برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

شعله رقصان غزل مرد

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- بانوی غزل سرای ایرانی که از 15 مرداد به حال کما به سر می برد بامداد سه شنبه 28 مرداد 1393 در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست.

سیمین بهبهانی که با عنوان «بانوی غزل» شناخته می شد، به خاطر نوآوری هایی که داشت «نیمای غزل» هم لقب گرفته بود. او که متولد 28 تیر 1306 خورشیدی در تهران بود در 28 مرداد 1393 خورشیدی در تهران درگذشت.

محبوبیت شاعران در جامعه ما به این خاطر است که هیچ هنری نزد ایرانیان مرتبت شعر را ندارد و ایرانیان هیچ هنرمندی را به اندازه شاعر دوست نمی دارند.

 نگویید پس این همه کتاب شعر که بی مشتری مانده چه حکمتی دارد؛ که گفتم و می گویم شاعر و نه هر شاعری. چه، در همان قرونی که مولانا و سعدی و حافظ ظهور کردند نیز ایران شاهد شاعران بسیار بود اما این سه ماندند و درخشیدند و حتی خواجوی کرمانی در قیاس با درخشش حافظ رنگ باخت.

ادامه مطلب

باتری ساز

مشاهده یادداشت خصوصی


مهارت :)

پنج شنبه ای با پسری رفته بودیم تهران، موقع اومدن تو گاراژ جلوی در دو تا ماشین پارک بود و مامانم از بالا دیده بودند که ماشین اومد تو اما راننده اش رو ندیده بودند، پرسیدند کی راننده بود؟ برادرت؟ گفتم نه من بودم. باورشون نشد. گفتند واقعا تو ماشین رو اونجوری چرخوندی و آوردی تو؟!!

ما اینیم دیگه! چشمک


همچنان مشغول

نمیدونم چرا فکر می کردم استاد راهنمام رفتند فرانسه، یک ایمیل زدم که کی برمی گردید گفتند که هنوز نرفتند، جمعه صبح میرن.

چهارشنبه قرار بود بالاخره قیف و قیر و مامور و کبریت همه مایحتاج آماده باشه تا تو این جهنم مسلمونا بافت سنج گروه رو راه بندازیم. هی منتظر شدیم که از انگلیس بهمون یک کد بدن تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید و خبری نشد، نمایندگی شون بالاخره گفت که متأسفانه الان تعطیلات تابستانه انگلیس شروع شده و اونها تا 27 آگوست نیستند. وای اگه این مردک بی مسئولیت (مسئول کامپیوتر گروه) یک هفته ده روز پیش کامپیوتر رو وصل می کرد به اینترنت این همه کارمون عقب نمی افتاد. چاره ای نیست باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه. خداییش کار تو گروه خیلی کند و بد پیش میره. اونقدر اون روز سر وصل کردن یک کیس به اینترنت اذیت شدم که تا دو روز بعدش مریض شدم و نمیتونستم از خونه بیام بیرون :( یک درخواست مجوز برای حضور در ساعات غیر اداری گرفتم. فکر می کردم لازم نباشه اما اینجوری که تو گروه کار میکنند عملا از 9-9.5 کار شروع میشه تا 2-2.5. حتما مجوز رو لازم داشتم. شنبه میرم پیگیری کنم.

قرار بود عصر چهارشنبه برم مرکز تحقیقات ژنتیک پیش یک خانم دکتری که می گفتند با دیزاین اکسپرت کار کردند، بعد از اینکه دو هفته طول کشیده وقتی فیکس بشه و در جواب ایمیلم نوشته بودند از شما به عنوان یک دانشجو انتظار میره که راهنمای برنامه رو بخونید و یاد بگیرید سبز و ... هی دل دل کردم قرارمون رو کنسل کنم یا دل دل کردم بنویسم خانم دکتر جان وقتی براتون مینویسم من هیات علمی ام، نظر متخصصین آمار stat-ease رو میفرستم، نظر چند تا استاد خارجی رو میفرستم که قبل از جلسه در جریان باشید، بدیهیه که اولین قدم برام خوندن راهنمای برنامه بوده!!! اما به خاطر آقای دکتری که ایشون رو معرفی کرده بود مجبور شدم هیچ چی نگم. چهارشنبه صبح به معرفمون زنگ زدند که یک جلسه فوری غیر منتظره پیش اومده و نمیتونند بیان. دیگه با توجه به مذاکرات قبلیمون مطمئن شدم که مشکل این بنده خدا اینه که خودشون هم مسلط نیستند و میترسند که همچین مسئولیتی  تو یک تز دکترا قبول کنند.  با استاد راهنمام صحبت کردند 20 تا ران رو طرحهای مخلوط و اپتیمال چک کردیم و قبول کردند. اینکه ماست رو ماست همزده از پگاه بخریم قبول کردند  و خلاصه یک سری موارد دیگه رو چک کردیم. تو هفته آینده پیش تیمارهام رو میزنم و با مراکزی که باید نمونه ببرم هماهنگ میکنم. انشاالله بعد از 27 آگوست کار اصلی رو رو فرمول اولم انجام میدم. 

همچنان نگران پودر آلبالو هستم گریه محصول فصلیه و تلاشهای من برای تهیه پودر یا خشک کردن کامل آلبالو به نتیجه نرسیده.

هنوز تکلیفم کامل با موسسه هم مشخص نیست. همکارام بهم قول دادند که هر کمکی از دستشون بربیاد انجام میدن. دستشون درد نکنه تو این شرایط واقعا باعث دلگرمی اند اما دلم میخواست مشکلی حداقل با موسسه نداشته باشم.

باید تو هفته بعد با شرکت ادونیس دارو و دامپزشکی دانشگاه تهران و با دکتر کفاشیان تو دانشکده فنی برای آزمونهای نوسانی و با موسسه و با آزمایشگاههای گروه هماهنگ کنم.

دیروز مسئول سمینارهای دکترا برام ایمیل زدند که تاریخ سمینار 1 پایان نامه من تو آذر تعیین شده. انشاالله تا اون موقع بتونم هر دو تا فرمولم و فرمولها بعلاوه گیاهان دارویی رو زده باشم و بتونم نتایجش رو ارائه بدم. خیلی خوب میشه.


مذهب

مشاهده یادداشت خصوصی


دوره آموزشی

همکلاسیهامون تو دانشکده همت کردند و هماهنگ کردند که یکی از فارغ التحصیلان پردیس برامون یک دوره 20 جلسه ای بگذارند در مورد برنامه نویسی MATLAB  و مدلسازیهای مختلف.قراره مطالب زیر رو برامون بگن.

MATLAB  مقدمه، ماتریسها،برنامه نویسی، گرافها، محاسبات سیمبولیک

ANNs ریاضیات، GUI، برنامه نویسی و در مورد شبکه های MLP, RBF, GRNN, PNN, IDNN, TDNN, LRN, NNARX

استنتاج فازی FIS ریاضیات، GUI، برنامه نویسی

نوروفازی ANFIS  ریاضیات، GUI، برنامه نویسی

ماشینهای بردار تصمیم گیری SVM  در مورد SKC,SVR,LSSRM

 و در قسمت بهینه سازی ها ژنتیک الگوریتم و احتمالا اگه وقت بشه Linear programming

دوره پرباری خواهد بود. استادمون برای تدریس این دوره 2 میلیون در نظر گرفتند که باید بین ما سرشکن بشه، قرار بود ده نفر باشیم ولی تا حالا که 5 نفر بودیم. خدا به خیر کنه.

---یادمه سال 1372 داشتم دوره MSDOS6 و برنامه نویسی QBASIC رو میخوندم. استادمون میگفتند تا چند وقت دیگه قراره یک نرم افزاری بیاد به نام ویندوز که به همه این نرم افزارها غلبه میکنه و همه رو کنار میگذاره. و ما با تعجب فکر میکردیم مگه میشه. وای! تصور کنید برنامه نویسی تو اون محیط سیاه... الان چقدر دور از ذهنه.  به نظر میاد تا ده سال آینده متلب جای همه برنامه های آماری و شبیه سازی و بهینه سازی رو بگیره و این قبیل نرم افزارها هم یک پارچه بشن. از الان باید به فکر مسلط شدن رو نرم افزار متلب باشم. هربار یک تکی زدم و رفتم. اصلا نرم افزار دوستدار کاربری نیست ولی چاره هم نداریم.

یاد میگیرمش :)

 

 


تأثیر گذاری!!!

مشاهده یادداشت خصوصی


فراخوان جذب

خوب شد. وزارت علوم این قضیه استخدامی ها و هیات علمی شدنها رو هم گرفت دستش. از قضیه فراخوانهای سایت جذب راضی ام. اوضاع بهتر از قبل شده. فکر کنم تو فراخوان بهمن موسسه 4 نفر نیروی جدید استخدام میکنه برای ستاد که جوان باشند و جایگزین ما. خوبه که به فکر افتادند.


بستنی چوبی

تو راه برگشت از تهران، با پسری رفتیم و دو تا بستنی چوبی عروسکی خریدیم، اومدیم تو حیاط خونه خوردیم. خیلی چسبید. فوق العاده بود. پسری اینقدر بزرگ شده که میتونیم مثل دو تا دوست بشینیم و بستنی بخوریم :)