صبر کند. اما به نظر می‌رسد شوق زیادی برای معمم شدن داشته باشد! خانواده سید علی نسل در نسل روحانی بودند و خود او هم در یک خانواده روحانی بزرگ شده. عجیب نیست که عمامه پیچیدن را آنقدر خوب و سریع انجام می‌دهد!

می گوید 11 ساله بوده که به عمامه پیچیدن پدر نگاه می‌کرده و از روی دست پدر عمامه پیچیدن عادی و نجفی را یاد گرفته. پدر سید علی یک عمامه کوتاه‌تر داشته که سید علی با آن پیچیدن عمامه را تمرین کرده و بالاخره پیچیدن آن را یاد گرفته. بالاخره یک روز یک عمامه برای پدر می‌پیچد و به جای عمامه پدر می‌گذارد. به نظر می‌رسد آن‌قدر ماهر شده بوده که پدر متوجه تغییر عمامه‌ها نمی‌شود و با همان عمامه به جمع دوستان می‌رود.

سید علی می‌گوید اگر دوباره متولد شود، باز هم طلبگی می‌خواند، چون واقعاً عاشق دنیای طلبگی است. دوست دارد بعد از معمم شدن لباده بپوشد، عاشق عبای کرم رنگ است و دوست دارد نعلین به پا کند، چون نعلین رسمی‌تر است.

می‌گوید عمامه علمایی مانند آیت‌الله سیستانی را دوست دارد، البته از طرز عمامه پیچیدن پدر و پدر بزرگ هم تقلید می‌کند. می‌گوید عمامه پدر بزرگم از پدرم منظم‌تر بسته می‌شود. سید علی می‌گوید هر روحانی‌ای که شأن روحانیت را حفظ کند، یک روحانی خوش تیپ است!

 

بچه نیاورانی که قم را با این عوض نمی‌کند

یک روحانی نسبتاً قدیمی است. نمی‌خواهد اسمی از او ببریم. متولد سال 51 است و 11 سال است که به‌طور رسمی معمم شده است.

روحانی است، اما از طریق خرید و فروش زمین و ساخت و ساز خانه امرار معاش می‌کند. می‌گوید بچه نیاوران تهران است، پیش از طلبه شدن می‌گفته «سرم برود قم نمی‌روم، قم بروم عمامه روی سرم نمی‌گذارم». اما می‌گوید یک روز که یک روحانی واقعی را که الان پدر خانمم است دیدم، طلبه شدم!

او می‌گوید: «از نیاوران پا شدم اومدم اینجا، الان قم هستم و طلبه، الان قم رو با دنیا عوض نمی‌کنم» بچه بازاری تهران بوده و عجیب است که سر از قم و طلبگی در آورده است. وقتی از طلبگی صحبت می‌کند، مشخص است که قداست خاصی برای آن قائل است.

او عمامه بستن را از پدر خانم خود آموخته، جالب است که بعد از روز اول که عمامه بستند به همراه همسر به تهران آمدند که در حیاط خانه عمامه او به بند رخت گیر می‌کند و باز می‌شود! خودش می‌گوید شیرین‌ترین خاطره او از عمامه همان اتفاق بوده! «عمامه افتاد و باز شد، اما با خانومم که روحانی زاده بودند آن‌قدر باهاش ور رفتیم که بالاخره دوباره پیچیدیم و بعدش یاد گرفتیم.» تا به حال لباده نپوشیده است و قبا را به لباده ترجیح می‌دهد. عبای تیره رنگ را بیشتر می‌پسندد. تا به حال نعلین نپوشیده است و کفش عادی می‌پوشد. او عمامه‌های بزرگ را نمی‌پسندد و می‌گوید عمامه‌هایی را که متوسط هستند و روی عرف هستند بیشتر می‌پسندد. می‌گوید ما روحانی‌ها با دید دیگری به عمامه نگاه می‌کنیم.

می‌گوید لباس روحانیت هم یک نوع لباس کار است. همان‌طور که یک پزشک روپوش سفید مخصوص خود را دارد، طلبه‌ها هم لباس خاص خود را دارند.

ممکن است یک پزشک روپوش سفیدی پوشیده باشد و کارش زیاد خوب نباشد، اما لباس پزشکی مقدس است، لباس روحانیت هم همین‌طور است.

 

مسافران

هوا که تاریک می‌شود، اکثر آنهایی که موقع ورود به گذر خان با لباس شخصی بودند، با قبا و عبا و عمامه از بازار بیرون می‌روند. لباس‌های نوی خود را می‌پوشند و شاید می‌روند تا بقیه وسایل سفرهای تبلیغاتی خودشان را تهیه کنند!

دقیقاً مثل آخر وقت شب‌های عید که خیلی از مردم بعد از خرید به ساندویچی‌ها می‌روند، در گذر خان هم طلبه‌ها را در فلافل‌فروشی‌ها می‌بینید!

بعضی از نمایندگان حوزه‌های علمیه شهرستان‌ها دنبال وانت بار و نیسان می‌گردند. عباها و قبا‌های سفارشی که برای حوزه‌های علمیه شهرستان است، در گونی‌ها کنار خیابان هستند.

هر کدام از این عبا و قباها قرار است تن یک طلبه جوان باشد! هر کدام از اینها خبر از ورود یک طلبه به دنیای روحانیت را دارد.

عبای طلبه‌ها 800 هزار تومانی باشد یا 15 هزار تومانی، افراد عادی یک طلبه را یک طلبه می‌شناسند. از او انتظار «طلبه» بودن را دارند و هیچ کدام از افراد عادی جامعه فرق عمامه علمایی و عمامه طبرستانی را نمی‌داند.

هوا تاریک شده و گذر خان، آرام آرام خلوت می‌شود. مردم عادی و دستفروش‌های عرب زبان هنوز در خیابان‌ها هستند، ولی کمتر طلبه در خیابان پیداست.

 

هندی تایلندی انگلیسی

عمامه متوسط 8 متری 15 هزار تومان 13 هزار تومان 28 هزار تومان

 

مرینوس پرشیا ژرژت انواع خاچیه

عبا 24 هزار تومان 10هزارتومان 12هزارتومان از 100 هزار تا 800 هزار تومان

 

فوتوس پرشیا فاستونی

قبا(حاضری) 15 هزار تومان 15هزار تومان 25هزارتومان

 

فاستونی پرشیا اندونزی

لباده(حاضری) 60 هزار تومان 30هزار تومان 35هزارتومان

 

هزینه دوخت پارچه معمولی و آستر پارچه زبده، تترون و نازک

قبا(سفارشی) 23 هزار تومان 27هزار تومان

 

هزینه دوخت با لایه خارجی با لایه ایرانی

لباده(سفارشی) 52 هزار تومان 42هزار تومان

منبع (+)