چقدر

 

دلم تنگ شده است

برای

آن روزها...

دیروزها...

هیچ می دانی

نوای ساز تو

و طنین صدای تو

چه غوغایی می کرد

در جان شیفته ی من...

آن نگاه ها

سوز ها

شورها

هی....

هیچ می بینی

که همه چیز

چقدر ساده گذشت

و زندگی

به چیزی دیگر

تبدیل شد

و البته

همچنان جاری است...

هیچ می بینی؟؟؟...

از وبلاگ زیبای محبوب شبهای من (+)