نویسنده mohamad    (+

کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس .....

آقا جان ! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند ، حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد ...

مهدی جان!

 سئوالی ساده دارم از حضورت .... من آیا زنده ام وقت ظهورت .....  اگر که آمدی من رفته بودم .... اسیر سال و ماه و هفته بودم ..... دعایم کن دوباره جان بگیرم ..... بیایم در رکاب تو بمیرم

 کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس .....

آقا جان ! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند ، حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد ...

مهدی جان!

 سئوالی ساده دارم از حضورت .... من آیا زنده ام وقت ظهورت .....  اگر که آمدی من رفته بودم .... اسیر سال و ماه و هفته بودم ..... دعایم کن دوباره جان بگیرم ..... بیایم در رکاب تو بمیرم

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات ..... بر جان و دل صبور مهدی صلوات ..... تا امر فرج شود مهیا بفرست ..... بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ..... چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی ..... خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن ..... خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی ...... برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی ..... برای عده ای چه خوب شد نیامدی ...... تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ..... دوباره صبح ؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند ..... ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد

سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت ای گل زهرا ..... به خدا حاجتی ندارم

کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟   کاش می شد اشک را تهدید کرد         مدت لبخند را تمدید کرد  

                                                                    ۩۞۩۩۞۩۩۞۩

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار ۩۞۩۩۞۩۩۞۩ به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ... ۩۞۩۩۞۩۩۞۩

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...

 چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی 

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

۩۞۩۩۞۩۩۞۩ بر چهره پر ز نور مهدی صلوات      بر جان و دل صبور مهدی صلوات

 تا امر فرج شود مهیا بفرست        بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

سئوالی ساده دارم از حضورت       من آیا زنده ام وقت ظهورت 

 اگر که آمدی من رفته بودم           اسیر سال و ماه و هفته بودم 

 دعایم کن دوباره جان بگیرم           بیایم در رکاب تو بمیرم

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

هنوزم انتظارو انتظار است        هنوزم دل به سینه بی قرار است   ا

 هنوزم خواب میبینم به شبها    همان مردی که بر اسبی سوار است

  همان مردی که جمعه آید روزی ...    و این پایان خوب انتظار است

۩۞۩۩۞۩۩۞۩

 کاش می شد در میان لحظه ها           لحظه ی دیدار را نزدیک کرد

  میلاد نور پیشاپیش مبارک