هدفمند کردن یارانه ها ، شعاری است که پیش از دولت نهم نیز ، خیلی ها شعارش را داده اند ، هم در دولت هاشمی و هم در زمان خاتمی ؛ اما هیچ وقت ، هیچ دولتی آن را عملیاتی نکرد و صرفاً به اقداماتی مانند تصاعدی کردن بهای آب و برق بسنده شد.

اینک اما در دولت نهم ، گویا عزمی جدی برای تحقق این مهم فراهم آمده است تا به قول رئیس دولت ، این "جراحی بزرگ اقتصادی" حتی اگر یک روز هم به پایان کار دولت مانده باشد، انجام شود.

در درستی این کار ، یعنی هدفمند کردن یارانه ها ، به حدی اجماع نظر میان اقتصاددانان و سیاستمداران وجود دارد که بر خلاف بسیاری از تصمیمات و اقدامات دولت نهم ، در اصل این طرح ، هیچ حرف و حدیث و نقد جدی ای ، مطرح  نیست و ای بسا ، گاه برخی از منتقدان دولت - ولو در خفا - احمدی نژاد را به خاطر جسارت و البته ریسک بزرگی که از خود بروز داده است ، ستایش می کنند.

با این حال ، در باره روش اجرا ، دوره زمانی آن و بسترهای قانونی هدفمند کردن یارانه ها که در قالب "طرح تحول اقتصادی" مطرح است ، انتقاد و سخن بسیار است و نگرانی ها جدی.

درباره روش اجرای این طرح که جانمایه آن ، حذف یارانه ها و پرداخت نقدی آن است پیشتر سخن گفته ایم ( اینجا ) ؛ بحث قانونی آن را نیز به مجالی دیگر موکول می کنیم و در این مقال ، دوره زمانی اجرای طرح تحول اقتصادی را به چالش می کشیم .

طبق اظهارات رئیس جمهور و سایر مسوولان ، اجرای طرح تحول از پاییز امسال آغاز می شود و تا پایان اسفند ، پرداخت نقدی یارانه ها عملیاتی خواهد شد و به همین دلیل ، از هم اکنون کار جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها  ، آغاز شده است .

حتی اگر مانند منتقدان دولت ، این تعجیل را اقدامی انتخاباتی ندانیم ، نمی توانیم شگفتی و نگرانی خود را از اصرار بر اجرای سریع و بی مقدمه طرح تحول ، ابراز نکنیم .

واقعیت این است که اقتصاد ملی ، تحمل وارد آمدن چنین شوکی را ندارد و ای بسا ، نتواند از زیر این عمل جراحی سنگین ، زنده خارج شود.

به نظر می رسد در هدفمند کردن یارانه ها و طرح تحول اقتصادی ، آنچه مغفول مانده ، زمان بندی واقعی آن است . وسعت و اهمیت طرح به حدی است که نمی توان آن را در یک ظرف زمانی کوتاه جا داد و نتیجه مطلوب را گرفت . حتی زمانی که مهدی کروبی در رقابت های انتخاباتی 1384 ، سخن از طرح مشابهی به میان آورد، اعلام داشت که طرح پرداخت 50 هزار تومان برای هر ایرانی پس از دو سال قابلیت اجرا خواهد داشت چرا که برای اجرای آن زیر ساخت ها و برنامه ریزی ها و اقدامات متعددی نیاز است .

نسبت جامعه ما با یارانه ها ، شاید نسبت فرد سیگاری باشد به سیگار که اگر بخواهد سیگار را ترک کند ، باید قدم به قدم ، از مصرف سیگار بکاهد و در یک برنامه زمانی مشخص ، آن را به صفر برساند.
البته در کنار این تشابه ، یک تمایز بزرگ نیز وجود دارد و آن این که اگر آن فرد ، به یک باره سیگار را کنار بگذارد ، تنها ممکن است کمی دچار سختی و مرارت شود ولی حذف به یکباره یارانه ها و نقدی کردن آن ، تنها باعث ملال نمی شود بلکه می تواند به سکته اقتصادی و حتی سیاسی جامعه نیز منجر شود.

اگر بخواهیم اقتصاد ملی را به یک پیکر انسانی تشبیه کنیم و اقدامات اقتصادی نسبتاً مشابه پیشین در زمینه یارانه ها را با این طرح مقایسه کنیم ، می توانیم بگوییم که اقدامات قبلی ، حداکثر در حد اصلاح سر و صورت ، شکسته بندی ، علاج سرما خوردگی و حداکثر جراحی آپاندیسیت بوده اند ولی این بار قرار است "جراحی باز قلب "صورت بگیرد و از این رو هر گونه شتاب زدگی در شروع به عمل یا در حین جراحی می تواند منجر به مرگ این بیمار شود .

در مثالی دیگر می توان طرح تحول اقتصادی را این گونه به تصویر کشید:
فردی به پزشک مراجعه می کند و پزشک پس از تشخیص صحیح بیماری ، به او 30 قرص تجویز می کند و دستور می دهد هر شب قبل از خواب یک قرص را میل نماید و به مریض اش اطمینان می دهد که با مصرف یک ماهه این دارو ، بهبودی می یابد.

بیمار ، اما عجول است و برای کاستن از دوره درمان اش ، تصمیم می گیرد هر 30 قرص را به یکباره مصرف کند و چنین نیز می کند؛ نتیجه نیز قابل پیش بینی است: او به اغما  می رود و مشخص نیست آیا پزشکان متخصص مسمومیت خواهند توانست زندگی اش را بازگردانند یا خیر.
اینک حکایت ایران و طرح تحول اقتصادی که هر چند تشخیص بیماری ، به درستی صورت گرفته است ، حتی به فرض صحت نسخه ، اگر طول درمان در نظر گرفته نشود ، عاقبتی بهتر از بیمار عجول داستان ما در انتظار کشور نخواهد بود.
 
 


کاریکاتور از حسن کریم زاده

 
نظرات کاربران:
بنظر من فرم تهیه شده علاوه بر تامین نهایت تحقیر به ملت دارای ایرادات فراوانی است که نشان دهنده عدم آشنایی تنظیم کنندگان با فرهنگ ایران است. مثلا بسیاری از جوانان در محلی که والدین در اختیار آنها قرار داده اند زندگی میکنند.مسکن ندارند ولی اجاره هم نمیدهند.والدین بازنشسته مسکن مازاد دارند ولی چون فرزند درآن زندگی میکند اجاره کمک معاش نمیگیرد.کسی که یک عمر خود را در تنگنا قرار داده است تا سر پناهی تهیه کند با کسی که خوش خرجی کرده است چه تفاوتی باید داشته باشد؟ آیا باید نتایج زحمات بر عکس باشد؟ اصلا چرا باید همیشه به یک طرف جاده بزنیم ؟ مگر سیستم فرمان ندارد؟ مگر راننده ندارد؟ میشود همیشه در جاده بطریق صحیح هم رانندگی کرد. یک روز همه امکانات در اختیار عده ای مرفه روز دیگر همه امکانات در اختیار عده ای غیر مرفه. همه در این مملکت زحمت میکشند باید از امکانات خدادادی بیک اندازه بهرهمند شوند و مازاد مورد نیاز با تلاش شخصی تامین شود.چکار دارید که به جیک وپوک زندگی مردم بندید؟فراموش نکنید که مردم جیره خوار شما نیستند.
تمثیلات زیبایی برای تشریح طرح آورده اید .
احتراما بعنوان یک شهروند کارمند چند نکته به ذهنم میرسد که بعنوان نظر شخصی یک شهروند عرض میکنم:
1- یارانه اگر به اقشار دهک ضعیف داده میشود چرا تمام جامعه کنکاش میشود؟ لطفا بفرمایید هر کسی ادعای قرار گرفتن در جایگاه ضعیف جامعه را دارد و طلب یارانه مستقیم را، این کارهارا انجام دهد و فرم بدهد. ضمن اینکه محل قانونی این کنکاش عمومی کجاست لطفا روشن شود. و آیا در ادامه فرمهای متنوعی از احوالات مختلف ما مردم نخواهد آمد؟ آیا طرح از کجا آورده اید که از دانه درشتها صحبت میکرد و در همین راستا منتها از دهک بالا را مد نظر داشت به جائی رسید؟
2- تکلیف آنهایی که سرمایه خود را در خارج از کشور نهاده اند چه میشود؟ آیا آنها هم فرم پر میکنند که فلان املاک و دارائی ها را در دبی و ترکیه و انگلیس و فرانسه دارند؟ و لذا لطفا بفرمایید چگونه این سرشماری اقتصادی را واقعی خواهید نمود؟
3- به نظر بنده حقیر، ملاک چشم انداز 1404 و اصل توذیع عادلانه ثروت تنها بر پایه تشخیص درست و تخصیص عادلانه منابع موجود در مقاطع تحول اقتصاد کلان است که مستلزم کار مدیریتی مستمر بوده و با یک اقدام مقطعی و یا یک سرشماری دارائی مردم به انجام نمی رسد.
4- بنظر بنده توذیع درآمد با تخصیص منابع و توذیع عادلانه ثروت فرق دارد. بیکاری آشکار و پنهان، تورم و تبعیض در زمره عواقب بد این طرح است.
5- ضمنا بنده نه اموال آنچنانی دارم و نه سرمایه خارج از کشور و تنها بواسطه همفکری و دلسوزی این نکات را نوشتم. امیدوارم باعث رنجش کسی نگردد.
با سلام لطفا بفرمایید هزینه هایی مثل شهریه دانشگاه و غیره و همچنین مسکن فرزندان مجرد دانشجو در دیگر شهرها، تورم فعلی نسبت به سه ماه اول سال و ... کجا در نظر گرفته می شود. آیا این طرح برای افراد بازاری، کارگر و ... جواب میدهد؟
کو گوش شنوا؟
به نظر اینجانب شاه بیت موضوع همان دوره زمانی اجرا و به اصطلاح این جراحی بزرگ است و آن چه که همه کارشناسان بر آن اذعان دارند و تردیدی در آن نیست همانا عدم تامین و ایجاد شرایط و بستر مربوطه است که یقینا"شوک مرگ آوری بر اقتصاد وارد کرده و اتفاقا"آثار و تبعات منفی و مضر آن بیشتر و با حدت بالا بر قشر ضعیف مترتب خواهد بود.بعنوان مثال ایا با حذف یارانه بنزین سیستم حمل و نقل عمومی و گسترده ای داریم تا با افزایش نرخ تاکسی ها (به خصوص تاکسی سرویس ها)فشار مضاعفی بر مردم وارد نشود؟!جواب کاملا"روشن و اظهر من الشمس است که تا سالهای سال نیز این امکانات به میزان حداقل معیشت و رفاه مردم نخواهد رسید.حال چگونه و با چه استدلالی متولیان این طرح عجیب و غریب!!داعیه بهبود وضعیت مردم را دارند.به نظر میرسد به سمتی سوقمان میدهند که خرجمان به دلار و دخلمان به ریال باشد، تو ببین عمق فاجعه را...
وای بر ما
آیا طبقه بندی کردن مردم صحیح است؟
آیا در کشور آمار واقعی دارایی شخصی مردم وجود دارد؟
آیا اصلا باید چنین آماری وجود داشته باشد؟
آیااآین آمار (مثلا وضعیت املاک ثبت شده بنام شخص) می تواند وضعیت واقعی هر کس را بیان کند؟
آیا اصلا عدالت یعنی مساوی بودن؟؟
آیا با اجرای این طرح علاوه بر مشکلات قبلی، تبعیض بین دروغگوها و راستگوهای خود اظهاری، اضافه نمیشود؟
واقعا مردم را چه فرض کرده اند؟!؟!
تمثیل آخرتان درست نبود می توان گفت کسی گلویش چرکی است دکتر می گوید این 20 کپسول رو بخور ولی او میگوید به من آمپول پنی سیلین بزن!
میخواستم بگویم مثال ها را می توان هر طوری زد!
در فرمها هزینه های دانش آموزان مشغول به تحصیل درمدارس غیر انتفاعی نیز مطرح نمیباشد که بخشی ازهزینه های سرسام آور زندگی می باشدکه اینحقیر دارای سه فرزند اینچنینی می باشم
با نگاهی به قبض های برق جدید می توان استنباط کرد در صورتی که به هر نفر یکصد هزار تومان هم بدهید این مبلغ جوابگوی پول آب و برق و تلفن و گاز یک ماه هم نمی شود چه برسد به پول بنزین 900 تومان

منبع (+)