برای فردا


+ داریم بهتر میشیم

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٧
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ خدا رو شکر

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٥
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ مریض شدیم

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٥
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ رویداد

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٢
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ مقصر صندلی خالی دانشگاه‌ها کیست؟

کنکور برای خیلی از دهه شصتی‌ها همان غولی بود که وقتی نامش می‌آمد، خواب و خوراک خیلی‌ها را بهم می‌ریخت. در آن سالها خیلی از دانش آموزان  دو تا سه سالی وقت می‌گذاشتند، کلاس‌های کنکور  می‌رفتند و کتاب‌های مختلف می‌خریدند که برنامه ریزی کنند تا در رشته دلخواه خود قبول شوند. فراوانی متقاضیان کنکور آنقدر زیاد بود که مسئولان آموزش عالی به این فکر افتادند  که با تأسیس مؤسسات غیرانتفاعی شاید بتوانند آرزوی رفتن به دانشگاه را برای بخش کثیری از جوانان برآورده کنند. این آرزو برای خیلی‌ها محقق شد تا جایی که حالا  خبر می‌رسد که در کنکور  امسال  حدود 300 هزار صندلی خالی مانده است.
 
به گزارش ایران، کارشناسان آموزش عالی می‌گویند، خالی بودن صندلی‌های دانشگاه‌ها پدیده‌ای است که به علت  رشد بیش از حد مراکز دانشگاهی و توجه نداشتن به سلایق و علایق داوطلبان  به‌وجود آمده است. با این حال به هم خوردن تعادل عرضه صندلی‌های دانشگاه، گریبانگیر همه  دانشگاه‌ها شده است. براساس آماری که وزارت علوم می‌دهد بیش از نیمی از ظرفیت دانشگاه جامع علمی کاربردی،  500 هزار ظرفیت در دانشگاه‌های آزاد  و حدود  70 درصد صندلی‌های دانشگاه های غیرانتفاعی  خالی  از دانشجو مانده است؛ موضوعی که حالا برخی از کارشناسان آموزش عالی از آن به عنوان «بحران دانشگاه»  نام می‌برند.
 

...
ادامه مطلب
نویسنده : برای فردا ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٢
تگ ها: عمومی
comment نظرات () لینک

+ تصحیح میکنم

ساعت چهار و بیست دقیقه است.

دوستام اومدند. برام یک کیک خوشگل آوردند که روش تولدم رو تبریک گفته و یک بابیلیس بی نظیر و سوغاتی سفر شمال و پاستیل و خوراکی های خوشمزه برای پسری. چه خوب. دستشون درد نکنه خوشحالم کردند و البته شرمنده. من هیچ کاری نمیتونم برای خوشحال کردنشون بکنم و اونها همش به من میرسن. مرسی دوست جونام . انشاالله همیشه شاد و سلامت باشید.

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٢
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ روز مزخرف

وای چه روز مرخرفیه امروز. دیشب که پسری از این ویروسهای جدید گرفته بود تا صبح تب داشت و نخوابید و نذاشت ما بخوابیم. مجبور شدم ساعت ده شب برم از میدون معلم براش استامینوفن بخرم. رانندگی تو شب برای من یک کابوسه. پسری دیشب اسهال داشت و شستن و تمیز کردن و ...

امروز نرفت مهد. بی آزار ترین موجود امروز، پسری بوده. ساعت سه و ربعه حساب کردم از صبح تا حالا بیش از 50-60 جور پیامک و ایمیل و تلفن و مراجعه حضوری رو جوابگو بودم، ظاهرا تا شب هم ادامه داره.

وای امروز از شیر مرغ تا جون ادمیزاد ازم خواستند. از همسایه مون که سال تا سال کاری با هم نداریم تلفن زدند که بیا از تو حیاط بهت سرکه سیب و گوجه فرنگی و فلفل بدم و پیشنهاد برای اینکه بیا هر روز صبح مثلا 8 و نیم بریم تو شهرک پیاده روی!!! تا درخواست پیدا کردن استاندارد اسید چرب برای یکی از دوستام با قید دو فوریت تا دو تا داوری مقاله که یکی مهلتش گذشته بود باید اقدام عاجل میکردم داوری یک پروپوزال دکترا، داوری یک ژورنال در پیت کره ای که هنوز این دو تا آخری رو انجام ندادم. تلفن برای دوره آموزشی کارازمایی بالینی، فلان خیریه که میگه از دی ماه واریز نداشتی باید چک کنم ببینم چی شده. تلفن برای مشاور شدن تو تز ارشد با این درخواست که خودتون عنوان کامل بهم بدید ببرم برای استاد راهنمام!! نتیجه خوندن پایان نامه اون دوستم که ماجرایی شده برای خودش و بالاخره امروز استاد راهنماشون بله رو گفتند. بخوام همینجور بنویسم 50-60 سطر میشه، رنگارنگ. اوضاع فیزیولوژیک خودم خوب نیست. کم کم دارم از حال میرم :)

چه خبره امروز؟! همه جور کاری میکنم جز کار خودم. خیلی خیلی استرس دارم به خاطر تموم نشدن تزم. همه کارها هم مهمند. مخم داره منفجر میشه.

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٢
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ با پای خودم!

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/٢٠
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ کلاس فرزند سالم

امروز تو کانون ققنوس یک دوره آموزشی برگزار میشد درباره فرزند سالم. اول میخواستم نرم. بعد که قرار شد پسری و باباش و عموش برن تهران لباس بخرن، پیش خودم گفتم تجربه خوبی برای پسریه، سوار شدن مترو و پیاده رفتن. هرچند پاش دو روزه ورم کرده و نمیدونم به چیزی حساسیت داده یا حشره ای گزیده. ساعت 9 بود که رفتند به خودم گفنم برو. آدم هرچقدر دیگران رو بشناسه بهتره، بالاخره پسری تو اینجا و تو این محیط داره بزرگ میشه. تندی حاضر شدم و رفتم گلشهر. دوره خوبی بود. رویهم رفته رفتنش بهتر از نرفتنش بود. قرار شد یک سری دوره آموزشی مثل بیلیارد و تیر و کمان و ... برای مادرها بگذارن که اونها هم بلد باشند این بهترین پیشنهاد بود. سعی میکنم با همه مشغله هام برم. درباره اردو جاده چالوس گفتند و گروههایی که تو تلگرام و ... هست و اینکه عضو بشیم و مادرها فعالتر باشند و ... خلاصه اش خوب بود. زحمت کشیده بودند

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٩
comment نظرات () لینک

+ تولد

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٩
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک

+ رضایت از کتاب زندگی

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٧
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک