بدجوری کلافم! دو سه هفته است که همش درحال دویدنم اما کارام یک ذره هم پیش نمیره.  نمی­دونم چرا این قدر کار نیمه تمام یک دفعه با هم جمع شدند و هیچکدوم هم تمام نمیشن.  یک بار داشتم یک مقاله درباره مدیریت زمان می­خوندم نوشته بود داشتن کارهای نیمه تمام زیاد از عوامل اتلاف وقته. واقعاً راست گفته. من دارم با تمام وجود اینو حس می­کنم.  دو هفته پیش رفتم یک تخته وایت برد خریدم با متعلقاتش و البته یک مشت لوازم تحریر دیگه (که مجموعاً 26 هزار تومان ناقابل پیاده شدم).  اول می­خواستم یک لیست از کارهایی که باید انجام بدم و نیمه کاره است بنویسم و به ترتیب اولویت مرتبشون کنم.  دیدم ای داد! اینجوری که باید یک بیلبرد بخرم! اونم پشت و رو بنویسم! بعد سعی کردم مجموعه کارهای خرده ریزی رو که باید در یک روز انجام بدم بنویسم، دیدم بازم نمیشه اصلاً با وضع فعلیم که از ده دقیقه بعدم هم خبر ندارم نمیشه.  فعلاً فقط یک کارو روش می­نویسم که نشان دهنده بالاترین اولویت در اون زمان باشه، باز برای انجامش دو سه روز مجبورم وقت صرف کنم.  فعلاً به چند هفته وقت نیاز دارم که ورودی کارهای الکی به سیستم زندگیمو ببندم و مشغول فرآوری  و رفع و رجوع موجودی بشم.  این ترافیک هم مزید علت شده، امروز دو ساعت وربع تو راه بودم تا برسم خونه. که البته بیش از 60-70 درصدش تو ترافیک بودم.  امروز ترافیک اتوبان مدرس و حقانی واقعاً وحشتناک بود.