برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

 

نویسنده : برای فردا : ٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

فلسفه

نفر اول: اینجا خیلی تاریکه.  من از تاریکی می‌ترسم.

نفر دوم: تاریکی که ترس نداره.  تو تاریکی هیچ چیز عجیبی نیست.

نفر اول: می‌دونم. اما من از تاریکی می‌ترسم.

نفر دوم: ترستون بیمورده.  تاریکی فقط فقدان نوره.  تو محیط تاریک هم همون چیزهایی هست که تو روشنی بوده!

نفر اول: می‌دونم.

نفر دوم: پس تاریکی ترس نداره.  نباید نگران بود.  از نظر فلسفه فلان و بهمان به جای ترس از تاریکی باید باور کرد که تاریکی هم یکی از صور کائناتیه! باید باهاش راحت برخورد کرد.  نباید وجودش آدمو آزار بده.  باید قبولش کرد.  باید پذیرفتش. نباید.....

نفر اول: می‌دونم.  اما من از تاریکی می‌ترسم.  میشه یک کاری بکنیم اینجا تاریک نباشه؟

نفر دوم: نه! چون از نظر فلسفه فلان و بهمان تاریکی ترس نداره!

 

***) جای این همه فلسفه بافی نمیشد یک چراغ روشن کنند؟!

نویسنده : برای فردا : ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

هميشه يک علت ساده وجود داره!

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات (  Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

  

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

ده نکته برای گرفتن عکسهای خوب از سايت کداک

http://www.kodak.com/global/en/corp/top10tips/index.jhtml

نویسنده : برای فردا : ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

مقاله مفید از مجموعه مقالات موفقیت

همانند يك مدير عامل سطح بالا فكر كني

ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.

1-      تصویر بزرگ را ببینید

اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...

2-      انجام کارها را اولویت بندی کنید

شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.

3-      خلاقیت داشته باشید

حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.

4-      مسئولیت پذیر باشید

مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.

مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.

5-      به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید

از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.

 روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیریهایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.

6- عملکردتان را نشان دهید

 نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.

7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید

اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهي کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید

 هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.

9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید

همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.   

هدفمند جلو روید

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا  می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

نویسنده : برای فردا : ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

ديکشنری آنلاين خوب

این آدرس یک دیکشنری فارسی-انگلیسی خیلی خوبه (+)

نویسنده : برای فردا : ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

يونسكو 2008 و 2009 را سال بزرگداشت «غزالي» و «رودكي» اعلام كرد

 

در چارچوب يكي از برنامه هاي فرهنگي _ هنري يونسكو  هر دو سال يكبار از تمام كشورهاي عضو سازمان درخواست مي‌شود تا سده يا هزاره مشاهير و شخصيت‌هاي فرهنگي، علمي و هنري و همچنين رويدادهاي فرهنگي، علمي و هنري خود را كه مصادف با دوره دو ساله برنامه و بودجه يونسكو است به منظور ثبت در فهرست و همچنين برپايي كنگره و مراسم بزرگداشت به يونسكو اعلام كنند.  بر اساس گزارش اخير سازمان علمي ، فرهنگي، هنري ملل متحد( يونسكو ) سال‌هاي‌ 2008 و20092009  به نام ها ي  دو شاعر ايراني «غزالي» و «رودكي» نامگذاري شدند.

 بر اساس گزارش اخير سازمان علمي ، فرهنگي، هنري ملل متحد( يونسكو ) سال‌هاي‌ 2008 و 2009 به نام ها ي  دو شاعر ايراني «غزالي» و «رودكي» نامگذاري شدند. در چارچوب يكي از برنامه هاي فرهنگي _ هنري يونسكو  هر دو سال يكبار از تمام كشورهاي عضو سازمان درخواست مي‌شود تا سده يا هزاره مشاهير و شخصيت‌هاي فرهنگي، علمي و هنري و همچنين رويدادهاي فرهنگي، علمي و هنري خود را كه مصادف با دوره دو ساله برنامه و بودجه يونسكو است به منظور ثبت در فهرست و همچنين برپايي كنگره و مراسم بزرگداشت به يونسكو اعلام كنند.

سازمان هاي مسول در اين حوزه نيز از ايران  نام دو تن از شخصيت‌هاي ايراني را معرفي كردند كه نام  امام محمد غزالي ،  رودكي به يونسكو معرفي شد. 
  در سال هاي 2008 و 2009 ميلادي يونسكو  از حكيم رودكي، امام محمد غزالي، حكيم سنايي، شيخ بهايي و سيد جمال الدين اسد آبادي تجليل به عمل خواهد آورد.
سال آينده يك صد و پنجاهمين سالگرد تولد سيد جمال الدين اسد آبادي (1254_1314 هجري قمري) انديشمند ايراني و همچنين هشتصد و پنجاهمين سالگرد تولد حكيم ابوالمجد آدم سنايي (535_473 هجري قمري) فيلسوف و شاعر بلند آوازه ايراني است.
دولت هاي ايران و افغانستان از اين اقدام يونسكو حمايت مي كنند.
سال آينده همچنين نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي فيلسوف ايراني و چهارصدمين سالگرد تولد شيخ بهايي (953_1030 هجري قمري ) معمار، شاعر ، منجم و رياضي دان ايراني است . تجليل از اين دانشمندان وحکماي ايراني در طي 2 سال برگزار خواهد شد.
دولت هاي ايران، افغانستان، تاجيكستان و قزاقستان نيز سال آينده شاهد تجليل از ابو عبدالله رودكي شاعر بلند آوازه ايراني به مناسبت 1150 سالگي تولد وي خواهند بود.
بر اساس اين گزارش67 مراسم ويژه به اين مناسبت ها در دستور كار يونسكو قرار دارد.

منبع(خبرگزاری میراث فرهنگی)

نویسنده : برای فردا : ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

ماجراي شنيدني مزايده سكه‌هاي دكتر شهيدي

همزمان با فقدان دكتر سيد جعفر شهيدي، سایت دبيرخانه كتاب سال ولايت ضمن تسليت اين ضايعه به انتشار خاطره‌اي جالب از آن مرحوم پرداخت.
 
به گزارش خبرنگار «تابناك»، دكتر مهدوي راد مي‌نويسد:
جامعه علمي پژوهش دانشگاهي و حوزوي ما با چهره متفکر ارجمند و عالم جليل حضرت استاد دکتر سيد جعفر شهيدي آشناست. و نيز اکنون فاضلان، علالمان ما اهل انديشه و فکر و جستجوگران معارف علوي با ترجمه فاخر، ارجمند، زيبا و استادانه وي از نهج البلاغه که بارها نشر يافته است همراهند و آشنا. استاد سالهاي سالها کرسي تدريس را بر عهده داشتند و نيز سالهاي سال قلم زده، و فرايند آن آموزش و پژوهش صدها و صدها چهره علمي است که اکنون خود بر کرسي استادي تکيه دارند. و نيز کتابها و مقاله‌هاي بسياري که همه و همه با استواري، شيوايي، گزيده‌گويي و نقادي (که از جمله ويژگي‌هاي پژوهشي استاد است) افزون بر اينکه فرهنگ مکتوب ما را شکوه بخشيده است، هزاران هزار کسان جستجوگر را سيراب ساخته و به کسان بسيار راه نموده و شيوه پژوهش و نگارش آموخته است.

اين قلم هرگز نمي‌خواهد در اين سطور چهره معنوي و علمي و سلوک فردي و اجتماعي آن استاد فرهيخته را وا گويد. يکي بدان جهت که اين مجال را سزامند و بسنده‌اش نمي‌نگرد و ديگر اينکه توان آن را نيز در خود نمي‌بيند و سه ديگر آنکه از عقاب و خطاب استاد هم ايمن نيست که هرگز رخصت سخن درباره شخصيت و جايگاه علمي و فکري‌اش را نمي‌دهد.

با اين همه همين اندک را هم از باب «مادح خورشيد مداح خود است» مي‌نگرد. نه چيز ديگر. باري، ترجمه استادانه استاد دکتر سيد جعفر شهيدي از نگاه نقادانه و نکته‌ياب داوران کتاب سال ولايت گذشت و بيشترين امتياز را کسب کرد و به عنوان برترين ترجمه به خامه آمده در بيست سال اخير (در فاصله سالهاي 59 تا 79 ) شناخته شد.
بانيان و برگزارکنندگان کتاب سال ولايت 24 سکه بهار آزادي را چونان هديه‌اي براي تجليل و تکريم پديدآورندگان آثار در نظر گرفته بودند که چون استاد نتوانستند در مراسم شرکت کنند (1) خدمتشان فرستاده شد. استاد پس از دو هفته با اصرار فراوان سکه‌ها را بازگرداندند.
اصرار و تاکيد فايده‌اي نداشت، استاد از موارد همگون نيز شخصا استفاده نکرده بودند و به گونه‌اي و در راهي که روا مي‌دانستند «انفاق» کرده بودند. به استاد گفتم پس بفرمايند در چه راهي مصرف شود، نپذيرفتند و فرمودند بانيان مراسم هر تصميمي را بگيرند من حرفي ندارم.

1- ماه رمضان بود، دهه اول آن. در برابر اصرار من فرمودند: در اين زندانها گاه انسانهاي محترم و آبرومندي هستند که به خاطر 50 هزار تومان، صدهزار تومان و... گرفتارند، با مسئولان زندان تماس بگيرند و چند نفر را با پرداخت بهاي اين سکه‌ها براي شب عيد فطر آزاد کنيد، و باز هم تاکيد کردند که اين يک پيشنهاد است و من اصرار ندارم.

شب را در منزل يکي از دوستانم به افطار دعوت بودم، دوست مشترکمان جناب آقاي حاج محمد توسلي از نيکوکاران بازار نيز بايد مي‌بودند. وي اندکي با تاخير آمد، از وي خواستم که در کنار من بنشيند چنان کرد. از تاخيرش پرسيدم، گفت: زندان بودم!! گفتم چرا؟ گفت تني چند از نيک انديشان و نيک کرداران جمع مي‌شوند و با فراهم آوردن امکاناتي زمينه رهايي کساني از زندانيان آبرومند را که به لحاظ «دَين» گرفتار آمده‌اند، فراهم مي‌آورند. از اين حسن اتفاق تکان خوردم و شگفت زده شدم. از پيشنهاد استاد با اين برخورد، چند ساعتي بيش نمي‌گذشت، جريان را وا گفتم. آقاي توسلي گفتند من تلفن مسئول زندان را مي‌دهم و شما هماهنگ کنيد. نپذيرفتم و خواهش کردم خود بپذيرند. نهايت پس از مشورتي که من بايد با پردازنده اصلي اين هديه مي‌کردم، جريان را به حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد جواد شهرستاني گفتم، ايشان فرمودند اين سکه‌ها ملک ايشان است. به هرگونه که صلاح مي‌دانند عمل کنند.

پس از يک هفته شب ميلاد سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبي (ع) در افطاري ديگري به آقاي توسلي گفتم که سکه‌ها آماده اس . ايشان گفتند گويا بايد پس از افطار سخنراني کنيد و در اين مجلس اهل خير و نيکي هستند سخن را به گونه‌اي طرح کنيد که بشود از اين جريان بهره بيشتري برده شود. در ضمن سخنراني جنبه‌هاي انساني آموزه امامان (ع) بويژه امام حسن مجتبي(ع) را مطرح کردم و ضمن سخن از سيره آن بزرگواران بر وجهه انساني آن عزيزان تاکيد کردم و جريان سکه‌ها را باز گفتم.

پس از سخنراني آقاي توسلي گفتند، اين سکه‌ها هديه است به پاس ترجمه کلام علوي، مردي بزرگ و استادي برجسته آن را که به واقع به لحاظ انتسابش به مولا متبرک است ايثار کرده است، ما آنها را به «مزايده» مي‌گذاريم ...
سخن را کوتاه کنم. در آن جلسه سکه‌ها به چندين برابر قيمت واقعي آنها در مزايده به فروش رفت و با پول به دست آمده بيست و هشت نفر براي شب عيد فطر با پرداخت ديون آنها به خانه‌شان برگشتند و در کنار خانواده‌شان قرار گرفتند. بدين سان ايثار استاد جليل ما به يمن اخلاص و نيت خيري که داشتند، به فرايندي چندين برابر آنچه استاد بدان مي انديشيد منتهي و دلهاي کسان بسياري شاد شد.

2- استاد آن روز در مراسم نتوانستند شرکت کنند. چرايی آن گفتنی و درس آموز است که می‌آوریم. استاد در آن روز با سه تن از شاگردانش که از راه دور می‌آمدند در محل لغتنامه دهخدا وعده داشتند که از درس استاد بهره گیرند چون امکان ارتباط و اطلاع نبود، استاد به هیچ روی خلف وعده را روا ندانستند و از شرکت در آن مراسم تن زدند. به استاد پیشنهاد کردیم که کسی را به موسسه یادشده در موعد مقرر با وسیله مناسب بفرستیم تا آنها را نیز به مراسم بیاورند که قطعا خرسند خواهند شد. اما استاد نپذیرفت و با همه علاقه و اهتمامی که به شرکت در آن مجمع علمی داشتند، از شرکت در جلسه بدان جهت که یاد شد اعتذار جستند و لمثل هذا فلیعمل العاملون.
 
در تسليت دبيرخانه كتاب ولايت آمده است:
رادمردي فرزانه از تبار علوي و دلبسته ولاي مولي الموالي، اميرمؤمنان عليه السلام رخت به ديگر سراي کشيد.
دبيرخانه کتاب سال ولايت اينک سوگوار فقدان دانشمند و اديب والامقام استاد فروتن فقيد سعيد دکتر سيد جعفر شهيدي (رضوان الله تعالي عليه) است. آن استاد گرانقدر پشتوانه‌اي علمي براي اين نهاد ديني بود و تا آخرين روزهاي زندگي پربار خود به رغم رنجوري تن، از همراهي پدرانه دريغ نورزيد.
خداوند کريم او را با اوليايش محشور گرداند. این ضایعه اسفناک را به جامعه ديني و علمي و به ارادتمندان و شاگردان و خانواده آن استاد فقيد تسليت مي‌گوييم و از آستان ربوبي براي همگان صبر و ارج مسئلت داريم.
دبيرخانه کتاب سال ولايت
نویسنده : برای فردا : ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

درگذشت استاد سيد جعفر شهيدی (کتاب تاریخ اسلام رو که یادتون هست!!)

تابناک: استاد سيدجعفر شهيدي، چهره ماندگار فرهنگ و ادب کشورمان، روز گذشته پس از يک دوره بيماري درگذشت. رحلت اين انديشمند فرزانه، ضربه‌اي جبران‌ناپذير بر بدنه فرهنگ و علم ايران زمين وارد ساخت. مرحوم شهيدي، وراي از تأليفات ارزشمندش در حوزه تاريخ و ادبيات فارسي، استد تاريخ دانشگاه تهران به نگارش و تصحيح متون نيز اهتمام داشت.

استاد شهيدي که هنوز طنين دل‌انگيز و آهنگين ترجمه نهج‌البلاغه‌اش در لابلاي کلمات قصار مولاي عارفان به گوش مي‌رسد، براي هميشه نام خود را روي جلد گنجينه سخن علي (ع) حک کرد تا مهر پاسداري از حريم اهل بيت (ع) بر پيشاني‌اش باشد.
درگذشت اين عالم فرزانه، بهانه‌اي شد تا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمين رسول جعفريان به بررسي حيات علمي‌اش بپردازيم.

* ادبيات سياسي ـ مذهبي...
استاد رسول جعفريان درباره چگونگي آشنايي خود با مرحوم شهيدي گفت: آشنايي من با کتاب‌هاي ايشان به تناسب سن و سال، ‌در سال‌هاي نخست پس از انقلاب بود؛ زماني که کتاب ايشان يعني همان تاريخ تحليلي اسلام به عنوان کتاب درسي براي دانشگاه مطرح شد و پس از آن هم آثار ديگري از ايشان منتشر و بنده شناختم از ايشان هر روز بيشتر و بيشتر شد.
وي با ‌اشاره به تحصيلات حوزوي دکتر شهيدي افزود: مرحوم شهيدي از کساني است که تحصيل را با علوم ديني آغاز کرد. در جواني به نجف رفت و درس‌هاي عربي و ديني خود را خوب فراگرفت. ايشان داماد مرحوم غلامرضا سعيدي بود و وقتي از نجف به ايران آمد، با ايشان در کارهاي تأليفي و مطبوعاتي همکاري مي‌کرد. مجله «فروغ علم» از آقاي شهيدي بود که با کمک آقاي سعيدي آن را اداره مي‌کرد. شماره نخست اين مجموعه، در فروردين 29 و اين نشريه به عنوان نشريه انجمن اسلامي دانشجويان چاپ مي‌شد. البته کتاب اسلام و مهدويت ايشان گويا مربوط به پيش از آن است؛ آن زمان در بروجرد فعال بود و سخنراني هم مي‌کرد. اين کتاب يعني اسلام و مهدويت در بروجرد و در همان دهه بيست چاپ شد. همان زمان کتاب‌هايي هم از عربي به فارسي ترجمه کرد که بسيار خوب مورد توجه قرار گرفت. در واقع، کتاب‌هايي چون جنايات تاريخ که خيلي هم پشت هم چاپ شد، نوعي ادبيات سياسي ـ مذهبي يا به عبارتي انقلابي ـ مذهبي بود. اين کتاب سه جلد و عنوان جلد سومش از مسند تجارت تا تخت سلطنت بود. پرونده آقاي شهيدي در دهه بيست، يک پرونده سياسي ـ انقلابي ـ مذهبي با نمره بالاست. بعدها ايشان با حاج سراج و شيخ عباسعلي اسلامي هم همکاري داشت و مقالاتي براي نشريات آنها مي‌نوشت كه بيشتر آنها جنبه ديني و کلامي و توحيد و اين قبيل مسائل داشت.

* آن گنج نهفته!
جعفريان در ادامه به دوره پرتلاطم سياسي ايران در سال 32 و سير زندگي مرحوم شهيدي‌ اشاره کرده و گفت: پس از سال 32 و بازگشت استبداد خشن، خيلي‌ها کنار رفتند. آقاي شهيدي هم سراغ کار دانشگاهي‌اش رفت. نمي‌دانم ايشان کي لباس روحانيت را کنار گذاشت، اما آقاي مهدوي راد از آقاي شهيدي نقل مي‌کرد که مي‌گفت: من احساس کردم شأن اين لباس آن قدر بالاست که من طاقتش را ندارم، اما به عکس، خيلي از اونهايي که از لباس روحانيت درآمدند براي اين که تأکيد کنند درست کاري کردند، مرتب لگد هم مي‌زدند. از اين نمونه‌ها فراوان بود. به هر حال آقاي شهيدي به مؤسسه دهخدا رفت و در کنار دکتر معين با اخلاص کار کردند. همه از خدمات ايشان آگاهي دارند. بعد هم در سال‌هايي که معين کسالت شديد داشت، همه کارها را به نام او مي‌کرد. در دانشگاه هم درس مي‌داد. کار «دره نادره» که بسيار ارزشمند است، مربوط به آن دوران است. اهالي تاريخ و ادب مي‌دانند اين متن، متن دشواري است و نثر شگفتي دارد. بيشتر کار ايشان در لغتنامه بود. اين کارها معمولا گم شده و از نظرها پنهان ماند و از آنها فهرستي در دست ما نيست. روشن است که سال‌ها کار مي‌کرده و در لابلاي لغتنامه درج شده است.

* استاد هميشه يک متدين اصيل بود
استاد دانشگاه تهران درباره چگونگي آغاز دوباره فعاليت‌هاي علمي استاد شهيدي بر اين باور است: مرحوم شهيدي نسبت به تدينش بسيار جدي بود. البته در حرف زدن حريت خاصي داشت. حتي ممکن بود کسي از شوخي‌هاي ايشان برداشت‌هاي مناسبي نداشته باشد، اما استاد هميشه يک متدين اصيل بود. من از فعاليت‌هاي علمي ـ مذهبي ايشان پس از دهه بيست و پيش از انقلاب آگاهي ندارم. البته مقالات مذهبي مي‌نوشت؛ يکي از آنها که در مجله يغما در سال 52 چاپ شد، مقاله‌اي درباره تطور شيعه و نقش علامه اميني به عنوان يک مجدد در آن بود، اما گمان مي‌کنم انقلاب ايشان را در اين بعد زنده کرد.
کتاب ابوذر غفاري ايشان نشان مي‌دهد که تفکر انقلابي هنوز در ايشان زنده يا دوباره زنده شده است. در واقع، زمينه‌اي که فراهم آمد، ايشان را به اين مسير کشاند که دست به کارهاي بزرگي بزند. شايد اوج اين کارها، ترجمه نهج البلاغه بود؛ ترجمه‌اي که در شأن نهج البلاغه است و واقعا با هيچ ترجمه‌اي قابل مقايسه نيست. اصلا يک متن استثنايي در ادبيات فارسي و بي‌مانند است؛ احياي نهج البلاغه پس از انقلاب به ويژه در سال‌هاي نخست انقلاب، بسيار جدي دنبال مي‌شد و بنياد نهج البلاغه دنبال آن بود.

نکته ديگر آن كه پس از انقلاب که تاريخ اسلام محقق جدي نداشت، ولي نياز به آن جدي بود، آقاي شهيدي وارد ميدان شد. وي تجربه‌اي از دهه بيست داشت. مقصودم همان کتاب سه جلدي نايات تاريخ بود. اين بار کارش را آغاز کرد و کتابش سال‌ها کتاب درسي بود. کتاب خوبي بود، اما واقعا براي تدريس براي يک درس دانشگاهي نبود. با اين حال، به خاطر فقري که بود، دوام آورد. او خود دنبال کار نوشتن براي معصومين بود. درباره پيغمبر تأليفي را به دنياي علم هديه کرد. همچنين درباره حضرت زهرا، امام حسين و امام سجاد ـ عليهم السلام ـ آثاري را به رشته تحرير درآورد؛ اينها آثاري بود که پياپي چاپ شد. و کتاب علي از زبان علي هم براي امام علي ـ عليه السلام ـ بود که گمان مي‌کنم از دل ترجمه نهج البلاغه درآمده بود.

* نقادي که انديشه نو داشت!
جعفريان در پاسخ به اين پرسش که دكتر شهيدي در زمينه تاريخ‌نويسي پيرو چه مکتبي بود,، گفت: تحصيلات آقاي شهيدي تاريخي نبود، بلکه منهاي تحصيلات آخوندي که از قبل داشت، در ادبيات تحصيل کرده بود، اما گمان مي‌کنم آثار مصري‌ها به ويژه طه حسين و بسياري از نويسندگان عرب دهه پنجاه و شصت ميلادي را مطالعه کرده بود. به نظرم، بيشتر تجربه تاريخي ايشان از آن طريق بود. روش نقادي ايشان هم بسيار شبيه طه حسين بود؛ روش انکاري و ترديد زا و روشي که در ايران خيلي رواج نداشت. البته خود ايشان روي نقادي کار کرده بود و در آثارش جنبه انتقادي آنها قوي و نيرومند است. اين بحث بايد يک وقت ديگري درست پيگيري شود.

اين محقق و نويسنده، با تحسين شيوه نقادانه مرحوم شهيدي در آثارش، تصريح کرد: با روش نقادي ايشان که گاه خيلي هم جدي مي‌شود، موافقم، اما با همه نتيجه‌گيري‌ها نه. مهم نتيجه‌گيري نيست. دست کم در همه جا. مهم اين است که يک مورخ بتواند نقادي کند. ممکن است در صغري و کبرايش عيب باشد، اما وقتي نگاه کنيم که تاريخ‌نويسي ما تا همين اواخر مثل ناسخ‌التواريخ بوده، به ويژه تاريخ مذهبي ما، آن وقت قدر اين قبيل کارها را مي‌دانيم.
از نظر من، برخي از نتيجه‌گيري‌ها تند بود و شايد بتوان گفت يک سويه. مثلا بيشتر دلش مي‌خواهد مطلبي را انکار کند. اين ويژگي را استاد ما سيدجعفر مرتضي هم داشت. البته در دو جهت معکوس، اما به هر حال هم نقادي نو بود و هم انديشه نو در آنها بود.
حجت‌الاسلام جعفريان درباره کتاب «بعد از پنجاه سال» مرحوم شهيدي گفت: کتاب پس از پنجاه سال کتاب جالبي است؛ يک گزارش منسجم و منظم و تحليلي و تعليلي از وقايع کربلاست. اوايل گمان مي‌کردم خيلي روي مسائل قبيله‌اي تکيه کرده، بيش از حد، اما دست‌كم بخشي از آن بجاست؛ جنبه تعليلي اين کتاب و اين که چرا پس از پنجاه سال اين اتفاق افتاده جالب است.

* انقلاب، صفحه جديدي در کارهاي علمي شهيدي گشود
نويسنده و محقق حوزه تاريخ در باره نوع برخورد مرحوم دکتر شهيدي با موضوع انقلاب اسلامي تأکيد کرد: به نظرم آقاي شهيدي از انقلاب بسيار خشنود بود، چراكه انقلاب اين فرصت را به او داد تا صفحه جديدي در کارهاي علمي‌اش بگشايد. واقعا او زنده شد. خود او در جايي نوشته بود: قيام اخير ملت ايران، تنها جنبه مذهبي و محلي ندارد؛ قيامي است به نام اسلام و براي نجات مسلمانان. (اين مطلب را در آرام نامه نوشته بود که سال 61 چاپ شد.) انقلاب هم از ايشان به خوبي تقدير کرد. انصافا هميشه و در طول انقلاب محترم بود. بارها از ايشان تقدير شد و اين حق طبيعي او بود. چنين تقديري هيچ گاه در رژيم شاه از او نمي‌شد. آقاي شهيدي شايسته اين تقدير بود. اگر براي ترجمه نهج‌البلاغه‌اش صد جايزه سال هم مي‌دادند، کم بود. اين کتاب سال 69 جايزه سال جمهوري اسلامي را گرفت.

استاد جعفريان در پايان به مراودات و جلوس خود با استاد شهيدي‌ اشاره کرد و گفت: بارها خدمت ايشان رسيده بودم. در نشست‌هاي علمي و برخي جلسات، اما بيش از همه در سفر حج با ايشان محشور بودم. ايشان چند بار در بعثه مهمان بودند. در آن سال‌ها ما هم به نوعي در بعثه کار مي‌کرديم. چيزي که به يادم مانده در همان سفر اول من سال 71 وقتي از مدينه به مکه آمديم و اعمال تمام شد، قرار شد بنده دوباره برگردم مدينه. يادم هست آقاي شهيدي گريه افتاد و گفت: من جدم رو خوب زيارت نکردم. دوباره مي‌خواهم برگردم. آقاي قاضي عسکر هم لطف کرد زمينه بازگشت ايشان را به مدينه فراهم آورد و پس از چند روز با هم به ايران برگشتيم. آقاي شهيدي، هم پيش از انقلاب و هم پس از آن براي حج کار کرده بود. مقالاتي هم داشت. يک کتابي هم براي اماکن شريفه حرمين نوشت و بخشي از کارهاي نوشتني ايشان، ترجمه يا تأليف در اين زمينه بود. همچنين ايشان، کتاب در راه خانه خدا عزالدين قلوز که يک اثر تاريخي هنري بود، ترجمه کرد و سال 57 چاپ شد. گمان مي‌کنم ايشان در يادداشت‌هاي يکي از سفرها، نام من را هم آوردند. کتابي خريده بودم بردم خدمت ايشان. شرح آن کتاب را نوشتند. در آن سفر، بارها خاطراتي از زمان اقامت خود در نجف مي‌گفتند. خود ايشان در جايي مي‌گويد که حج واجب را سال 55 به جاي آورده و برخي از يادداشت‌هاي سفر حج ايشان در کتاب از ديروز تا امروز چاپ شده است.
نویسنده : برای فردا : ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

هنری فورد

به جای ایرادگیری، چاره‌اندیشی کنید.

نویسنده : برای فردا : ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۳
Comments نظرات () لینک دائم

مهمترین سمینارهای بین المللی کشاورزی و علوم وابسته در سال 2008

نویسنده : برای فردا : ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

چه سرمای وحشتناکی!

وای وای وای، چه سرد شده! امروز آب طبقه پایین ساختمونمون به خاطر یخ زدن لوله­ها قطع شده.  اصلاً نمیشه از خونه بیرون رفت.  آدم همش رو ویبره است!

طفلک بیخانمان­ها.  تو این سرما چی کار می­کنند؟

پ.ن: راستی یک کم به فکر گنجشک­ها هم باشیم بد نیست.

نویسنده : برای فردا : ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

قابليت­ها و محدوديت­ها در زمينه توليد و عرضه محصولات كشاورزي(۱)

در حال حاضر بخش عمده واحدهاي كشاورزي و غذايي كشور قالب نظام دهقاني دارند و بخش بسيار كمتري نيز تجربيات انقلاب سبز و پس از آن را پشت سر مي‌گذارند.  مشخصه کشاورزی دهقانی، تولید در مقیاس کوچک، بهره­وری پایین و سطح پایین برنامه­ریزی آن است.  کشاورزی دهقانی به دلیل نوع تفکر حاکم بر آن قادر به تولید انعطاف­پذیر نیست و به همین دلیل اعمال سیاست­های اصلاح گرایانه در آن بسیار بطئی است.  همچنین قابلیت تولید بازار­محور و بنابراین کالاهای غذایی با ارزش، با هدف تأمین بازار و به ویژه بازارهای دور را ندارند.  در نظام دهقاني فراوانی جمعیت و اعمال قوانین ارث در تقسیم ترک موجب کوچک شدن سرانه مداوم زمین شده است.  در بسیاری موارد مالکیت قانونی و موروثی شرایطی را فراهم آورده که صاحب زمین هرگز در چرخه تولید حضور پیدا نکرده و کسانی بر روی زمین فعالیت می­نمایند که هدف نهایی آنها برداشت بیشتر از زمین حتی به قیمت نابودی عرصه تولید است.  بخش­هاي پيشرفته­تر كشاورزي نيز متأسفانه دچار معضل توجه صرف به كميت توليد هستند.  اصولاً در انقلاب سبز که با هدف افزايش كمي توليد محصولات اتفاق افتاد، از ابزارهاي كود و سموم دفع آفات و غيره استفاده می­شود و به­دليل تفكر حاكم، ضايعات بيش از حد معمول است.  در نتيجه مشاهده مي­شود كه كالاي كميت محوری مانند گندم بيشترين توجه را در توليد و عرضه به خود معطوف كرده‌ و در مقابل توليد كالاهاي كيفي و با ارزش، كمتر مورد اهتمام قرار مي­گيرد.

نویسنده : برای فردا : ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

نقش وزارت جهاد کشاورزی در تأمين ايمني محصولات كشاورزي

     مطابق ماده 84 قانون برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف است به منظور نهادینه کردن مدیریت، سیاستگذاری، ارزشیابی و هماهنگی مسائل مرتبط با امنیت غذا و تغذیه در کشور، تأمین سبد مطلوب غذایی و گسترش سلامت همگانی در کشور اقدامات ذیل را به عمل آورد؛  تشکیل "شورایعالی سلامت و امنیت غذایی" با ادغام "شورای غذا و تغذیه" و "شورایعالی سلامت"؛ تهیه و اجرای برنامه­های آموزشی لازم به منظور ارتقاء فرهنگ و سواد تغذیه­ای؛ تهیه و اجرای برنامه­های ایمنی غذا و کاهش ضایعات مواد غذایی از تولید به مصرف؛ ارتقاء سلامت و ایمنی مواد غذایی در کلیه مراحل از تولید تا مصرف؛ حفاظت از منابع آب و خاک و بهره­برداری مناسب از آنها در جهت تأمین مواد غذایی؛ تولید، نگهداری، حمل و مصرف مناسب کود، سموم و آلاینده­های محیطی جهت مراقبت از سلامت آب آشامیدنی و غذا؛ اقدامات لازم برای بهبود شیوه زندگی مردم با هدف پیشگیری از عوامل خطرساز سلامت

بر این اساس و در ادامه سیاست­های برنامه­های توسعه دوم و سوم، و سند چشم­انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی، وزارت جهاد کشاورزی اقدامات و فعالیت­های متعددی در جهت توسعه کشاورزی پایدار با رعایت مسائل زیست محیطی و تقلیل مصرف سموم و کودهای شیمیایی انجام داده است که از جمله مهمترین آنها می­توان به تشکیل "شورایعالی سیاستگذاری کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی در کشاورزی" در دی­ماه 1373، حضور فعال در تدوین استانداردهای بین المللی، حضور فعال در شوراها و نهادهای تصمیم­گیری مرتبط با ایمنی و امنیت غذا و برنامه ریزی در خصوص تولید محصولات ارگانیک و پروبیوتیک­ها اشاره کرد.

البته لازم به ذکر است که در حال حاضر حدود 97 درصد تولیدات کشاورزی مربوط به بخش غیر دولتی است و عملاً وزارت جهاد کشاورزی به عنوان تولید کننده در این بخش نقش عمده­اي ندارد و صرفاً از طریق توسعه زیر­ساخت­ها و توجه به گسترش تحقیقات، آموزش و ترویج انجام وظیفه می­کند.  بنابراین ایفای نقشی کارآمد در این عرصه، مستلزم به­کارگیری نیروی انسانی مجرب و تخصیص اعتبارات دولتی به ساخت زیربناها، گسترش تحقیقات، توسعه برنامه­های آموزشی و ترویج یافته­های تحقیقاتی در زمینه راه­های تأمین ایمنی مواد غذایی در تمامی زیر­بخش­های مربوطه است که این امر به خصوص در سال­های اخیر با فراز و نشیب­ها و چالش­های جدی روبرو بوده است. 

نویسنده : برای فردا : ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

سالنمای سال 1387 ایرانی

از مبدأ هجری خورشیدی و 3733 از مبدأ اندازه‌گیری گاهشماری ایرانی

از سایت پژوهشهای ایرانی (رضا مرادی غیاث آبادی +)

سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان، به زودی در اندازه جیبی منتشر می‌شود. نسخه پی‌دی‌اف سالنمای سال 1387 ایرانی را می‌توانید با حجم 580 کیلو بایت دریافت کنید. نسخه چاپی این سالنما- مطابق دستورالعمل‌ها- دارای مناسبت‌های مصوب مورد نیاز دستگاه‌های دولتی نیز هست که در اینجا تنها به شماری از مناسبت‌های سالانه که وابسته به تعطیلات رسمی بوده  و مورد نیاز همگانی هستند، اکتفا شده است. همچنین چند اشتباه کوچک تقویم رسمی (مانند ثبت نکردن تعطیلی روز 25 اسفند و نیز یک روز اشتباه در محاسبه روز کریسمس) اصلاح شده است. تکثیر، چاپ و انتشار این سالنما، بدون هیچگونه تغییر در متن آن برای همگان آزاد است.

نویسنده : برای فردا : ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم

اخبار

كنفرانسها و همايشها

اولین همایش بین المللی زئولیت زئولیت ایران- IIZC'08

اخبار

نرخ ارزهاي خارجي در بازار تهران
قيمت‌ سکه‌ بهار آزادي‌ در بازار تهران‌
شما فقط یک قلب دارید، پس مراقبش باشید
دود سیگار به شنوایی پسران صدمه می زند
برخی لامپ ها سردرد ایجاد می كنند
نسل جدید مسواکها....مسواکهایی برای تمام عمر
صنعت ماكاروني به توليد يك ميليون تن گندم دروم نياز دارد
استاد دانشگاه: كيفيت ماكاروني كشورمان با كشورهاي پيشرفته قابل قياس است
توليد گندم امسال از مرز 15 ميليون تن مي گذرد
توزيع يك ميليون تن خوراك دام و طيور در سال جاري
صبحانه مفصل مانع از چاقي مي‌شود
کتابهای سفارش داده شده توسط اعضای سایت به کتابخانه سایت IrExpert اضافه شدند

فرصتهاي شغلي

استخدام در یک شرکت مهندسین مشاور جهت انجام نظارت کارگاهی
فرصت کار در پژوهشگاه فناوری های نوین
دعوت به همکاری در یک شرکت معتبر خودروسازی
جذب متخصص در یک شرکت معتبر پیمانکاری EPC صنعت نفت، گاز و پتروشیمی
دعوت به همکاری در یک شرکت معتبر و فعال (منشی خانم)
استخدام جهت همکاری در یک شرکت داروسازی
دعوت به همکاری در یک شرکت معتبر تولیدی صنعتی
فرصت کار در یک شرکت تولیدی صنعتی
جذب نیرو در یک شرکت معتبر در زمینه واردات تجهیزات کامپیوتری و فروش قطعات
اشتغال جهت همکاری در یک شرکت معتبر صنعتی (خانم)
جذب نیرو در یک گروه صنعتی جهت تکمیل کادر پرسنلی در کارخانجات
استخدام در شرکت خدمات بازرگانی "هما"
استخدام در یک شرکت تولیدی بازرگانی معتبر
دعوت به همکاری در یک شرکت مهندسی
فرصت کار در یک شرکت تولید کننده قطعات خودرو
اشتغال در یک شرکت معتبر تولید کننده قطعات برق الکترونیک خودرو
دعوت به همکاری در یک شرکت فنی - مهندسی فعال

فرصتهاي تحصيلي

برگزاري آزمون زبان ورودي دکتري براي سال تحصيلي 1387 دانشگاه علم و صنعت ايران

خبرنامه تخصصي
سايت مرجع متخصصين ايران

نویسنده : برای فردا : ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

دومين روز تعطيلات

امروز روز دومیه که به خاطر برف خونه نشین شدیم.  البته من از یکشنبه سرما خوردم.  بدجوری گلو درد دارم و اونقدر فین فین کردم که سردرد گرفتم.  این هم از تعطیلی ما که باید به خوردن شلغم و فین فین کردن بگذره!

پ.ن. مخابرات اگه این عاشق‌ها و تلفن‌های ۲-۳ ساعتشون رو نداشت می‌خواست چی کار کنه؟!

نویسنده : برای فردا : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

تعطيلی

روز یکشنبه داشتم با خودم فکر می­کردم که با این وضع قطعی گاز و بخبندونی که فردا میشه من اگه جای دولت باشم به جز بانک­ها و مراکز خدماتی، دو روز تعطیل می­کنم.  اینجوری هم مردم خونه­هاشونن، هم ترافیک قفل نمی­کنه.  هم گاز کمتر مصرف میشه!  خوابیدم و وقتی بیدار شدم، پدرم گفتند که فردا رو که نمی­خوای بری؟ گفتم: عمراً! مگه از جونم سیر شدم؟!  گفتند که خوب من هم پس فردا رو بهت مرخصی میدم بمون خونه!  باورتون میشه؟ دولت همه مراکز آموزشی،دانشگاهی و ادارات رو دو روز تعطیل اعلام کرد.  دستشون درد نکنه.  کار عاقلانه­ای کردند.

نویسنده : برای فردا : ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

برف

داره برف می­آد.  ریز و تند.

روز جمعه ما تا دیر وقت مهمون بودیم.  برای ما که عادت به مهمونی رفتن و دیر وقت برگشتن نداریم، خیلی سخت بود ساعت یک نصفه شب برگشتن.  دیدم عمراً بتونم با این خستگی فردا برم سرکار.  این بود که موبایل و تلفن­هامو قطع کردم و شنبه رو به خودم مرخصی دادم.  ساعت نزدیکی­های 10 صبح بود که بیدار شدم و دیدم کلی اس ام اس دارم.  یکیش رئیس بخشمون بود که می­پرسید می­رم اداراه یا نه؟ زنگ زدم بهشون.  یک نیم ساعتی درباره برنامه راهبردی که باید در یکی دو هفته آینده تحویل وزیر بدهند و مواردی که باید در متن خلاصه و اسلایدها اصلاح میشد تبادل نظر کردیم.  من قول دادم که فردا حتماً می­آم اداره تا بقیه موارد رو هم بررسی و تکمیل کنیم.

صبح روز یکشنبه پدرم به من و برادرم گفتند که بچه ها زودتر برید که هوا برفیه و زمین­ها یخبندون.  از خونه که بیرون اومدیم دیدیم ای داد بیداد. چه برفی!  البته انگار نواحی ما کمتر اومده بود و انصافاً شهرداری منطقه یک خیلی خوب به همه خیابون­ها و حتی کوچه­ها رسیده بود و همه جا رو نمک پاشی کرده بود.  برادرم رو سر ظفر پیاده کردم که بره بیمارستانشون.  رخش رو تو اتوبان نیایش پشت ورودی صدا سیما پارک کردم و اومدم تو ایستگاه اتوبوس منتظر سرویس. دو تا از همکارام هم قبل از من رسیده بودند.  هی بهم گفتیم: امان از این کارمندای وظیفه شناس که وسط برف و بوران هم دل از اداره نمی­کنند.  خدایی اگه من دیروز رو مرخصی نگرفته بودم تو همچین هوایی از خونه بیرون نمی­اومدم.  بیفتم زمین یک پام بشکنه، 400 هزار تومن خرج داره.  یک ماه زمینگیری داره تازه دیگه اون پا برام پا نمیشه!!! باید 4-5 بار هی بشکنند جا بندازند!

سرویسمون سر موقع اومد.  ولی چشمتون روز بد نبینه. هرچی به سمت غرب میرفتیم، اوضاع بدتر میشد.  به اتوبان یادگار که رسیدیم، سرویس لیز می­خورد و نزدیک بود بزنیم به گارد ریل کنار اتوبان.  زدیم کنار که زنجیر چرخ ببندند.  ماشین­های دیگه هم همین وضعیت رو داشتند.  ترافیک شده بود عجیب.  بعد از یک ساعت ماشین­های آتش نشانی اومدند و مردم رو از تو برف در می­آوردند.  طفلک مامورای آتش­نشانی کارشون امداد به ماشین­هایی شده بود که بکس و باد می­کردند یا تو گل گیر کرده بودند.  پیشنهاد کردم زنگ بزنیم اداره بپرسیم ما چی کار کنیم؟ برگردیم؟ با توجه به قدمت 6-7 ساله من تو سرویس تهران، معمولاً پیشنهادهامو اجرا می­کنند.  زنگ زدیم . هیچ کس نبود جز نگهبان شب.  مدیر امور اداری موبایل نداره!!!!!!  موبایل رئیس نقلیه جواب نمی­داد (یعنی خطا در شبکه میداد).  معاون مالی اداری جدید اومدند کسی موبایلشون رو نداره.  خلاصه زنگ زدیم به مسئول دفتر رئیس موسسه. طفلک تو خونشون تلفن معاون مالی رو نداشت و گفت شما نگران نباشین من هر جور شده باهاشون تماس می­گیرم.  دوباره زنگ زدیم موسسه تلفن خونه مدیر امور اداری رو گرفتیم و گفتیم آقا برف اومده، بهمن اومده، ما تو برف گیر کردیم، جاده بسته شده، آذوقه نداریم! چی کار کنیم؟ ایشون هم گفتند خوب برگردین خونتون.  از معاون پژوهشی موسسه هم پرسیدند ایشون هم گفتند که تو این هوا، ریسک نکنین و برگردین خونتون.  تو این فاصله یکی از همکارامون با ماشینش رسید و دید که سرویس ایستاده اومد کمک.  اونها می­خواستند برند اداره خدمات ارزندشون رو ارائه کنند!!!!  4 تا از آقایونمون همراه ایشون رفتند که ماشینشون سنگین بشه و برند اداره!!  2 ساعت طول کشید و ما هنوز شاهد تلاش­های راننده سرویسمون برای بستن زنجیر چرخ بودیم.  زنجیر پاره بود.  فنر هم نداشت.  یک تیوپ رو با تیغ پاره کردند و زنجیر رو باهاش بستند.  برای همکارامون تو اون یکی ماشین اس ام اس زدم که هنوز در همون محلیم شما کجایین؟ گفتند که ما هم پشیمون شدیم از کوچه پس کوچه­ها برگشتیم.  به ما هم آدرس دادند که چه جوری برگردیم.  برگشتیم و من دوباره سوار رخش شدم و آروم و با احتیاط در حالیکه شیشه پشت و آینه بغل مملو از برف و بخار بود و هیچ جا دیده نمیشد برگشتم خونه.  هواشناسی اعلام کرده که دمای هوای تهران به منهای یازده درجه میرسه.  کرج هم گویا 40 سانت برف نشسته و حمل و نقل مختله.  خیلی­ها به خصوص تو اتوبان قزوین زنجان، زنجان، و جاده­های شمالی کشور تو برف گیر کرده بودند که نفربر­های ارتش به کمک نیروهای امدادی اومدند و مردم رو نجات دادند.

نویسنده : برای فردا : ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

 

یک عالمه حرف برای گفتن دارم. اما دستم به نوشتن نمیره. نمی دونم کدومشو بنویسم. اینه که فعلا یک مطلبی رو که دو هفته پیش آماده کرده بودم. میگذارم.

کار یا خانه­داری؟!

امروز دومین روزیه که مرخصی گرفتم و تو خونه موندم.  داشتم به پدرم می­گفتم که این خانم­های خونه­دار هم زندگی راحتی دارند.  مجبور نیستند صبح کله سحر بیدار بشن، مثل بچه گربه­ها! یک چشموشون باز باشه یکیش بسته، تو خواب و بیداری کشون کشون برن سر کار!!

جوونتر که بودم یک جورایی بدجوری اعتقاد به برابری زن و مرد داشتم.  هیچ وقت قبول نمی­کردم که یک جایی به خاطر زن بودن با مانعی روبرو بشم.  و خداییش الان که به گذشته برمی­گردم می­بینم یک سری کارها رو با صرف انرژی زیاد فقط برای این انجام دادم که ثابت کنم خانم بودن ایجاد محدودیت نمی­کنه.  به خودم می­گفتم زمانی مادران مادران ما برای حق تحصیل مبارزه می­کردن، مادران ما برای حق کار، ما باید برای به دست آوردن یک سری امکانات دیگه تلاش کنیم تا دختران آینده ما زندگی راحت­تری داشته باشند! و واقعاً هم به این مساله اعتقاد داشتم.  کسی جرأت نداشت جلوی من به خانم­ها از گل بالاتر بگه، چون بلافاصله کل جلوبندیش پایین آورده می­شد (همه می­دونند که به نفعشون نیست با من کل بندازند! چون به هر حال و به خصوص اگه من رو موود بالام باشم، آخرالامر کم می­آرند!)

 

کم کم سن که بالا میره، تجربه این در اون در زدن که بالا میره، جسم که فرسوده می­شه، دیدگاه­ها هم تغییر می­کنه. یک مدته از خودم می­پرسم، واقعاً اگه من از نظر مالی تأمین بودم، بازم می­اومدم. سر کار؟!  بلافاصله از خودم خجالت می­کشم و به خودم نهیب می­زنم، کو اون اعتقادات؟ کو اون شعارهای قشنگه "زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست"؟ رسیدی به اونجا که ارتزاقت به نون کارمندیه دولت بسته شده؟!  مگه همیشه نمی­گفتی کار دولتی یک ابزاره برای خدمت کردن و خدمات رسانی.  جوری بیرون از موسسه، کار می­کنم که همیشه هر وقت خواستم، هر وقت دیدم به خاطر حفظش باید حقی رو ناحق کنم، بتونم ازش دل بکنم. چی شد؟!  سن که می­ره بالا اسیر روزمرگی می­شیم.  ریسک پذیریمون کم می­شه.  توان زمین خوردن و دوباره برخواستن، توان از نو شروع کردن رو از دست می­دیم! یک جورایی راحت طلب می­شیم. ترجیح می­دیم به جای تلاش بیشتر بشینیم و حاصل دسترنج گذشتمون رو بخوریم!

 

مدتیه دارم فکر می­کنم اگه از نظر مالی واقعاً تأمین بودم، بازم راضی می­شدم هر روز بیش از 12-14 ساعت بیرون از خونه باشم، با هزار جور آدم سر و کله بزنم.  اسیر جو کاری ادارات دولتی بشم که ملاک ارزش­گذاری آدم­ها توش، میزان پاچه خواریشون و توانایی (بهش میگن عرضه!!!!) برای بهره­برداری بیشتر از همه موقعیت­ها است.  همه زندگیم بشه دنبال وام و قسط و سهام عدالت و زمین دولتی و تعاونی مسکن و حق بیمه و هزار جور کوفت دیگه دویدن!!!  همه زندگیم بشه شمارش روزهای ماه به امید رسیدن سر برج و گرفتن حقوق و پر کردن هزار تا چاله چوله که طی ماه کندم و حالا باید پر بشن!

راستش اگه بخوام با خودم صادق باشم، با وجود همه اعتقاداتی که باهاشون زندگی کردم، به این نتیجه رسیدم که اگه واقعاً دغدغه مالی نداشتم، آگاهانه و با انتخاب خودم نمی­اومدم سر کار! ترجیح می­دادم تو خونم نشسته باشم، به امور داخلی خونه برسم، به خانواده­ام برسم، تفریح داشته باشم، و بگذارم دغدغه درآمد رو کس دیگه­ای داشته باشه که توانایی فیزیکیش بیشتر از من باشه!!!

به نظرم فرقه بین کسی که از اول خونه­دار بوده و کسی که آگاهانه انتخاب می­کنه خونه­دار باشه.

وقتی فکر می­کنم می­بینم با اون همه تلاش­های سال­های جوونیم، اونقدر تجربه و هنرهای مختلف دارم که به راحتی می­تونم تو خونم بنشینم و از تو خونه درآمد خوبی داشته باشم.  حتی می­تونم بشینم کتاب ترجمه کنم. یا کتاب بنویسم. این کاریه که به نظرم در شرایط فعلی کشور و لااقل در رشته صنایع غذایی انجام دادنش خیلی مفیدتر از رفتن سر کار و حروم کردن بودجه مملکته!!!

دلم می­خواد یک کاری از خودم داشته باشم.  لازم نباشه وقتم برای نامه نگاری­های بیحاصل اداری و رقصیدن به ساز مدیران demo و مدیرانی که خودشون هم نمی­دونند کجان و چی می­خوان تلف بشه. دلم می­خواد یک کار تولیدی داشته باشم که مال خودم باشه، خودم بدونم چی کار دارم می­کنم، کجام. چی کار می­کنم. از کار کردن بی­نتیجه برای دیگران خسته شدم.  زندگی که فقط رفتن و اومدن و شمردن روزها برای رسیدن سر برج نیست.

نمی­دونم باز ایده آلیست شدم؟!

نویسنده : برای فردا : ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

بله

بالاخره ما هم اون بعله مشهور رو گفتیم

و به عقد دائم یک آقا پسر خوشبخت دراومدیم!!!

نویسنده : برای فردا : ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

گفتمان

اگه در یک مذاکره هدف برد مطلق نباشه، اگه طرفین بدون پیش داوری و تعصب روی مواضعشون و با انگیزه رفع مسأله به گفتگو بنشینند،

میشه مذاکره باخت-باخت رو به مذاکره برد-برد تبدیل کرد.

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

عذرخواهی

گاهی اوقات یک عذرخواهی کوتاه و ساده و واقعی، از چندین ساعت توجیه کردن، مؤثرتره!

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

نظم

نظم محیط اطراف نظم فکری به دنبال دارد!

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

و خدا شاد می شد

زمين كجاست

پا بركجا بگذارم كه نگهم دارد

زمين كجاست كه بروياندم

چه مي شد درختي بالنده مي شدم    و       ميوه هايم

 همه گرسنگان جهان را غذا مي داد                                           

     چه مي شد رودي مقدس بودم 

تا اندوه زدگان جهان                    

                از هر ديار و هر رنگ                            

               از هر دين و هر آئين                                      

به نيت وارهيدن از تمام تلخي ها و سختي ها                                             

             در من غسل مي كردند                                                                            

       و من همه غم ها و بدي ها و سياهي ها را با خود مي بردم           

وجهان پاك و درخشان مي شد           

            فطرت انساني مي شكفت                         

و خدا شاد مي شد.                        ...

 (+)دكتر شيخ الاسلام اكتبر 2006

نویسنده : برای فردا : ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢
Comments نظرات () لینک دائم

صراحت

اصولاْ رک بودن در زندگی خیلی خوبه. وقتی مطلبی رو باید گفت نباید اونقدر در لفافه و بسته بندی های مختلف پیچیده بشه که معلوم نشه بالاخره قرار بوده چی گفته بشه.  به خصوص اگه این صراحت موقعی باشه که مخاطبتون یکی از مدیران یا تصمیم گیران هستند یا وقتی باید حقی گرفته بشه یا حقیقتی بازگو بشه خیلی خوبه.

اما اینکه چی رو کجا بگیم و چه جوری بگیم هم مهمه. در واقع یک هنره که بدونیم حرفی رو که باید بزنیم چه جوری بزنیم که بیشترین اثر مطلوب و کمترین اثرات جانبی نامطلوب رو داشته باشه.

اینکه فقط ببالیم به رک بودنمون و صریح باشیم بدون سیاست و درایت و هنرمندی جالب نیست.

حداقلش اینه که در مراحل تکاملی انسان یک قدم عقب تر از رک گوی هنرمنده!!

نویسنده : برای فردا : ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢
Comments نظرات () لینک دائم

تحقيقات بايد در راس هوشمند کردن بخش کشاورزي قرار گيرد

به گزارش ايانا (+) در اين نشست وزير جهاد کشاورزي با ابراز خوشنودي از موفقيت‌ها و دستاوردهاي علمي و پژوهشي جديد، که با تلاش و زحمات محققان و اعضاي هيات علمي موسسات و مراکز تحقيقاتي و منابع طبيعي به دست آمده است، تصريح کرد: بخش کشاورزي امروزه بيش از هر زمان ديگري بر پايه علم و پژوهش اداره مي‌شود و دستاوردهاي علمي بخش، افزايش قابل توجهي نسبت به قبل داشته است.

محمدرضا اسکندري همچنين بر لزوم انعکاس و ارائه گزارشها و دستاوردهاي تحقيقاتي به توليدکنندگان و بهره‌برداران بخش کشاورزي و برگزاري سمينارهاي علمي و فعاليتهاي رسانه‌اي به منظور اطلاع‌رساني صحيح و به موقع از يافته‌هاي علمي تاکيد کرد.

وي از راه‌اندازي پايگاه ملي مقابله با خشکسالي به همت مرکز تحقيقات حفاظت خاک و آبخيزداري کشور خبر داد و افزود: توليد ارقام جديد زراعي و باغي در سالهاي اخير از ديگر دستاوردهاي علمي موثر محققان در بخش کشاورزي است.

وزير جهاد کشاورزي از حضور فعال موسسات تحقيقاتي و کارشناسان و محققان بخش کشاورزي و منابع طبيعي کشور در مجامع علمي بين‌المللي ابراز خرسندي کرده و خواستار حضور جدي‌تر تحقيقات در اين مجامع شد و ادامه داد: به رغم عزم مستکبران جهاني براي بايکوت کردن ايران در مجامع بين‌المللي، ما موفق شديم براي دومين سال پي در پي مقام دوم سازمان موثر و مهم FAO (سازمان جهاني غذا و کشاورزي) را براي يکي از شخصيت‌هاي علمي کشورمان با راي قاطع اعضاي فائو فراهم کنيم.

وي همچنين نمايندگي سازمان ترويج، آموزش و تحقيقات کشاورزي را از طرف ايران به عنوان نماينده کشورهاي آسياي ميانه، مرکزي و کشورهاي شمال آفريقا در شوراي مرکزي مجمع بين‌الملل تحقيقات کشاورزي و احراز کرسي نايب رئيسي انجمن بين‌المللي مهندسي کشاورزي آسيا توسط موسسه تحقيقات فني و مهندسي کشاورزي را توفيق مهمي برشمرد.

مهندس اسکندري در ادامه تصريح کرد: در گذشته به رغم کار زياد محققان، کشاورزي هوشمند نبود، ولي اکنون گامهاي مثبتي برداشته شده و بايستي تحقيقات در هوشمند کردن بخش کشاورزي جلودار باشد و بخش اجرا نيز از آن تبعيت کند.

همچنين بخش تحقيقات بايد با بخش اجرا در تعامل باشد.

وي اظهار کرد: بخشهاي اجرايي وزارت بايستي با بخش تحقيقات هم‌سو باشند و اطلاعات و مدارک لازم را براي هرگونه تصميم‌گيري اجرايي از تحقيقات بگيرند که البته اين اتفاق مهم هم‌اکنون جاري است.

وزير جهاد کشاورزي با اشاره به اينکه نقشه جامع علمي کشور در حال تهيه است، گفت: اين امر در بخش کشاورزي به طور جدي و با تدوين برنامه‌هاي راهبردي بخش توسط تحقيقات و مشارکت سايرين در دست عملياتي شدن بوده و ما تا هر جا که بر پايه نتايج علمي و تحقيقاتي باشد، براي اجراي آن ايستاده‌ايم.

اسکندري در پايان ضمن تشکر و قدرداني از محققان خواست که با محوريت مجموعه سازمان تات از طريق تعامل و مباحثه علمي در خصوص مسائل مبتلا به بخش و دفاع از زحمات بي‌دريغ علمي و پژوهشي خود، ضمن برشمردن و انعکاس فعاليتهاي تحقيقاتي و يافته‌هاي علمي بخش کشاورزي، در جهت انجام فعاليتهاي علمي، تحرير مقالات، حضور در سمينارها و انجمن‌ها و تلاش در جهت انتقال يافته‌ها به عرصه، بيش از پيش کوشا باشند.

گفتني است قبل از سخنراني وزير جهاد کشاورزي، دکتر جعفر خلقاني معاون وزير و رئيس سازمان ترويج، آموزش و تحقيقات کشاورزي گزارش مبسوطي از عملکرد تحقيقاتي و فعاليتهاي علمي را در طول خدمت دولت نهم ارائه کرد.

دکتر خلقاني در اين گزارش به دستاوردهاي تحقيقاتي بخش کشاورزي و منابع طبيعي در زمينه افزايش تعداد مقالات و انتشارات علمي، افزايش حضور در مجامع بين‌المللي و منطقه‌اي، دستيابي به واکسن‌هاي جديد انساني و دامي، دسترسي به ارقام بذري جديد در محصولات کشاورزي، تهيه نقشه‌هاي پايه کشوري براي برنامه‌ريزي توليد و حفاظت پايدار منابع توليد و همچنين اقدامات موثري در آموزش و توسعه منابع انساني در موسسات و مراکز تحقيقاتي اشاره کرد./

پ.ن: جل الخالق!!!!! روزگار چه که با آدم نمی کنه!!

نویسنده : برای فردا : ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢
Comments نظرات () لینک دائم

اخبار

احمد خوشنویس در سخنرانی‌های یک موسسه خصوصی
جزئیات جشنواره "زمستان تا بهار با ایرانسل
کتابهای سفارش داده شده توسط اعضای سایت به کتابخانه سایت IrExpert اضافه شدند
نرخ ارزهاي خارجي در بازار تهران
ريسك بالا مانع از سرمايه گذاري در بخش كشاورزي است
تحقيقات بايد در راس هوشمند کردن بخش کشاورزي قرار گيرد
روبات براي حركت روي زمين‌هاي ناهمواربا حمايت شركت ملي نفت ايران ساخته شد
صادرات فله‌اي، ارزش دلاري خرما را 36 درصد کاهش داد
کنه واروا با ملکه وارداتي به ايران آمد
آمار وزارت جهاد کشاورزي از توليد شيرخام دو برابر مقدار واقعي است
مبارزه با آفت سن گندم در استان آذربايجان شرقي
صادرات فله‌اي، ارزش دلاري خرما را 36 درصد کاهش داد
مصرف پسته سبب آرامش قلب و اعصاب مي‌شود
سرماخوردگي از پرهزينه‌ترين بيماري‌هاست
سرفه و عطسه كمتر با مصرف مايعات بيشت

فرصتهاي شغلي

فرصت کار در یک شرکت معتبر بازرسی فنی
دعوت به همکاری در یک شرکت معتبر تولیدی
فرصت کار در برنامه توسعه سازمان ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران
فرصت کار در یک شرکت مهندسی جهت کار در دفتر تهران
استخدام در یک شرکت معتبر سازنده اسکلت های سنگین فلزی
استخدام در شرکت ایران نارا
استخدام جهت همکاری در یک شرکت معتبر تولیدی
جذب نیرو در یک شرکت توزیع کننده دارو
اشتغال در یک شرکت معتبر در زمینه واردات تجهیزات پزشکی
فرصت کار در یک شرکت تولیدی واقع در جاده مخصوص کرج
جذب نیرو در یک شرکت فعال در زمینه اجرای پروژه های پالایشگاهی، پتروشیمی
جذب نیرو در یک شرکت تولیدی کننده انواع گریس و روغن در ایران
اشتغال در یک شرکت مهندسی و مشاور فعال در صنایع نفت و گاز
فرصت کار در یک شرکت معتبر ساختمانی
استخدام جهت همکاری در یک شرکت معتبر صنعتی
اشتغال در یک شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت (OIEC)
استخدام جهت همکاری در یک شرکت فنی - مهندسی

خبرنامه تخصصي
سايت مرجع متخصصين ايران

نویسنده : برای فردا : ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢
Comments نظرات () لینک دائم

خيلی دور خيلی نزديک

آدم ها گاهی از هم خیلی دورند

                                                 گاهی به هم خیلی نزدیک

گاهی هم خیلی دورند خیلی نزدیک!

نویسنده : برای فردا : ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱
Comments نظرات () لینک دائم