برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

پورتال وزارت جهاد کشاورزی

۱- خیلی بده کسی کارمند جایی باشه بعد لینک وزارتخونه خودشونو نذاره!

اینم لینک سایت/پورتال وزارت جهاد کشاورزی

این یکی از صفحات جالب سایت وزارتخانه است با این عنوان طرح ملی ساماندهی ايده‌های جوان چیست؟

۲- از شماره یک بدتر اینه که کسی کارمند یک سازمانی باشه و بعد لینک سایت سازمانشونو نذاره!

این لینک سایت سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی است. و البته شرح وظایف سازمان.

۳- از شماره ۲ بدتر اینه که کسی کارمند یک موسسه ای باشه و بعد لینک موسسه را نذاره!

اینم لینک موسسه ما:

۴- از شماره ۳ بدتر اینه که آدم خودش آدم باشه و بعد آدرس صفحه شخصیشو نذاره!

منتظر نیستین که آدرس صفحه شخصیم را هم بدم

نویسنده : برای فردا : ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۳٠
Comments نظرات () لینک دائم

این روزها

این روزها دور از جون شما مثل .....(هرچی خواستین می­تونین جاش بذارین! از انواع سنتی تا مکانیزه!) می­دوم.  هر چی می­دوم کارهای نیمه کارم تموم نمی­شه.  آنقدر کار نیمه کاره دارم که دارم کم کم سرسام می­گیرم.  نمی­دونم چرا هیچکدوم تموم نمی­شن یا پیشرفت قابل ملاحظه­ای نمیکنند.  انشاءالله اخر هفته می آم اینجا رو به روز می­کنم.

نویسنده : برای فردا : ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۳٠
Comments نظرات () لینک دائم

چند تا خبر جديد مرتبط با کشاورزی و صنايع غذايی

در آستانه برپايي مراسم شكرگزاري خودكفايي گندم:

وزير جهاد كشاورزي از كشاورزان و دست‌اندركاران توليد و خريد گندم تقدير كرد.

به گزارش روابط عمومي وزارت جهاد كشاورزي در بخشي از اين نامه فراتر رفتن ميزان خريد گندم از مرز 4/11 ميليون تن را ركوردي جديد وبي‌سابقه در خريد گندم عنوان شده و تاكيد شده است: اميدوارم در سال زراعي آتي با عنايت خاص ايزد متعال و با تلاش كشاورزان عزيز و همكاران متعهد و سخت‌كوش "همه با هم" در استمرار اين موفقيت بزرگ به ركورد بالاتري دست پيدا كنيم.

بر پايه اين گزارش، در سال زراعي جاري بيش از 11 ميليون و 434 هزار تن گندم مازاد بر نياز از كشاورزان خريداري شده كه اين ميزان 447 هزار تن بيش از خريد گندم در سال زراعي گذشته است.

متن اصلی

انجمن روغن نباتی ایران صاحب نشریه شد.

نشریه «آفتابگردان» به صاحب امتیازی اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان روغن نباتی و به مدیر مسئولی و سردبیری ابولحسن خلیلی منتشر شد. در شماره اول این نشریه ابولحسن خلیلی با اشاره به خلاءاطلاع رسانی پس از توقف انتشار مجله صنعت روغن نباتی، ماهنامه آفتابگردان را نقطه آغازی برای، رسالت اطلاعاتی دانسته است. ....

متن اصلی

قديمي‌ترين قنات جهان صاحب طرح جامع گردشگري شد.

 رييس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري گناباد در گفت‌وگو با خبرنگار ايانا گفت: "طرح جامع گردشگري براي قنات قصبه تاكنون اجرا شدهاست كه در صورت تهيه طرح قابليت جذب گردشگران خارجي را نيز دارد."

عليرضا شناسايي افزود: "از تعداد 250 اثر تاريخي شناسايي شده در گناباد تعداد 145 اثر در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است كه از اين نظر رتبه دوم پس از مشهد را داراست.

وي اظهار داشت: فعاليت سازمان‌ها، ارگان‌ها و همچنين بخش خصوصي در طرح‌هاي گردشگري بسيار ضعيف است. درصورتي كه با برنامه‌ريزي درست و سرمايه‌گذاري بيشتر مي‌توان گردشگران داخلي و خارجي را با اين منطقه آشنا ساخت.

گفتني است، قنات "قصبه" با قدمت دو هزار و 500 ساله در گناباد خراسان‌رضوي در مسير دره‌اي طولاني و در روستاي "ديسفان" اين شهرستان واقع شده است.

اين قنات يادگار دوران هخامنشيان با 33 هزار و 133 متر طول و عمق مادرچاه 300 متر است. قنات قصبه 500 حلقه چاه، 33 كيلومتر طول و افزون بر 73 ميليون مترمكعب حجم خاكبرداري دارد و بعد از تحمل چندين زلزله و نيز خشكسالي‌هاي نمادي هم‌اينك 150 ليتر آب در ثانيه به مزارع كشاورزان سنتي و خرده مالك جاري مي‌سازد.

اين قنات روزگاري از هشت رشته آب جاري بوده است اما هم‌اكنون به دو رشته كاهش يافته است و به‌گونه‌اي بسيار شگفت‌انگيز، آب هركدام از آن‌ها 10 درجه سانتي‌گراد با يكديگر اختلاف دما دارد./

منبع خبر

 

نویسنده : برای فردا : ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

تعيين حداقل حقوق کارمندان در بودجه ۸۶

سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بر اساس ضوابط مالي ناظر بر تنظيم بودجه 86حداقل حقوق را در اين سال 150 هزار تومان،حداقل عيدي پايان سال را 175 هزار تومان و ضريب حقوق جديد سال آينده را 484 اعلام كرد.

به گزارش فارس، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور 17 ضابطه مالي ناظر بر تنظيم بودجه سال 1386 كل كشور را به شرح زير اعلام كرده است.

گسترش تشكيلات اداري وايجاد پستهاي سازماني جديد ممنوع است.

استخدام نيروي انساني با توجه به جزء 1 بند و ماده 145 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي امكان پذير مي‌باشد. به كارگيري نيروي انساني از محل طرحهاي تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي (عمراني) براي فعاليتهاي هزينه‌اي (جاري) ممنوع است.
به منظور متناسب سازي وكاهش حجم تصدي‌هاي اجتماعي، فرهنگي، توليدي، خدماتي و نظاير آن، دستگاههاي اجرايي موظفند بر اساس ماده 88 قانون تنظم بخشي از مقررات مالي دولت و ماده 145 قانون برنامه چهارم توسعه، موارد و ميزان واگذاري تصديهاي خود را براي درج در لايحه بودجه سال 1386 كل كشور به سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ارايه نمايد.
كاهش تعداد پرسنل (كاركنان) دولت حداقل به ميزان 1 درصد نسبت سه سال 1385 (موضوع جز 1 بند و ماده (145) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي).
دستگاه‌هاي اجرايي مكلفند، صرفا پس از تامين 100درصد هزينه‌هاي اجتناب ناپذير پرسنلي شامل حقوق ومزايا بر اساس احكام استخدامي پاداش پايان خدمت بازنشسته‌ها عيدي (پاداش پايان سال) كاركنان و بازنشستگان، بازنشستگي سهم بيمه دولت (كارفرما) و كمك‌هاي غير نقدي (و يا نقدي) شاغلين و بازنشستگان تا پايان سال 1386 نسبت به پيش بيني ساير هزينه‌ها اقدام نمايند به طوري كه در پايان سال هيچ‌گونه كسري اعتبار بابت پرداخت‌هاي پرسنلي ايجاد نگردد.
ميزان حداقل حقوق در سال 1386 معادل يك ميليون و پانصد ريال و حداكثر حقوق نيز معادل 7 برابر مبلغ حداقل حقوق مي‌باشد.
مبلغ قطعي پاداش پايان سال (عيدي) به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد، ولي دستگاه‌هاي اجرايي موظفند بابت عيدي به ازاي هر شاغل و بازنشسته مبلغ يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار ريال پيش بيني نمايند.
ميزان پرداخت كمكهاي نقدي و يا غير نقدي به كاركنان و كليه بازنشستگان وظيفه بگيران و مستمري بگيران دستگاه‌هاي اجرايي از محل بودجه عمومي در سال 1386، يك ميليون ريال تعيين مي‌گردد.
كليه خدماتي كه در حال حاضر توسط دستگاه‌هاي موضوع ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه براي كاركنان اين دستگاه‌ها به صورت اماني با خريد خدمات صورت مي‌گيرد(از جمله سرويس رفت و آمد، سلف سرويس، تعاوني‌هاي مصرف، امور ورزش كاركنان، مهد كودك و موارد مشابه) بايد به صورت پرداخت يارانه مستقيم انجام گيرد. برآورد اعتبار براي اين يارانه‌ها حداكثر 10درصد بيش از برآورد عملكرد آن در سال 1385 خواهد بود.
10ـ هيچ‌گونه افزايش حقوق و مزايا و فوق العاده‌ها جز در حد تغيير ضريب حقوق (432 به 484) و افزايش سنواتي براي هيچ گروه ازكارمندان دولت مجاز نمي باشد.
11ـ پرداخت اضافه كار هر دستگاه حداكثر در حد پرداختي سال 1385 مجاز مي‌باشد.
12ـ ماموريت خارج از كشور دستگاههاي اجرايي، حداكثر معادل عملكرد ريالي و تعداد نفرـروز ماموريت سال 1385 خواهد بود.

تبصره ـ سفرهايي كه هزينه‌هاي آن توسط سازمانهاي بين المللي يا كشور دعوت كننده تامين مي‌شود از محدوديت مقرر در اين بند مستثني مي‌باشد.

13ـ ممنوعيت تامين و اداره هرگونه مهمان سرا، مجتمع مسكوني، رفاهي، درماني به استناد بند ز ماده 145 قانون برنامه چهارم.
14ـ تامين ساختمان اداري مورد نياز دستگاه‌هاي اجرايي، صرفا با سازوكار بند ب ماده 89 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مجاز و شروع به احداث هر نوع ساختمان اداري ممنوع مي‌باشد.
15ـ مجامع عمومي شركت‌هاي دولتي مكلفند در پيشنهاد بودجه سال 1386 ضوابط صرفه جويي مصوبه شماره 42678/ت32829 ه مورخ 24/7/1384 را رعايت نمايند به نحوي كه ميزان سود و ماليات شركت‌هاي مربوط افزايش يابد.
16ـ كليه دستگاه‌هاي اجرايي كه تا كنون با استفاده از ماده 62 قانون محاسبات عمومي اقدام به افتتاح اعتبار اسنادي در نزد بانك مركزي نموده اند، موظفند معادل ريالي ارز متعهد شده جهت پرداخت در سال 1386 (منطبق با فرم تعهد استفاده از ماده 62 قانون محاسبات عمومي) را با توجه به محل تامين اعتبار آن، در بودجه پيشنهادي خود پيش بيني نمايند.
17ـ شروع هر نوع طرح و پروژه تملك دارايي سرمايه‌اي در سطوح ملي و استاني به استثناي موارد مربوط به امور حاكميتي و زير بنايي و مواردي كه با تاييد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور استفاده از شيوه‌هاي مذكور دراجزاي (1)، (2) و (3) بند «ب» ماده 163 قانون برنامه چهارم توسعه امكان پذير نباشد، اعتبارات طرح‌هاي تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي فصول مربوط به صورت وجوه اداره شده براي توسعه بخش غير دولتي در همان فصل اختصاص خواهد يافت.

منبع:بازتاب

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٢۱
Comments نظرات () لینک دائم

برگزاري چهارمین نمایشگاه بین المللی آب و تأسیسات آب و فاضلاب

چهارمین نمایشگاه بین المللی آب و تأسیسات آب و فاضلاب ایران از یکم تا چهارم آذرماه 1385 با حضور شرکت های معتبر داخلی و خارجی در محل دائمی نمایشگاه هاي بين المللي تهران برگزار خواهد شد.
در این نمایشگاه که بزرگترین رخداد دو سالانه بین المللی صنعت آب و فاضلاب منطقه محسوب می گردد، بسیاری از شرکت های داخلی و خارجی فعال در این صنعت با ارائه دستاوردها، نو آوری ها و توانمندی های خود در زمینه آب و فاضلاب با هم به رقابت خواهند پرداخت. این نمایشگاه با هدف ارایه سیمای غرور آفرین صنعت آب و فاضلاب ایران و نمایش استعدادهای داخلی کشور در گرایش های مختلف این صنعت برگزار خواهد شد.
حضور سبز تمامی دست اندرکاران، نخبگان، مخترعان و متخصصان را در چهارمین نمایشگاه بین المللی صنعت آب و آب و فاضلاب ایران گرامی می داریم.
زمان: 1 لغایت 4 آذر ماه 1385 مصادف با 22 تا25 نوامبر 2006
مکان: با توجه به توافق وزارت نيرو و شركت سهامي نمايشگاه هاي بين المللي تهران، در محل دائمی نمایشگاه هاي بين المللي تهران، واقع در بزرگراه چمران، روبروي هتل آزادي برگزار خواهد شد.

نشانی دبیر خانه ستاد برگزاری: تهران، انتهای خیابان ونک، برج آئینه ونک پلاک 112 طبقه چهارم واحد 402
تلفن: 6-88792615-88886911-88880677 نمابر: 88873747

اداره کل روابط عمومی وامور بین الملل وزارت نیرو

نویسنده : برای فردا : ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

قانون

در گذشته می­پنداشتم قانون چهارچوبی است که باید بکوشند در آن قرار بگیرند!

اکنون آموخته­ام قانون قبایی است که به قامت افراد دوخته می­شود!

نویسنده : برای فردا : ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

 

خبرگزاري کشاورزي ايران - گروه توسعه روستايي :

همايش بين‌المللي تاريخ آبياري و زهكشي با موضوع «درس‌هايي از پيشينه مديريت و توسعه آب ‏در مناطق خشك و نيمه‌خشك»، در روزهاي 13 تا 15 ارديبهشت‌ماه 1386 در تهران برگزار مي‌شود.‏

به گزارش ایانا به نقل از شبكه خبري آب ايران، با توجه به پيشينه تاريخي تمدن آبي ايران، كميسيون بين‌المللي آبياري و زهكشي، برگزاري پيشنهاد کرد كه همزمان با برگزاري چهارمين كنفرانس منطقهاي آسيايي و دهمين همايش بينالمللي با موضوع «مديريت مشاركتي آبياري»، در ارديبهشت سال آينده اين همايش در تهران برگزار شود.

كميته ملي آبياري و زهكشي ايران و گنجينه ملي آب ايران، برگزاركنندگان اين همايش بين‌المللي هستند كه فرصت مناسبي را براي تبادل تجربيات و آشنايي ساير كشورهاي جهان با توانمنديها و ابتكارهای ايرانيان در علوم آب و آبياري و زهكشي فراهم مي‌آورد.

دبيرخانه اين همايش مستقر در كميته ملي آبياري و زهكشي ايران، با دعوت از كليه استادان، پژوهشگران، كارشناسان و علاقهمندان به اين موضوع، آخرين مهلت ارسال چكيده مقالات را براي مشاركت علمي در اين همايش، 28 آبانماه 1385 اعلام كرده است.

سايت اينترنتي  http://www.irncid.org/pim2007/ اطلاعات بیشتری را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.

نویسنده : برای فردا : ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

ارزش صنعت غذای نانو در ده سال آینده

مدیرکل دفتر فناوری زیاست جمهوری

ارزش صنعت غذای نانو در ده سال آینده به 53 میلیارد دلار می رسد.

مدیرکل دفتر فناوری ریاست جمهوری در دومین روز از همایش آموزش، تحقیقات و فنآوری صنایع غذایی با اعلام این خبر گفت: «فرآوری، تولید غذا، بسته بندی، سلامت غذا، بهبود طعم، رنگ و ماندگاری بالا از کاربردهای فناوری نانو در صنایع غذایی است.»

ادامه مطلب:

پ.ن. البته این را هم فرموده‌اند، من که نفهمیدم یعنی چی!

سجادی با اشاره به روند رو به ‌رشد صنعت نانو در کشور افزود: «در سال گذشته و امسال 800 دوره­ی کارشناسی ارشد و دکترای نانو در کشور راه‌اندازی شده که نشان از رشد این صنعت در کشور دارد.»

نویسنده : برای فردا : ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

حرکات ساده ورزشی هنگام کار پشت میز

دو تا مطلب جالب درباره حرکات ساده ورزشی هنگام کار پشت میز (برای مطلب دوم لطفاً به کامنتها هم سری بزنید)

How to Exercise While Sitting at Your Computer

Exercise in (Work)Place

  • Stand up every half hour. Walk around a few steps, stretch your legs, and give your eyes a break from focusing on your computer screen.
  • Roll your head slowly from side to side a few times periodically.
  • Stretch your arms, legs, neck, and torso while sitting. This will help prevent you from feeling stiff.
  • Sit properly in a good chair designed for desk work. Your back should be straight, and your head and eyes should be looking directly at your monitor. Your wrists should not be bent.
  • Take care of your eyes. Follow the 20-20-20 rule espoused by eye doctors: For every 20 minutes spent focusing on your computer screen, spend 20 seconds focusing on something 20 feet away.
  • Roll your wrists regularly and stretch your hands to avoid carpal tunnel syndrome if you type a lot. ...............

نویسنده : برای فردا : ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

 

دستهامان

نرسیده­ست به هم...

از دل و دیده، گرامی­تر هم

آیا هست؟

دست،

آری، ز دل و دیده گرامی­تر:

دست!

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان،

بی­گمان دست گرانقدرتر است.

هر چه حاصل کنی از دنیا،

دستاوردست!

هر چه اسباب جهان باشد، در روی زمین،

دست دارد همه را زیر نگین؟!

سلطنت را که شنیده­است چنین؟!

شرف دست همین بس که نوشتن با اوست!

خوشترین مایۀ دلبستگی من با اوست.

در فروبسته ترین دشواری،

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود، بانگ زدم:

هیچت ار نیست مخور خون جگر،

دست که هست!

بیستون را یاد آر،

دست­هایت را بسپار به کار،

کوه را چون پر کاه از سر راهت بردار!

وه چه نیروی شگفت­انگیزی است،

دست­هایی که به هم پیوسته است!

به یقین، هر که به هر جای، درآید از پای

دست­هایش بسته است!

دست در دست کسی،

یعنی: پیوند دو جان!

 دست در دست کسی

یعنی: پیمان دو عشق!

دست در دست کسی داری اگر،

دانی، دست،

چه سخن­ها که بیان می­کند از دوست به دوست

لحظه­ای چند که از دست طبیب،

گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد،

نوشداروی شفابخش­تر از داروی اوست!

چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست،

پرچم شادی و شوق است که افراشته­ای!

لشکر غم خورد از پرچم دست تو شکست!

دست، گنجینه مهر و هنر است:

خواه بر پردۀ ساز،

خواه در گردن دوست،

خواه بر چهرۀ نقش،

خواه بر دندۀ چرخ،

خواه بر دستۀ داس،

خواه در یاری نابینایی،

خواه در ساختن فردایی!

آنچه آتش به دلم می­زند، اینک، هر دم

سرنوشت بشرست،

داده با تلخی غم­های دگر دست به هم!

بار این درد و دریغ است که ما

تیرهامان به هدف نیک رسیده است، ولی

دست­هامان، نرسیده است به هم!

فریدون مشیری

 

 

نویسنده : برای فردا : ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

قابلیت­های برنامه Word

فرض کنید می­خواهید نامه یا ایمیلی را برای 100 نفر تهیه کنید که متن مشترکی دارد اما مثلاً باید نام گیرنده و آدرس و ... در هر نامه فرق داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شما مسئول آموزش یک اداره هستید و می­خواهید دعوتنامه برای حضور در کلاس یا گواهی حضور یا گذراندن دوره را تهیه کنید.  یا فرض کنید در یک کتابخانه یا انبار کار می­کنید و می­خواهید برچسب­هایی برای تمامی کتاب­ها یا وسایل موجود تهیه کنید که در تمام برچسب­ها مثلاْ سه عبارت "نام قطعه"،"شماره قطعه"، "نام کارخانه" مشترک و مشخصات هر قطعه متغیر باشد.  یا فرض کنید می­خواهید دعوتنامه­هایی را به 100 نفر بفرستید و روی پاکت نامه آدرس­های مختلفی را در کنار یک سری داده یکسان برای همه پاکت­ها تایپ کنید.  خوب چه می­کنید؟

من تا چند وقت پیش یک متن اصلی را تهیه می­کردم بعد مثلاً در 100 صفحه کپی می­کردم و بعد یکی یکی جاخالی­ها را تایپ می­کردم.  یا اینکه یک متن اصلی تهیه می­کردم، به تعداد لازم پرینت یا کپی می­کردم و بعد اسامی یا موارد مورد نظر را دست نویس داخل آن می­نوشتم.  مدتی است که با قابلیت فوق العاده­ای در برنامه Word آشنا شدم به نام "mail merge" یا ادغام پستی.  در این روش بخش مشترک نامه را که به آن "سند اصلی" می­گویند، تایپ می­کنیم.  نام­ها و آدرس­ها یا هر اطلاعات دیگری را که متغیر است در فایلی که به آن "منبع داده­ها" می­گویند وارد می­کنیم و ذخیره می­کنیم.  سپس برنامه Word این دو فایل را در هم ادغام می­کند و فایل نهایی را بنا به خواست شما، به صورت فایل متنی ذخیره می­کند یا با برنامهOut look  ارسال می­کند و یا فایل نهایی ادغام شده را پرینت می­کند.  فوق العاده است!  به خصوص که این کار را در مدت زمان یکی دو ثانیه انجام می­دهد و اگر افرادی که با آنها سرو کار دارید محدود یا ثابت باشند، منبع داده­هایتان را یک بار تایپ می­کنید و هر بار می­توانید از آن استفاده کنید، به این ترتیب صرفه­جویی زیادی در وقتتان می­کنید و کاری که تحویل می­دهید خیلی شکیل­تر است.

 

این هم آدرس دو تا (۱ - ۲ )سایت برای کسب اطلاعات بیشتر

نویسنده : برای فردا : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۱
Comments نظرات () لینک دائم

 

خدایم

تو خود گواهی که غیر حال زار و اشک بی قرار، هیچ ندارم از برای بودن

که یاد یار و درد فراق، انبوهی از بیهودگی را بر من ارزانی داشته

و چشمان پر هیاهویم را، بازیچه ی بغض ها و ناملایمات ساخته

خدایم

بر من ارزانی دار آن وسعت آرام بخش یادت را و بر من حرام گردان آن اندوه بی پروایم را.

مرا بر دروازه اسارت و بندگی خلق قرار بده و دردهای مردمانم را بر من حلال گردان.

که از یک خاکیم و به یک خاک باز خواهیم گشت.

این نیایش قسمتی از مطالب زیبا و لطیف این سایته.

نویسنده : برای فردا : ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

از همه جا

اتوبوس خصوصی: روز یکشنبه می­خواستم از میدان ولیعصر بیام ونک.  منتظر تاکسی­های خطی بودم و خیلی شلوغ بود.  یک اتوبوس نو آمد به رنگ نارنجی مجهز به کولر!! که روش نوشته بود اتوبوس خصوصی. با 150 تومان ما رو از ولیعصر رساند به ونک.  خیلی خوب بود.  نمی­دانم این اتوبوس­ها ایستگاه هم دارند یا نه! چون این اتوبوس ما که عین مینی­بوس­های مسافر کش قدیم، هر جا می­گفتند می­ایستاد.
یادش بخیر! زمانی با دادن یک سکه 2 تومانی می­شد با مینی­بوس از اختیاریه رفت تجریش

خودکشی: مسیر ولیعصر به ونک ساعت 5 عصر همیشه شلوغه، روز یکشنبه ترافیک واقعاً کشنده بود.  به یک پمپ بنزین پایین­تر از پارک ساعی که رسیدیم دیدیم پمپ بنزین تعطیله و مردم تجمع کردند و پلیس آمده.  یکی از مسافرین که سوار شد گفت که علت شلوغی خودکشی یک جوان است که خودشو از برج کناری پرت کرده پایین  

چه روزگاری!  فردا روز که از همون جا رد می­شدیم پمپ بنزین طبق معمول مشغول کار بود و مردم و عابرین با همان سرعت همیشگی ازکنار برج عبور و مرور می­کردند بدون اینکه برای هیچ کدومشون مهم باشه که دیشب یک جوان در همین جا خودشو کشته و این دنیا را به اهلش واگذار کرده

ساعت کاری ادارات :ظاهراً ساعت کاری واقعاً تا یک ربع به 5 شده.  کارمندها هم شاکی­اند که اینجوری ما به هیچ کاریمون نمی­رسیم.  نه به زندگیمون، نه به بچه­هامون، نه به کار دوممون! عجیب اینکه ظاهراً ساعت کاری کارکنان رسمی اینجوری شده و کارکنان شرکتی مشمولش نمی­شوند، مطمئن نیستم ولی فکر کنم همچین چیزی بود، ما که می­دیدیم این حضرات کارمندان هر کدوم یک ساعتی تعطیل شدند!

چقدر ترافیک وحشتناک شده! 

بازگشت به دهه شصت: از همکارهای معاونت باغبانی درباره وضعیت کاری و فعالیت­هاشون می­پرسیدم خیلی شاکی بودند، می­گفتند تا ما مدیرمون را توجیه می­کنیم و رضایتشون را برای یک فعالیتی می­گیریم پدرمون در می­آد، هنوز کارهامون شروع نشده که مدیر عوض می­شه و یک مدیر جدید می­آد تا می­آیم مدیر جدید را توجیه کنیم و رضایتشون را برای یک فعالیتی بگیریم پدرمون در می­آد و هنوز......خسته شدیم از این همه تلاش بیحاصل! از معاون جدید باغبانی (مهندس یوسفی) راضی بودند و می­گفتند که آدم خوبی هستند و می­خواهند که کارهای مثبت انجام بدهند.  اما از اوضاع احوال اداره شون به شدت می­نالیدند، می­گفتند که باز حال و هوا، حال و هوای دهه اول انقلاب شده، یکی یکی مونو چک می­کنند که می­ریم نماز بخونیم یا نه!!!..... (لازمه بگویم که کسی که این مطلب را می­گفت خودشون به شدت مؤمن و مذهبی هستند و بسیار مقید به خواندن نماز، اما علاقه­ای به تظاهر کردن ندارند) از اینکه دوباره تظاهر به یک سری اعمال (با عرض معذرت از همکارهایی که واقعاً با اعتقاد کارهاشونو انجام می­دهند و جزو دسته ظاهر سازها و ظاهر فریب­ها نیستند) ملاک ارزشیابی و ارتقا شده، نه داشتن وجدان کاری و انجام صحیح کارهای محوله ناراحت بودند. 

وقتی انقلاب می­شود یا یک تغییر و تحول اساسی در جامعه رخ می­دهد طبیعی است که یک سری تغییرات در عملکردها و ارزش­ها و ارزشیابی­ها به وجود بیاد.  این بخشی از ماهیت انقلاب است و البته اجتناب ناپذیر.  به تدریج با مستحکم­تر شدن پایه­های آن انقلاب یا جنبش باید ضمن حفظ ارزش­های مبنا، عملکردها را به تدریج و هماهنگ با تحولات جامعه تعدیل کرد، قانونمند کرد، مدنی کرد (یا هر چی دیگه که اسمشو می­ذارین) بدیهی است که اگر بعد از 26 سال از یک انقلاب بخواهند همان رفتارها و عملکردهای سال­های اول انقلاب را بدون تغییر اعمال کرد، آنچه که زمانی بخش انفکاک­ناپذیر و ماهیتی انقلاب به شمار می­رفت تبدیل به آفت انقلاب می­شود (شبیه درس­های کلاس "انقلاب اسلامی و ریشه­های آن" شد).

جا­به­جایی ماشین: عصر روز یکشنبه یکی از همکارامون که ماشینشونو در خیابان فلسطین پارک کرده بودند، وقتی برمی­گردند می­بینند که؛ ای داد! ماشینشون نیست.  هر چی این ور اونور را
می­گردند می­بینند که ماشین نیست.  راننده­هایی که در آن مسیر کار می­کردند می­گویند که خانم ماشینتان را پلیس برده.  همان شب مراجعه می­کنند به کلانتری محل، اما به آنها می­گویند که نه! ماشینی را ما نبرده­ایم.  طفلکی­ها ناراحت و نگران مانده بودند که واقعاً ماشین را دزد برده یا پلیس؟! فردا مشخص می­شود که ماشین را با جرثقیل پلیس برده­اند.  وقتی برای تحویل ماشین مراجعه
می­کنند، اولاً مجبور می­شوند حدود 33 هزار تومان بابت هزینه حمل با جرثقیل بدهند، ثانیاً می­بینند که تمام وسایل داخل ماشین و داخل صندوق عقب مفقود شده!!! ثالثاً تمام قفل­های صندوق عقب و درهای ماشین شکسته و خراب شده و مجبور شدند که مستقیم از پارکینگ پلیس ماشین را به تعمیرگاه ببرند، رابعاً این حقوق شهروندی که می­گویند، یعنی چی؟

 پنجمین نمایشگاه بین­المللی نان، شیرینی و شکلات ایران از 6-9 آبان در محل دائمی نمایشگاه­ها، تهران، برگزار شد.

گزارش دوره آموزشی

خوب امروز به خوبی و خوشی دومین دوره ارزیابی حسی روغن زیتون هم تمام شد.  دوره به مدت سه روز از یکشنبه تا سه­شنبه و با همکاری شورای بین­المللی روغن زیتون (IOOC) و دفتر طرح زیتون وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد.   دستشون درد نکنه.  آقای مهندس عرب و همکارانشون واقعاً سنگ تموم گذاشتند.  انصافاً خیلی زحمت کشیده بودند تا دوره خوب برگزار بشه.  اگه کسی تجربه برگزاری این جور دوره­ها را داشته باشه میدونه که هماهنگی چه قدر سخته(هر بار که یک وسیله­ای کم بود به جای برگزارکننده­ها، تو دل من خالی می­شد که ای داد! حالا می­خواهند چی کار کنند؟ می­دونستم که هماهنگی برای تهیه هر کدومشون یعنی چی ) برای این دوره شورا مدرس جدیدی برامون فرستاده بود؛ یک خانم دکتر ایتالیایی (خانم دکتر کاموراتی) که با همسرشون آمده بودند و همسرشون هم دکترا داشتند و همکارشون بودند.  آدم­های خیلی خوبی بودند و خیلی دلشان می­خواست با همه ارتباط برقرار کنند.  کلاً خونگرم بودند و راحت­تر از اساتید دوره قبل برخورد می­کردند.  احتمالاً به خاطر سن و سالشان هم بود. چون خانم دکتر که حدوداً 65 ساله بودند، سن آقای همسرشان هم اگه بیشتر نباشه کمتر نبود.  البته این را هم بگم که ماشاالله از همه ما پر انرژی­تر و پر تکاپو­تر بودند.  طفلک اساتید سال گذشتمون (آقای دکتر موردا و خانم کاتارینا) را احتمالاً خیلی ترسونده بودند. روز اولی که اومده بودند وحشت و نگرانی رو می­شد در تمام رفتار و صحبت­هاشون احساس کرد.  اولاً که به نظرم انتظار داشتند ایران یک جایی مثل افغانستان دوران طالبان یا عربستان باشه! براشون عجیب بود که در دوره خانم­ها اینقدر آزاد شرکت کردند و یا اینکه خانم­های شرکت کننده مدیران قسمت­های مختلفی هستند و ..... یا مثلاً می­خواستند طعمwiney  (سرکه­ای - شرابی) در روغن را توضیح دهند که در اثر تخمیر و تشکیل الکل ایجاد می­شود، با کلی احتیاط، کلی عذر خواهی کردند گفتند که ببخشید من این را می­گویم شاید برای شما طعم آشنایی نباشد و در کشور ما می­شود طعم شرابی، شما اگه آشنایی ندارین! به طعم و بوی سرکه فکر کنید.  بعد در قسمت تمرین­ها دیدند که ای بابا! این شرکت کنندگان محترم که مقادیر جزئی طعم را هم تشخیص می­دهند.  البته فکر کنم آخر دوره دیدشون نسبت به ایران و مردمش عوض شده بود.  نمی­دونم این خارجی­ها درباره ایران چی می­شنوند که چنین تصوراتی دارند و اینقدر از ما می­ترسند!  شاید یک کم تقصیر خودمون هم باشد، مثلاً این خانم کاتارینا، یک خانم جوان چشم آبی بلوند بودند، براشون یک مانتوی مجلسی بلند مشکی گرفته بودند که تا مچ پاشون می­آمد  و یک مقنعه!! مشکی.  ما که از بچگی روسری و مقنعه داریم هنوز نمی­توانیم درست سرمون کنیم، می­تونین تصور کنین این بیچاره با این مانتوی گشاد که مرتب تو دست و پاشون می­پیچید و این مقنعه که کلافه­اشون کرده بود و گیر می­کرد این ور اونو ور و می­افتاد و ... چه زجری کشیدند!  فکر کنم تجربیاتشونو منتقل کرده بودند، چون استاد امسالمون یک بارانی ایتالیایی پوشیده بودند و یک روسری ایتالیایی.  و به نظر می­رسید خیلی راحت­تر بودند.  بگذریم.  روز اول یکی از همکلاسی­های سال قبلمون عکس­هایی را که گرفته بودند به صورت فیلم در آورده بودند و نشان دادند.  نمی­دانم چرا من همیشه از دیدن فیلم­های خاطره برانگیز غمگین می­شوم؟ کلی غم تو دلم نشست  و البته جالب بود که بعد از یک سال از دیدن هم دوره­های پارسال با اینکه خیلی­هاشونو فقط با چهره می­شناختم و ممکن بود حتی یک کلمه هم با هم حرف نزده باشیم، خیلی خوشحال می­شدم.  روز اول مرور مطالب تئوری پارسال بود و با یک کم مطلب درباره روش­های شیمیایی شناسایی تقلبات و تعیین خلوص روغن زیتون.  روز دوم با تمرین روی نمونه­های دارای ویژگی­های مثبت (مثلاً طعم میوه­ای، تلخ، تند و سوزاننده) و روغن­های با نقایص مختلف (مثلاً طعم کهنگی، نا، کپک­زدگی، لجنی، تند شدگی و ...) و روز سوم به شبیه­سازی مراحل انتخاب ارزیاب با توجه به توانایی تشخیص رقت­های مختلف از هر ویژگی که البته من واقعاً افتضاح جواب داده بودم، نا امید شدم 6 نفر در کلاسمون هر دو رقت را درست تشخیص داده بودند، خوش به حالشون ! من که نمی­تونستم تشخیص بدم، سردرد هم گرفته بودم، البته تو رنج زدم اما به نسبت بقیه خیلی نتیجه درخشانی نبود.  روز دوم آقای مهندس یوسفی (معاون باغبانی وزارتخانه) و آقای مهندس محمدزاده هم برای دلگرمی دادن به برگزارکنندگان به بازدید دوره آمدند.  بعد از ظهر روز دوم برنامه شام در رستوران سنتی آذری نزدیک راه آهن گذاشته بودند تا به مهمانهای خارجیمون دیزی بدهند و گفتند به احترام آذری زبان­های کلاس که 99%!! کلاس را تشکیل می­دهند اینجا را انتخاب کردند که موسیقی زنده آذربایجانی هم دارد. من البته نرفتم، چون دیر وقت می­شد و فاصله راه آهن هم تا خانه ما خیلی زیاد بود.  اما گویا بهشون خیلی خوش گذشته بود.  بعد از ظهر روز آخر هم جمع­بندی بود و طبق معمول، مراسم تشکر و قدردانی و خداحافظی و گرفتن عکس­های یادگاری... 

باز هم تشکر از آقای مهندس عرب و همکارهای دفتر طرح زیتون و از مدیران بالا دستی­شون که ضرورت چنین دوره­ها وآزمون­هایی را قبول کردند.

پ.ن.۱) دلم می­خواست از تک تک همکاراشون با اسم تشکر کنم اما نمی­دونستم خودشون راضیند یا نه؟

پ.ن.۲) نمی­دونم چرا چند ساله دیگه اون شور و حال جوانی رو ندارم.  قبلاً­ها در جلسات حرف می­زدم، نظر می­دادم، هر وقت احساس می­کردم صحبت­های جلسه از موضوع اصلی منحرف شده سعی می­کردم یک جوری دوباره مطالب رو جمع و جور کنم.  بعد از جلسه پیگیری می­کردم که خوب بالاخره نتیجه مباحثات چی شد؟ اما الان دیگه حال و حوصله حرف زدن ندارم.  در واقع تا ازم مطلبی رو نپرسند حوصله پریدن وسط جلسه و مطرح کردن نقطه نظرات ارزشمندم! رو ندارم! و این به خاطر ندونستن مطلب و یا نداشتن نظر نیست.  در کلاسمون می­دیدم که هم دوره­ای­هام با چه شور و حوصله­ای سئوال می­پرسند.  با یک انگلیسی دست و پا شکسته سعی می­کردند منظورشونو برسونند و جواب بگیرند.  به خودم می­گفتم دختر جون! تو ناسلامتی نمره تولیموی بالای 600 داری! باید بتونی خیلی راحت سؤال کنی یا سؤال­های دیگران را ترجمه کنی.  اما نمی­دونم چرا واقعاً انگیزه­ای برای حرف زدن ندارم.  فی­الواقع چند وقتی است که در جلسات تا موضوع به مرگ و زندگی نرسه  اقدام نمی­کنم. می­گم خوب این­ها که منو دعوت کردند اگه نظرمو می­خوان باید ازم بپرسند!(چه پررو!)  ضمن این که می­دونم نتیجه آخر همه این حرفا و مباحثات و ... هیچی نیست! می­دونم که این عادت خیلی بده. باید سعی کنم دوباره انگیزه پیدا کنم  

پ. ن. ۳) خوبه اسمشو گذاشتند پی نوشت!  این که از خود متن بیشتر شد


برنامه ریزی

دوشنبه هفته پیش اول وقت زنگ زدند که ساعت 2 روز یکشنبه باید بریم معاونت باغبانی تا یک مروری بر مطالب سال گذشته داشته باشیم.  ما هم گفتیم چشم! برنامه­ریزی می­کنیم بیایم.  بعد نزدیک آخر وقت زنگ زدند که قرار شده ساعت 3 بعد از ظهر روز شنبه هم بریم.  بازم گفتیم چشم! برنامه­ریزی می­کنیم بیایم.  بعد امروز صبح زنگ زدند که قرار شنبه و یکشنبه کنسل شده.  قراره به جای دوشنبه تا چهارشنبه، یکشنبه تا سه شنبه بریم. (یعنی تمام هماهنگی­های قبل و ماموریت نوشتن­ها و .. کشک!) عرض کردیم چشم! برنامه­ریزی می­کنیم بیایم.  بعد از دبیرخونه زنگ زدند که روز یکشنبه جلسه برنامه­ریزی راهبردی تحقیقات دانه­های روغنی است و باید برید.  گفتیم چشم!! ولی خوب نمی­شد که یک نفر در یک زمان دو جا باشد.  هر دو تا جلسه هم مهم بودند.  کلی امروز تلاش کردم که با معاون پژوهشی موسسه و یکی از همکارهای بخش ماشین­ها هماهنگ کنم که لطف کنند جای من فردا در جلسه شرکت کنند.  در جلسه­ای که بودن خودم خیلی ضروری بود ولی با این برنامه­ریزی حضرات نمی­شد.  برنامه­ریزی کرده بودیم یکشنبه بریم امتحان  ICDLبدیم، دیدیم فقط همین مونده که تو این هاگیر واگیر یکشنبه بریم.  بی­خیال برنامه­ریزی! زنگ زدیم مجتمع گفتیم میشه ما امروز بیایم؟ گفتند بله امتحانات ما هم کنسل شده! سایتمون خالیه.  یک دفعه تصمیم گرفتیم،.یک آژانس گرفتیم. رفتیم امتحان دادیم برگشتیم! در هر دو مسیر رفت و برگشت آنچه که به شدت تو چشم می­خورد صف­های 50-60 نفری جلوی بانک بود.  مردم توی بانک کشاورزی که هیچی، روی پله­ها تا تو خیابون و کنار باغچه و پیاده­رو صف کشیده بودند.  چرا؟ چون هیچ کی نتونسته بود با این بلبشو برنامه­ریزی درستی بکنه.  اول ماه بوده و موقع گرفتن حقوق کارمندها، قبض­های تلفن ثابت و همراه و ... در تعطیلات آمده بود و با اینکه مهلت پرداختشونو تمدید کرده بودند تا یکشنبه بیشتر وقت نداشتند، بانک­ها چهار روز تعطیل بودند، عابر بانک­ها پول نداشتند، مردم می­خواستند بروند مسافرت پول نداشتند، مردم می­خواستند بروند مهمانی، پول نداشتند! چرا؟ چون اندازه یک روز در خانه­هاشان پول داشتند!! فکر نمی­کردند که باید فکر کنند اگه عابر بانک و بانک نباشه و هنوز حقوق نگرفته باشند چه باید بکنند!.... امروز سرویس تهران ساعت 8 آمد اداره، سرویس کرج ساعت 5/7 !! چرا؟ چون راننده سرویس کرج نمی­دونسته کی باید بیاد! خیلی­ها جا موندند!!  .. امروز تو اتاق دفتر مجله نشسته بودیم یکهو معاون محترم مالی اداری موسسه تشریف فرما شدند و پرسیدند این اتاق چند متره؟ و مشغول قدم کردن اتاق شدند، پرسیدیم چی شده آقای مهندس خوابی دیدین برای اینجا؟ فرمودند ببینیم چی میشه! این یعنی دفتر محترم مجله باید هر لحظه منتظر باشه که اسباب اثاث شو بریزن وسط راهرو! اون هم در موقعیتی که هنوز به یک ماه نمی­رسه که نزدیک 17-18 میلیون برای کشیدن کابل شبکه اینترنت خرج کردند و کلی هر اتاقی برنامه­ریزی کرده بود که در هر اتاق چند میز و در کجا باشه بهتره.  حالا یک جای جدید یعنی دوباره...  خلاصه غرق در این خوشی­ها بودیم که اعلام کردند از امروز باید ساعت یک ربع به 5 تعطیل بشیم!  اِ     پدرتون خوب، مادرتون خوب، آخه همین جوری؟! یک دفعه­ای؟!  شانس آوردیم این یکی رو امروز بی­خیال شدند.  من امروز موقع برگشتن ماشین ندارم.  باید پیاده برگردم.  چرا؟ چون برنامه­ریزی کرده بودم که بعد از ظهر کلاس داشته باشم (در طرح ترافیک) صبح بنده خدا پدرم مجبور شدند منو برسونند به سرویس ... و کلاس کنسل شد.  چرا؟! ......  و این قصه برنامه­ریزی همچنان ادامه دارد


یک تصمیم عجیب!

امروز که رفتیم اداره، در کمال تعجب و برای جبران حلاوت چهار روز تعطیلی، اعلام شد که ظاهراً بر طبق دستور هیات دولت قراره ساعت کاری از 8 تا 5 بعد از ظهر بشه.  واقعاً اوضاع احوال جوری شده که آدم برای ده دقیقه بعدش هم نمی­تونه برنامه­ریزی کنه چه برسه برنامه­ریزی برای یک ماه بعدش.  آدم حیرون می­مونه که واقعاً پشت این تغییر و تحول­ها، تفکر و کار کارشناسانه هم هست؟!!  کسی تا حالا ساعت 5 عصر یک روز زمستونی به آسمون نگاه کرده ببینه روز یا شب؟

پ.ن: امروز بحث داغ روز، بحث شیرین افزایش جمعیت و نقش ارزنده جامعه نسوان در تأمین 120 میلیون جمعیت مورد نظر بود.

 


اخبار

این هم چند تا خبر از سایت بازتاب. دوتاش جالبند!

آيا تعطيلي چهارشنبه و پنجشنبه، خدمت به مردم بود؟

علت اعلام تعطيلي‌ها از زبان سخنگوي دولت

***دفاع سايت نزديک به دولت از تعطيلات چهار روزه

قوس قزح در شميران

كفش‌هاي خاتمي

***احمدي نژاد با وزير تعاون خداحافظي مي‌كند


 

ضمن محکوم نمودن اهانت پاپ به اسلام، هیئت دولت اعلام كرد :بعد از این نام موسیقی پاپ به موسیقی گل محمدی تغییر یافت.

استفتاء

این آدرس یک سایت جالب برای استفتا مسائل مختلف است.

http://www.istefta.net/lastq.php

ارتباط اينترنتي دختر و پسر- جراحي پلاستيك و زيبايي- ارسال پيام كوتاه (sms ) حاوي جوك-اجازه حضرت آيت الله العظمي روحانی مبني بر صرف وجوه شرعی در راه کمک به آسیب‌دیدگان لبنانی-آيا دوستي هاي اينترنتي بين دو جنس مخالف اشكال دارد  بعضی از مسائل مطرح شده در این سایت هستند.  حتماْ یک سری بزنید.


عيد فطر مبارک

دست دولت درد نکنه که شادی مردم را مضاعف کرد. 

 چهارشنبه و پنج شنبه تعطیل اعلام شد! مرسی

پ.ن: حالا جداْ قراره عید فطر جایگزین عید نوروز بشه؟! 

                                                                           eide fetr


برای فردا

من اهل سیاست نیستم.  از سیاست و اینجور بازی­ها هم خوشم نمی‌آد!

اسم این وبلاگ را گذاشتم "برای فردا" تا یادگاری باشد برای فرداها، برای همین حیفم آمد این مطلب را نگذارم.

«من با اينكه مي‌گويند دو بچه كافي است، مخالف هستم». اين سخن محمود احمدي‌نژاد است كه در نشست مشترك دولت و مجلس مطرح شد. ديشب نمايندگان مجلس هفتم در چهارمين نشست مشترك خود با هيات دولت افطار ميهمان دولت بودند. محمود احمدي‌نژاد در اين نشست پس از سخنان نمايندگان و وزيران سخناني قابل تامل گفت.
به نوشته «اعتماد ملي»، او با بيان اينكه از حضور زنان در صحنه اجتماع استقبال مي‌كند و معتقد است آنها بايد حضوري فعال در صحنه‌هاي اجتماع داشته باشند، اظهار داشت: ولي فقط يك نگراني دارم و آن اين است كه اين حضور باعث شود از ماموريت اصلي خود يعني تربيت نسل‌هاي آينده دور شوند. ‌
به گزارش ايسنا، وي گفت: در حال حاضر آقايان و خانم‌ها موظفند روزانه 8 ساعت كار كنند، ولي من در اينجا اعلام مي‌كنم كه دولت اين آمادگي را دارد كه طبق لايحه‌اي اين زمينه را فراهم كند كه ساعت كار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزنداني كه دارند كاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسئوليت اصلي‌شان عمل كنند. ‌
رئيس‌جمهور گفت: من نمي‌گويم خانم‌ها كار نكنند، بلكه معتقدم آنها بايد در صحنه حضوري فعال داشته باشند. ‌احمدي‌نژاد همچنين در پاسخ به اظهارات نمايندگان حاضر در جلسه گفت: اينكه
مي‌گويند دو بچه كافي است، من با اين امر مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيت‌هاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست. ‌وي گفت: اين غربي‌ها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيت‌شان منفي است، از اين امر نگران هستند و مي‌ترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر مي‌كنند.
احمدي‌نژاد افزود: ظرفيت اشتغال در كشور ما خيلي زياد است، من معتقدم خانم‌هاي متاهل مي‌توانند نيمه‌وقت كار كنند، ولي حقوق كامل بگيرند. ‌ 

متن کامل:


به خیر گذشت!

ماجرای استیضاح وزیرمون هم به خیر گذشت.

به گزارش فارس، در جلسه صبح امروز مجلس شوراي اسلامي كه به موضوع بررسي استيضاح وزير جهاد كشاورزي اختصاص داشت، پس از گذشت حدود 5 ساعت و شنيده شدن سخنان 8 موافق استيضاح و 2 مخالف، اظهارات رئيس جمهور و وزير جهاد كشاورزي ، نمايندگان اقدام به رأي دادن كردند.

پس از شمارش نظر نمايندگان حاضر كه 262 نفر بودند، مشخص شد كه از تعداد 247 نفر نماينده‌اي كه در رأي گيري شركت كردند 149 رأي كبود به معناي مخالفت و 98 رأي سفيد به معناي موافقت با استيضاح وزير به گلدان‌ها ريخته شده است كه بر اين اساس استيضاح وزير جهاد كشاورزي رأي نياورده و اسكندري به فعاليت خود ادامه خواهد داد.

یک سئوال: معمولاً اگه مثلاً 100 نفر درخواست استیضاح داده باشند، بعد از شنیدن توضیحات وزیر یک عده قانع می شوند و مثلاً 60 نفر رای منفی می‌دهند.  اینکه 40-50 نفر درخواست داده‌اند، کلی توضیح شنیده‌اند بعد 98 نفر رای منفی داده‌اند یعنی چی؟

 


خدایا!

یاری­ام ده تا در زمره عاشقان در آیم

که گرچه عشق، آدمی خوار است،

اما آنکه بی عشق به سر برد، خوار است.

 

دستم بگیر تا سرمست و گرم عشق باشم،

اما خاموش و بی خروش

و شکسته عشق باشم،

چون تویی مایه تسلای دلشکستگان.

 

پس مرا سوختنی عطا کن

تا در آتش آن از من هیچ نماند،

که کشته عشق، از این فنا شدن شاد است

و سوخته عشق، از این خودسوزی، آباد است.