امروزه در نتیجه‌ی افزایش دمای زمین، تغییرات جوی و اقلیمی و همچنین کاهش منابع تجدید ناشدنی، گروهی از حامیان محیط زیست و نیز برخی از دولت‌ها، استفاده از سوخت‌های سبز یا سوخت‌های زیستی را بهترین راه مقابله با این جریان می‌دانند، اما بررسی دقیق این موضوع بیانگر آن است که طرح این مسأله به نوعی ایده‌آل‌طلبی می‌ماند که عملاً تحقق آن در همان مراحل آغازین با مشکلات متعدد زیست محیطی و طبیعی همراه خواهد بود که حتی می‌تواند شرایط را از هم‌اکنون نیز وخیم‌تر سازد.

 
   ● نویسنده: جرج - مونبیت

منبع: ماه نامه - سیاحت غرب - 1384 - شماره 29

 
 

باید بپذیریم، دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، دنیایی متناهی است؛ بدین معنا که اگر گروهی از مردم بخواهند به هر نحو ممکن، در روی زمین به دنبال منافع خود باشند، این رفتارشان منافع دیگران را به مخاطره می‌اندازد.

بهترین نمونه این مدعا را می‌توان در اشتیاق کنونی برخی از کشورها در روی آوردن به «سوخت‌های زیستی» برشمرد. این‌گونه سوخت‌ها که از شیره درختان یا فضولات گیاهی و یا چوب به‌دست می‌آید، می‌تواند ماشین‌ها، اتوبوس‌ها و کامیون‌ها را به حرکت درآورد. سوزاندن این نوع سوخت، صرفاً کربن را در جو رها ساخته و این گاز مجدداً توسط گیاهان جذب می‌شود. از همین روست که تغییر رویکرد از سوخت‌های فسیلی به سوخت‌های زیستی هم‌اکنون به عنوان راه‌حلی برای جلوگیری از تغییرات جوی مورد تبلیغ و توجیه می‌باشد.

هم‌اکنون اتحادیه اروپا بر آن است تا پایان سال 2010، 6% و تا پایان سال 2020، 20% سوخت مصرفی خود را به سوخت زیستی تبدیل کند. برای نیل به این هدف، دولت انگلیس هم‌اکنون مالیات بر این نوع سوخت را بیست پنس در هر لیتر کاهش داده و این در حالی است که کشورهای اتحادیه اروپا، به کشاورزان خود به ازای کشت هر هکتار از گیاهان مناسب تولید این سوخت، 45 یورو بیش از گذشته کمک می‌کنند.

هر کسی در ابتدا از شنیدن این خبر خوشحال می‌شود. ظاهراً با توسل به چنین رویکردی است که کشاورزان و صاحبان صنعت مواد شیمیایی می‌توانند بازارهای جدیدی پیش روی خود بگشایند و دولت‌ها هم می‌توانند تعهد خود را در کاهش انتشار کربن، بدین شکل عملی سازند. همچنین طرفداران محیط زیست هم می‌توانند این حقیقت را که سوخت‌های گیاهی علاوه بر کاهش آلودگی از افزایش دمای زمین جلوگیری می‌نمایند، امتیازی بزرگ بشمارند. برخلاف سوخت‌های هیدروژنی، سوخت‌های زیستی بلافاصله قابل به کارگیری هستند و این تحقق واقعیتی است که رادولف دیزل در سال 1900 پیش‌بینی آن را نمود. در آن سال بود که وی موتوری را به نمایش گذاشت که با روغن بادام زمینی کار می‌کرد. او در آن زمان پیش‌بینی نمود که استفاده از روغن سبزیجات اگر چه در حال حاضر کم اهمیت جلوه می‌کند، اما به مرور زمان و در آینده می‌تواند اهمیتی همپای نفت بیابد. امروزه برخی پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که در صورت تداوم افزایش قیمت سوخت، این پیش‌بینی وی تحقق می‌یابد.

 

 

اما من شخصاً امیدوارم که این مسأله ابداً تحقق نیابد. اگرچه کسانی که به تبلیغ این سوخت جدید می‌پردازند، افرادی با نیت خیر هستند، اما سخت در اشتباهند، چرا که از یک واقعیت غفلت ورزیده‌اند و آن هم متناهی بودن کره زمین است. در صورتی که سوخت زیستی به یک کالای همه‌گیر تبدیل شود، آن گاه است که با یک فاجعه انسانی در مقیاس جهانی روبرو خواهیم شد.


بله، امروزه استفاده در مقیاس بسیار اندک است که با آسیب همراه نمی‌باشد. هم اینک تنها چند هزار طرفدارد محیط زیست در بریتانیا، ماشین‌های خود را با روغن‌های گیاهی به حرکت در می‌آورند. به طور کلی، میزان این روغن‌های بازیافت شده در کل یک سال، می‌تواند در کل بریتانیا به یکصد هزار تن برسد که این میزان تنها [یک، سی‌صدوهشتادُم] سوخت مورد استفاده این کشور را تأمین کند.

برخی از امکان تبدیل کاه‌بن‌های گندم به الکل و استفاده آن در اتومبیل‌ها صحبت می‌کنند و طرح‌هایی را در این مورد اخیراً شاهد بوده‌ایم. در همه‌ی این طرح‌ها از آمار و ارقام غفلت شده است. به عنوان نمونه، طرح‌های ارائه شده برای تولید لوکوموتیوهای زیستی، خود نیازمند کشت حجم انبوهی محصول زراعی فقط برای تأمین سوخت چنین وسیله‌ای است و وقتی که دقیقاً به این مسأله بپردازیم، می‌بینیم که راه حل ارائه شده همانند خود این معضل، مشکل‌آفرین است.

در بریتانیا همه ساله حمل و نقل جاده‌ای نیازمند مصرف 6/37 میلیون تن سوخت می‌باشد. بهترین محصول زراعی روغنی هم که مناسب کشت در این کشور باشد، شلغم روغنی است که متوسط بازده آن در هر هکتار 3 تا 5/3 تن است. هر تن از بذر این نوع شلغم نیز حدود 5/4 کیلوگرم سوخت زیستی تولید می‌کند. نتیجه این که، هر هکتار زمین زراعی می‌تواند 45/1 تن سوخت تولید نماید. به عبارت دیگر، به راه انداختن اتومبیل‌ها، اتوبوس‌ها و کامیون‌هایمان با این سوخت، نیازمند 129 میلیون هکتار زمین زراعی است و این در حالی است که کل زمین‌های زراعی بریتانیا 7/5 میلیون هکتار است. به عبارت دیگر، تأمین این میزان سوخت برای این کشور، مستلزم داشتن 5/4 برابر زمین‌های موجود است. از سوی دیگر، هدف اتحادیه اروپا یعنی تأمین 20% سوخت تا سال 2020 با این نوع سوخت، نیازمند به زیر کشت بردن همه زمین‌های زراعی اروپا صرفاً برای تولید سوخت است.

در صورتی که این مسأله بخواهد در اروپا تحقق یابد، تأثیر جهانی آن بر منابع غذایی، فاجعه‌بار خواهد بود. حال اگر این شرایط در همه نقاط جهان حاکم شود، آن‌گاه، عمده‌ی زمین‌های زراعی کره زمین باید برای تولید غذای ماشین‌هایمان به زیر کشت روند و نه غذای بشر.

بله! چنین چشم‌اندازی مضحک است، اما نکته دیگر هم آن‌که، اصولاً بازار به تقاضای کسانی که پول می‌دهند، پاسخ می‌دهد. این بدین معناست که مالکان اتومبیل که نسبت به کسانی که در گوشه و کنار جهان در فقر و گرسنگی به سر می‌برند، پول بیشتری دارند، در صورت شکل‌گیری چنین شرایطی، در این نبرد جدید هم پیروز خواهند شد. این قضیه را هم‌اکنون به نحو دیگری هم شاهدیم. در حالی‌که حدود هشتصد میلیون نفر از جمعیت زمین در سوء تغذیه دایمی به سر می‌برند، شاهد افزایش تولید محصولات زراعی در مقیاس جهانی برای تغذیه دام‌ها هستیم. امروزه میزان دام‌های جهان نسبت به سال 1950، افزایش پنج برابری یافته است.

توسل به سوخت‌های زیستی یا سوخت سبز، نه تنها فاجعه انسانی همراه خواهد شد، بلکه می‌تواند به فاجعه‌ای زیست محیطی هم دامن زند. کسانی که هم‌اکنون نسبت به میزان و شرایط کشاورزی از خود نگرانی نشان می‌دهند، باید این موضوع را نیز مد نظر داشته باشند که در صورتی که اداره کشاورزی به دست صاحبان صنعت سوخت بیفتد، چه بر سر آن خواهد آمد؟ به علاوه، در صورت شکل دادن به تولید سوخت شلغم روغنی، بلافاصله شاهد شکل‌گیری بازار سوخت نخل و یا سوخت سویا نیز خواهیم بود؛ چرا که میزان سوخت تولیدی از نخل نسبت به شلغم روغنی در هر هکتار چهار برابر بوده است. نکته مهم دیگر آن‌که، کشت نخل در مناطقی از جهان صورت می‌پذیرد که نیروی کار ارزان است. امروزه چنین درخت‌کاری‌هایی که با هدف استفاده از درخت در سال‌های آینده در جهان رواج یافته است، خود از مهم‌ترین دلایل تخریب جنگل‌ها محسوب می‌شود. در مورد سویا نیز اگرچه میزان بازدهی آن از شلغم کمتر است اما فضولات آن نسبت به شلغم برای خوراک دام‌ها مناسب‌تر است. هم‌اکنون در نتیجه‌ی شکل‌گیری مراحل آغازین این بازار جدید، شاهد تخریب «سرادو» برزیل که صاحب متنوع‌ترین و غنی‌ترین محیط زیست جهان است، می‌باشیم؛ رویکردی که به صنعت جدیدی برای تخریب جنگل‌های استوایی، شکل‌گیری کشت صنعتی و نیز درخت‌کاری‌های مصنوعی تبدیل شده است.

بله، محدود بودن نقطه دید برخی از حامیان محیط زیست واقعاً دردآور است.

در کنفرانسی در پاریس، در اکتبر سال 2004 شاهد آن بودیم که گروهی از دانشمندان و نیز حامیان محیط زیست که به بررسی تغییرات ناگهانی جوی می‌پردازند، به حمایت از نظر تونی‌بلر در مورد تبدیل آفریقا به منطقه تولید سوخت زیستی پرداختند. به عقیده آن‌ها، تحقق چنین شرایطی، از سویی از افزایش دمای زمین می‌کاهد و از سویی دیگر، به آفریقا کمک شایانی می‌کند. طبق نظر برگزار کننده این کنفرانس، این رویکرد می‌تواند در کنار تولید سوخت زیستی ارزان، توسعه‌ای پایدار را برای آفریقا به ارمغان آورد!

درست است که باید فکری به حال افزایش دمای زمین که حجم قابل توجهی از آن محصول اتومیبل‌هاست، بکنیم، اما یقیناً راه حل آن، این نیست. در صورتی هم که تولید سوخت زیستی به قدری افزایش یابد که بر تغییرات جوی تأثیر مثبت داشته باشد، اما به همان اندازه نیز به مرگ و میر در عرصه جهانی دامن خواهد زد.

 

منبع:   http://www.bashgah.net/pages-17663.html

WWW.guardian.co.uk

 

* George Monbiot: نویسنده و روزنامه‌نگار برجسته بریتانیایی