برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

بگذارید و بگذرید...

تا حالا شده دلتون بخواد یک روز که از خواب بیدار میشید ببینین همه گذشته­تون پاک شده، همه چی رو گذاشتین و گذشتین و اومدین به یک دنیای جدید، بدون همه دغدغه­ها و نگرانیها و خاطرات خوب و بد  و کارهای نصفه نیمه انجام نشده، و آدمهای آدم­نما و ....

تا حالا شده دلتون بخواهد بگذارید و بگذرید از همه دلبستگی هاتون؟ سبکبار بشید و سبکبال و به پرواز در بیاین و به حقیقت مطلق برسین که عین زیبایی مطلقه؟

بدجوری دلم میخواد بگذارم و بگذرم....

نویسنده : برای فردا : ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

دنیای مجازی!

کاش بدانیم که وقایع دنیای مجازی مربوط به این دنیاست.  میشود وقایع دنیای واقعی را به دنیای مجازی اینترنت بیاوریم ولی کاش بدانیم که نباید وقایع این دنیا را به دنیای واقعی انتقال دهیم!!! مفهوم بود؟

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

چهارشنبه 28 دیماه

درباره امروز نمی­خوام بنویسم.       چیه؟! خوب دلم نمی­خواد اینجا بنویسم.  اینقدر که حق دارم عصر چهارشنبه یک نشست 35 دقیقه­ای داشتم.  35 دقیقه تمام لبمو گاز می­گرفتم که جدی باشم و نخندم!! آخ آخ الان هم زبون می­زنم جای زخمش قلمبه زده بیرون.  از چهارشنبه تا حالا یاد بعضی از جمله­ها که می­افتم بی­اختیار خندم میگیره! الان حتماً خانواده گرامی فکر می­کنند بچه­شون خل و چل شد رفت  

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

سه شنبه 26 دیماه

روز بیخودی بود.  ساعت 8 قرار بود ادامه جلسه داخلی دیروز رو داشته باشیم و ساعت 8 و نیم رئیس موسسمون و معاون مالی اداری و معاون پژوهشی و البته آقای حراست تشریف فرما بشوند.  موضوع جلسه چی بود؟  توضیح دادنش یک خرده طول میکشه.  خلاصه­اش اینه که سیستم اداری کشور بدجوری به هم ریخته و نابسامان شده.  هر کی می­آد یک قانون جدید می­گذاره، هرکی می­آد تمام کارهای قبلی­ها رو غلط می­دونه و میگه همه اونها رو بگذارید کنار، از اول اینجوری که من می­گم شروع کنین.  مشکل اینه که معمولا خودشون هم نمی­دونند چی می­خواین و چی کار باید بکنند!! چون خیلی تجربه مدیریتی ندارند. تا بیان ببینند چی شد و با کلی آزمون و خطا به راهی برسند دولت عوض میشه و مدیران اتوبوسی قبلی می­روند و مدیران اتوبوسی بعدی می­آیند و باز همان حدیث مکرر آزمون و خطای مدیر کم تجربه جدید! طفلک ما و طفلک کشاورزها و طفلک دامدارها و طفلک کشور...

یک مدت بود که به شدت ما رو از انجام هرکاری بیرون از چهارچوب اداری سازمان منع می­کردند و صحبت با کارخونه­داران و صاحبان صنایع گناه نابخشودنی بود و حضرات مدیران سابق می­گفتند که شما محقق دولت هستین و باید فقط به فکر تحقیق در سیستم دولتی و برای حل مشکل کشاورزان باشید ما هم اطاعت امر کردیم.  اتوبوس جدید که اومد حضرات فرمودند که تحقیقات بخش کشاورزی باید مشتری محور بشه.  یعنی مثل بیمارستانها که خود گردان شدند خودش خرج خودشو در بیاره!!! خوب تو این ده سال گذشته قرار بود طرف حساب ما کشاورز باشه کشاورز هم که پول نداره بودجه تحقیقاتی تأمین کنه و اصلاً تحقیقات ما رو می­خواد چی کار؟!!!  با صنعت هم رابطه­ای نداشتیم و اصولا نتایج تحقیقاتی که برای روستاها انجام شده به درد صنعت و تکنولوژی نمی­خوره، پس ما موردی برای ارائه به صنعت نداریم که براشون جالب باشه!! خلاصه بد وضعی شده.  رئیسمون تعهد کرده که اگه ردیف بودجه مستقل به موسسه بدهند ظرف دو سال موسسه رو خودکفا میکنند!!! یعنی خود گردان میشیم.  روسا موافقت کردند که ردیف بودجه مستقل بدهند حالا مثل آهو در برف و سایر مشابهاتش موندند که چی کار کنند.  قاعدتاً بهترین بخش برای درآمد­زایی و تولید ثروت بخش صنایع غذایی است که اونهم با شرح فوق الذکر به علاوه یک مجموعه مشکل مزمن دیگه که داشته توان فعالیت نداره!! ضمن اینکه معلوم نیست اگه تمام توانشو بگذاره روی درآمد­زایی، یک روز صبح که از خواب بیدار میشه ، نبینه خدای نکرده!!! وزیر جهاد کشاورزی دوباره استیضاح شدند یا رئیس سازمان عوض شدند یا ... و کل سیاست­های قبلی غلط تشخیص داده شده و باید مواخذه شوند که چرا به عنوان یک محقق کتاب و مقاله و طرح ندارند.  چالشی شده برای خودش...!  قرار بود آقای رئیس بیان و با ما اتمام حجت کنند که باید درآمد بزاییم!!! یک جلسه 3-4 ساعته بود که به جای BRAIN STORMING تبدیل شده بود به BOSS STORMING!!! کلی تهدید و تحدید شدیم.  نکته جالبش این بود که شفاف­سازی و شفاف­گویی به حد نهایت خودش رسیده بود و هم رئیس موسسمون و هم همکارامون با نهایت صراحت و بدون رودربایستی و به طرز وحشتناکی رک و راست حرفهاشونو زدند.  من که البته مشهورم به رک­گویی ولی این حد شفاف­گویی اعجاب انگیز بود!  طفلک آقای حراستمون که اولین جلسه­اشون اینجوری بود.... نکته جالب دیگه این بود که چه قدر شنیدن یک مطلب از منبع اصلی با شنیدن همون مطلب با دو سه دست فاصله با هم فرق داره!! برای روشن شدن ما جلسه خوبی بود.  بالاخره قرار شد یا زنگی زنگ باشیم یا رومی روم.  قرار شد یا خروجی کارهای علمیمون خیلی خوب باشه (تا 6 ماه آینده 50 تا مقاله علمی پژوهشی ارائه بدیم) یا خروجی فعالیتهای درآمدزاییمون.  خودش پیشرفت خوبی بود.  به نظر من که روی هم رفته خوب بود اما همکارام خیلی عصبانی و ناراحتند و می­گویند دکتر حق نداشت به ما توهین کنه! باید بره مشکل سیستمشو درست کنه! ما که عین....داریم کار میکنیم، دیگه چی کار کنیم و ....

معارفه همکار واحد حراست!

طفلک آقای حراستمون که شوکه بود.  برای تغییر جو موجود، کلی سر به سرشون گذاشتند که اینها رو جدی نگیرید.  پیش می­آد.  شوکه نشین.  و ازشون خواستند که خودشونو معرفی کنند و بگویند شرح وظایفشون چیه و چه کارهایی می­خواهند انجام بدهند و ما در چه زمینه­هایی می­تونیم به ایشون مراجعه کنیم.  البته جون کندند تا دو کلام درست و حسابی بگویند و مجبور بودیم با ده بار سئوال کردن یک پاراگراف حرف ازشون بیرون بکشیم!  ولی رویهم رفته خوب بودند و به نظر آدم خوبی می­آیند.  ظاهراً اومده بودند تا ما رو شگفت زده کنند.  پرسیدند من شنیدم که اینجا یکی از محققین سمی رو اختراع کرده که بسیار کشنده است.  منظورشون یکی از همکارهامون بود که روی میکروارگانیزمهای بی­هوازی و کلستریدیوم بوتولینوم کار می­کنند و مشغول جداسازی سوشهای مختلف و استخراج سم شون هستند.  همه کپ کردیم!! بین این همه کاری که انجام میشه نکته جالب براشون و البته از دید حراستی این تولید سم بوده.  عجیب بود که از کجا همچین چیزی رو می­دونند.  خیلی وحشتناکه!! یعنی ما نفس بکشیم یک جایی ثبت میشه که نفر بعدی میتونه بیاد و بدونه!!! البته موضوع به شوخی و خنده گذشت و همکارامون گفتند با این کاری که دارید مواظب خودتون باشین! حوالی صنایع غذایی نیاین! ما تو کار بیوتروریسم هستیم و از این جور حرفها...

آی آی آی امان از این مدیرها!

ذکر خیر معاون محترم مالی و اداری شد که جلسه امروز رو به زور گذاشته بودند صبح سه شنبه و ما نتونستیم بریم کلاس! خودشون جیم شدند رفتند کلاس و تازه کلی تعریف کردند که چه کلاس خوبی بود!!! و این جلسه ها به درد نخورند!!!

شابک

عصر دوشنبه تو راه پله­ها معاون پژوهشی موسسمون رو دیدم.  ازم پرسیدند که شما که دفعه قبل برای مجله ISSN گرفتین می­دونین چه جوری میشه ISBN گرفت؟ گفتم تا اونجا که میدونم از کتابخونه ملی می­گیرند و میشه آنلاین هم ثبت نام کرد.  گفتند پس بیزحمت یک شابک برای کتاب "یک دهه تلاش " موسسه بگیرید.  گفتم چشم.  عصر سه شنبه مسئول دفتر واحد مدیریتمون زنگ زدند که آقای دکتر می­پرسند تونستین شابک بگیرید؟! گفتم نه اما سعی میکنم.  مشغول جستجو بودم فهمیدم اونی که من فکر می­کردم فیپا یا فهرست نویسی پیش از انتشاره که کتابخونه ملی انجام میده و برای گرفتن شابک باید از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد و زیر مجموعه­ای به نام خانه کتاب اقدام بشه.  اگه خواستید با مزخرفترین و سنگین­ترین سایت دنیا!! آشنا بشین یک سری به سایت خانه کتاب بزنین.  با این سرعت اینترنت و در حالی که آخرهای وقت اداریه و عجله دارین 45 دقیقه طول میکشه 3 صفحه­اش دانلود بشه.  مجبور شدم بعد از ظهر بمونم و با همراهی آقای معاون محترم پژوهشی موسسه مواردی رو که می­خواستند پر کنیم و البته باید منتظر تأیید باشیم.  تو سایتشون نوشته بودند از زمان تأیید 2 روز طول میکشه تا شابک بدهند.  این مجموعه عملیات طاقت فرسا!! وای وای باز یادم اومد چه سایت وحشتناکی بود!! تا ساعت 6 طول کشید.  اومدم بیرون دیدم هوا تاریک شده.  من هم تو تاریکی جایی رو نمی­بینم!! مجبور شدم رخشو بگذارم جلوی نگهبانی شب موسسه و آژانس بگیرم.  و چه کار عاقلانه­ای بود.  از کرج که راه افتادیم تا خود تهران تو ترافیک بودیم.  اگه می­خواستم خودم بیام داغون می­شدم.  رسیدم خونه اونقدر خسته بودم که یک دوش گرفتم و ساعت 9 خوابیدم.

 

 

 

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

دوشنبه 25 دیماه

اومدم موسسه دیدم خوشبختانه کار خاصی این دو روزه نداشتیم.  قراره یک جلسه بیخود روز سه شنبه داشته باشیم.  باید آماده بشم روز سه شنبه برم امتحان اکسس رو بدم.  چون یکشنبه نتونستم برم باید در اسرع وقت برم و البته 4 هزار تومان ناقابل هم پیاده بشم.  اتفاق خاصی نیفتاد همون کارهای همیشگی.  یک جلسه داخلی هم عصر روز دوشنبه داشتیم برای هماهنگ کردن حرفهای فردا.  از رئیس بخشمون پرسیدیم شما که می­دونستین ما فردا کلاس داریم چرا صبح سه شنبه جلسه رو گذاشتین؟ گفتند که دست من نبود.  ظاهرا معاون مالی اداریمون گفته بودند که صبح بگذارید که اول وقت باشه و بتونیم بیایم و خود رئیس موسسمون هم ساعت 5/10 یک جلسه دیگه داشتند بهش برسند.  در ضمن قراره مسئول جدید حراست رو هم با خودشون بیارند!!!! البته ظاهراً بهشون قول داده بودند که معارفتون می­کنیم می­خواستند از این فرصت استفاده کنند و ایشون رو هم معارفه کنند.  واقعاً ایده مزخرفی بود!

حافظه Ram!

من حافظه خیلی خوبی دارم.  قدرت محاسبه و تجزیه و تحلیل اطلاعات موجودم هم خوبه.  تا 5-6 ماه پیش که مدیر داخلی مجله بودم حدود 5-4 هزار تا نامه مربوط به دفتر مجله به علاوه انبوهی از داده­ها مثل نام نویسنده­ها، و نام داورها و آدرس و ... را حفظ بودم (چون ما بانک اطلاعاتی نداشتیم مجبور بودیم بیو بانک Bio-bank)) داشته باشیم  ) امروز دفتر مجله یک مراجعه کننده داشت که باهاشون به مشکل برخورده بودند و از من می­پرسیدند که این چی بوده قضیه­اش! در کمال تعجب هیچی یادم نمی­اومد!! هیچی!! درست مثل اطلاعاتی که در حافظه رم باشه و با یک reset شدن همش از بین بره.  این حافظه انسان هم مقوله عجیبیه.

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

یکشنبه 24 دیماه

امروز باید برم دفتر طرح زیتون، تقاطع ولیعصر و طالقانی.  یک جلسه سخنرانی است.  تو نامه نوشته بود از ساعت 8 تا 11 صبح.  ساعت بیست دقیقه به هشت بود که رسیدم.  از فرصت استفاده کردم و یکی دو کیلومتر پیاده روی تو خیابونای اطراف کردم.  ساعت 8 و ده دقیقه برگشتم.  یک سر رفتم سالن جلسه دیدم همراه من 15-16 نفر آقای کت شلواری و تو تیپ مدیرهای جهاد اومدند تو.  پیش خودم گفتم اینها یک کم بزرگتر از من هستند!! فکر کنم اشتباهی اومدم.  اومدم بیرون دیدم بله. جلسه را گذاشتند سالن بغل دستی و اون جلسه مال مدیران و اعضای هیات مدیره یکی از شرکتها بود درباره فاینانس.  رفتم نشستم سالن بغل دستی و البته مرتب مشغول سلام و احوال پرسی با همکارها و دوستها و آشناهایی بودم که کم کم می­اومدند.  دیدیم ساعت جلسه را گذاشتند ساعت 9 بدون اینکه به ما بگویند! بنابراین نشستم روزناممو بخونم تا جلسه شروع بشه که اومدند و گفتند حاج آقای اینجا روزهای یکشنبه کلاس عقیدتی دارند می­تونین بشینین گوش کنین می­تونین بروید و برگردید.  بیرون که سرد بود من هم تعصب خاصی رو شنیدن حرفهای یک جناح یا صاحبان یک عقیده خاص ندارم.  به همکارم گفتم من همینجا میشینم، روزناممو می­خونم و حرفهای حاج آقا رو هم گوش می­کنم.  برام جالب بود بدونم تو این کلاسها چی می­گویند چون در حالت عادی حوصله شرکت مرتب در چنین جلساتی رو ندارم.  نشسته بودم تا جلسشون شروع بشه ولی انگار به تیپم نمی­اومد این کارها!! مرتب یکی یکی همکارام اومدند و گفتند خانم بهمدی جلسه عقیدتیه! گفتم خوب!  نفر اول رفت نفر دوم اومد گفت خانم ... جلسه عقیدتیه ها!!! گفتم خوب! نفر سوم که اومد گفت. گفتم خوب بابا فهمیدم!!! خنگ که نیستم.  پا میشم میام بیرون!! رفتم یک چرخی تو ساختمونشون زدم.  جلسه با 5/1 ساعت تاخیر بالاخره شروع شد.  فکر کنم مسئول باغبانی استان لرستان و دو نفر از کارشناسان اداره کل آزمایشگاههای غذا و دارو و موسسه استاندارد رو دفتر طرح زیتون فرستاده بود بلاد خارجه و حالا داشتند سفرنامه شونو ارائه می­دادند.  یک جلسه تمرینی هم برای ارزیابی حسی گذاشته بودند.  با توجه به شواهد و قرائن من جزو 12 نفر پانل نهایی نخواهم بود.  برای طعمFUSTY  در رنکینک 2 تا اشتباه داشتم به جای جایگاه 8 در جایگاه 10 گذاشته بودم (12 رقیق ترینه).  ولی طبق معمول طعمRANCID  رو درست تشخیص داده بودم.  جالبه من به طعم رنسید خیلی خیلی حساسم و حتی جزئی­ترین مقادیرشو هم تشخیص می­دم.  البته مایه شرمندگی یک کدبانو که تنها طعمی که به خوبی تشخیص میده رنسیده!!

امنیت شغلی

این روزها به سرم زده برم یک MWM100 بخرم.  البته با لیزینگ.  باید 5/2 میلیون اول بدیم.  داشتم برنامه­ریزی می­کردم دیدم اگه یک خرده پولهامو از این ور اونور جمع کنم لازم نیست رخشمو با عجله بفروشم.  بعد از ظهر یکشنبه رفتم که یک سیم کارت موبایل صفرمو رو بفروشم.  رفتم پاساژ کنار هتل بزرگ تهران (سر عباس آباد) دفعه قبل رفته بودم همینجا و تالیامو فروخته بودم.  رفتم دیدم اصلاً خبری از اون دفتر و دستک و 3-4 تا مغازه­ای که تو کار خرید و فروش موبایل بودند نیست.  یکیش عکاسی شده بود، یکی دفتر بیمه و فقط یکی مونده بود که اون هم خدمات ارائه می­داد و خرید و فروش نداشت.  پیش خودم فکر کردم.  چه وحشتناک شده اوضاع کار تو تهران!  اصلا امنیت شغلی تو کارهای آزاد نیست.  امروز تو یک شرکت کار می­کنین فردا بسته میشه و باید باز بگردید دنبال کار....

دندانپزشکی

هفته پیش یکی از دندونهای پدرم حین سیب خوردن شکست.  ماه قبل هم یکی دیگه شکسته بود.  و البته پدر گرامی نمی­رفتند درستش کنند!! هفته قبل در یک اقدام قاطعانه زنگ زدم و برای بعد از ظهر یکشنبه وقت گرفتم.  از عباس آباد که برگشتم اومدم سر نیایش.  رخشو اونجا پارک کرده بودم.  می­خواستم آخر وقت برم یک سر وزارت علوم.  داشتم با عابر بانک جلوی پارک ملت حسابمو چک می­کردم که پدر گرامی زنگ زدند و گفتند اگه کاری نداری بیا با هم بریم دندانپزشکی.  گفتم نه کاری ندارم و برگشتم خونه.  روز فرد بود و باید با مرسدس (این اسم پیکان بابامه!!) می­رفتیم که فقط خودشون می­تونند با اون فرمونه مثل سکان کشتی برونندش سر ساعت 4 رسیدیم، قبلش به بابا سفارش کرده بودیم که به دکتر بگید حتی المقدور دندونتونو حفظ کنه و کشیدن گزینه آخر باشه.  رفتیم اما نظر آقای دکتر این بود که باید سه تا از دندوناشون (اون دو تا که شکسته بود+یکی دیگه) رو بکشند.  و تو همون جلسه هر سه تا دندونو کشید!!!!! من که این ور نشسته بودم به ظاهر داشتم مجله می­خوندم اما دلم ریش شد.  من اصلا طاقت دیدن خون و خونریزی و مریضی و شنیدن صدای دکتری که می­خواد با یک گازانبر دندون بکشه رو ندارم .  امروز خیلی غصه خوردم.  راستش یک کم هم گریه کردم.  تا حالا شده یک دفعه ببینید پدر و مادرتون چه قدر پیر شدند؟!! امروز که بابام از اتاق اومدند بیرون نمی­دونم اثر داروهای بیحسی بود یا از کشیدن سه تا دندون با هم هول کرده بودند، نمی­تونستند در خروجی را پیدا کنند!  تو راه هم اوضاع احوال تعریفی نداشت. خیلی غصه­ام گرفت.  سخته یک دفعه متوجه گذر عمر شدن ، متوجه خمیده شدن قامت رعنای پدر شدن، دیدن سفید شدن موهای پدر و مادر.... بدون اینکه تونسته باشید براشون کاری کرده باشین.  من حتی نمی­دونم پدر و مادرم ازم راضی هستند یا نه!

 

 

 

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

گزارش هفتگی

شنبه 23 دیماه

دیشب تا نزدیکیهای ساعت 3 بیدار بودم، داشتم کار می­کردم.  صبح که بیدار شدم دیدم بدجوری برف اومده، هرچی فکر کردم دیدم نمی­ارزه ساعت 6 صبح تو تاریکی و برف و یخبندون اولین ماشینی باشم که از کوچمون می­گذرم و 74 کیلومتر را تا کرج بکوبم برم!  دیگه اون توان 6-7 سال پیشو ندارم و وقتی برف می­آد اول از خودم می­پرسم می­ارزه جونمو به خطر بندازم و برم!!!!! اگه کار خیلی مهم یا ارباب رجوعی داشته باشم طبیعیه که مجبورم برم، خوشبختانه از وقتی از دفتر مجله بیرون اومدم فشار کارهام خیلی کمتر شده و اعصابم راحت­تر.  خلاصه شنبه رو تلفنی مرخصی گرفتم.  دارم یک مقاله انگلیسی می­نویسم که بدجوری کار میبره.  شنبه رو که مرخصی اجباری بودم گذاشتم تا با حواس جمع و در سکوت خانه مقالمو تکمیل کنم.  پیشرفتم خوب بود اما تمام نشد.

 

نویسنده : برای فردا : ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

این یک شعر و فی­الواقع بیان یک احساس لطیفه از آقای علی زندی.

The purest form of love           

Ali Zandi
January 12, 2005
iranian.com 

The purest form of love
Is the love of a blind man
Who knows not the beauty of one
Nor the ugliness of another
Only the scent of compassion
Engraved in our souls

The purest form of love
Is the love of a blind man
Who knows not the race of one
Nor the color of another
Only the essence of generosity
Embracing our hearts

The purest form of love
Is the love of a blind man
Who sees not the scars of one
Nor the wrinkles of another
Only the value of affection
Enclosing our spirits as one

The purest form of love
Is the love of a blind man
Who sees not the materials of one
Nor the neediness of another
Only the offerings of support
Emerging only from other blind men   

نویسنده : برای فردا : ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

دنیای مجازی!

کاش بدانیم که وقایع دنیای مجازی مربوط به این دنیاست.  میشود وقایع دنیای واقعی را به دنیای مجازی اینترنت بیاوریم ولی کاش بدانیم که نباید وقایع این دنیا را به دنیای واقعی انتقال دهیم!!! مفهوم بود؟

نویسنده : برای فردا : ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

آغاز!

گفت    یوسف   را  چو می بفروختند           مصریان  از  شوق او میسوختند
چون    خریداران   بسی   بر خاستند           ده رهش همسنگ زر میخواستند
زان   میان  زالی  به خون آغشته بود            ریسمانی  چند  بر هم  رشته بود
در    میان   جمع   آمد     با خروش              گفت   ای  دلال  کنعانی   فروش
ز  آرزوی   این   پسر   سرگشته ام              ده  کلابه  ریسمانش     رشته ام
این  ز من بستان و با من   بیع    کن            دست در دست منش نه بی سخن
خنده   آمد   مرد    را   گفت ای سلیم          نیست در خورد تو این  در  یتیم
هست    صد   گنجش  بها  در انجمن          چه تو و چه ریسمان ای پیرزن
پیرزن     گفتا     که     دانستم   یقین           این پسر را کس  نبفروشد  بدین
لیک اینم بس که چه دشمن چه دوست       گوید این زن از خریداران اوست!
چشم  همت  چون  که شد خورشید بین       کی شود با  ذره  هرگز همنشین

و این شروع داستانی دگر بود!

نویسنده : برای فردا : ٤:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم

تقدير

هر روز صبح

بی خبر

از خواب

بر می خیزی

و نمی دانی

که تقدیر

برای تو

چه چیزی را

رقم زده است...

و

چقدر شیرین است

این نادانی...

این نوشته زیبا از وبلاگ درختچه است. نوشته های بسیار زیبا و با معنایی را می توانید در این وبلاگ بخوانید و به عظمت عشق پی ببرید.

نویسنده : برای فردا : ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم

ارسال كارت منزلت بازنشستگان از فردا به در منازل

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، حسينعلي ضيائي، صبح امروز در مراسم روز تكريم از بازنشستگان كه در محل سالن همايشهاي صدا و سيما برگزار شد، گفت: ارائه كارت منزلت بازنشستگان كه در دولت به تصويب رسيده است از امروز اجرايي شد كه به صورت نمادين به 5 نفر از بازنشستگان ارائه شد.
وي در ادامه درباره خواص اين كارت افزود: كارت منزلت هم به عنوان كارت شناسايي بازنشستگان محسوب مي‌شود و هم در ازاي آن تسهيلاتي ارائه مي‌شود به طور مثال بازنشستگان مي‌توانند با ارائه اين كارت از خدمات خانه‌هاي فرهنگ، كتابخانه‌ها و ... استفاده كنند.
رئيس سازمان بازنشستگي كشوري درباره اقدامات اين سازمان براي بازنشستگان گفت: مي‌توان به افزايش پرداخت پاداش پايان خدمت به 30 روز، 3 برابر شدن كمك هزينه عائله مندي، عيدي و پاداش پايان سال، دو برابر شدن وام ضروري و وام تكميلي، دو برابر شدن بيمه تكميلي و بيمه عمر و حوادث كه در دولت و سازمان مديريت و برنامه ريزي مطرح است، اشاره كرد.
ضيائي اظهار داشت: لايحه مديريت خدمات كشوري در كميسيون مشترك مجلس تصويب شده است و اجراي آزمايشي آن در مجلس اين هفته راي‌گيري مي‌شود.
در اين مراسم بازنشستگان از رئيس سازمان بازنشستگي كشوري خواستار اين شدند تا دريافتي آنها مطابق نرخ تورم افزايش يابد.
در انتهاي مراسم نيز گروه اركستر استاد فخرالديني به اجراي موسيقي پرداختند.

نویسنده : برای فردا : ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

قیمت سرسام آور مسکن

ما که از این نظریه های "بیماری هلندی" و از این جور چیزها سر در نمی آریم. اما داشتم کتاب تبلیغاتی گروه مشاورین مسکن دلتا می خوندم. مخم سوت کشید.  یا من بچه کارمندم و عادت ندارم با بیشتر از 4-5 تا صفر سر و کله بزنم یا این رقمها واقعا نجومی شدند. زمین متری 5 میلیون تومان!!! قابل تصوره؟ تازه می گم زمین منظورم آپارتمانه!! می خواستم چند صفحه از نشریه رو اسکن کنم و بگذارم اما چون فعلا وقت نمیشه می تونین یک سر به سایتشون بزنین:www.delta.ir

نویسنده : برای فردا : ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

پذیرش حقیقت

اگه امروزموستونو ببرید  روی این علامت مثبته که داره رژه میره ، می تونین این جمله زیبا و پرمعنی رو از "آرتور شوپنهاور" بخونین.

 

تمام حقایق سه مرحله را پشت سر گذاشته اند؛ مورد تمسخر واقع شده اند، با آنها مخالفت شده و در آخر به عنوان یک چیز بدیهی پذیرفته شده اند.

 

بدجوری داغ دلمو تازه کرد.

نویسنده : برای فردا : ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

ببخشید اگه این روزها دیر به دیر آپ می کنم. به شدت متمرکز روی یک پروژه هستم!! این چند روزه اونقدر پشت کامپیوتر نشستم که امروز همه عضلاتم درد گرفته بود. گردن درد و کمر درد امانمو بریده! اینها که گفتم علائم پیریه؟!

نویسنده : برای فردا : ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

امروز بيش از هر زمان ديگري به علي(ع) نياز داريم

سيد محمد خاتمي:

امروز بيش از هر زمان ديگري به علي(ع) نياز داريم

خبرگزاري فارس: سيد محمد خاتمي گفت: بشريت هميشه به علي نياز دارد و امروز بيش از هميشه؛ به ويژه هنرمندان ما بايد اين حقيقت‌ها را در چهره علي ببينند و به مردم بشناسانند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيد محمد خاتمي همزمان با عيد سعيد غدير خم صبح امروز دوشنبه با جمعي از اصحاب فرهنگ و هنر در خانه هنرمندان ايران ديدار و گفتگو كرد.
خاتمي در اين ديدار با اشاره به شخصيت بي بديل علي(ع) وي را بنده‌اي دانست كه بندگي خدا را در آزادي انسان جستجو مي‌كند و افزود: در معرفت علي، جاي خداي علي را انسان تنگ نمي‌كند و نمي‌گويد چون خدا هست، انسان بايد محو شود.
وي افزود: من فكر مي‌كنم بشريت هميشه به علي نياز دارد و امروز بيش از هميشه به ويژه هنرمندان ما بايد اين حقيقت‌ها را در چهره علي ببينند و به مردم بشناسانند.
خاتمي خاطرنشان كرد: امروز كه به نام خدا انسان را مي‌كشند، به نام آزادي انسان را سركوب و نابود مي‌كنند و به نام ارزشها بزرگ‌ترين ارزش هستي يعني حق و حرمت انسان را لگدكوب مي‌كنند بيش از هر زمان ديگري نياز به علي داريم و معتقديم جهان بيش از هر زمان ديگري به سمت شناخت مفاهيم و معاني‌اي كه در علي متجلي بود پيش مي‌رود.
رئيس بنياد باران افزود: نقش هنرمندان متعلق به اين سرزمين، فرهنگ و آئين در شناساندن معرفت علوي نقشي بسيار بزرگ و سترگ است كه به خوبي انجام خواهند داد.
رئيس موسسه بين المللي گفتگوي تمدنها از غدير به عنوان اقيانوس بي‌منتهاي عشق، ايمان و معرفت ياد كرد و افزود: 2400 سال بعد از آن حكيم شوريده در روز روشن چراغ به دست به جستجوي انسان بود، نيچه متفكر ديگري در دنياي مدرن، در روايت شعرگونه‌اي از انسان، خدا را كه مظهر همه‌ خوبي‌ها بود از پاي درآورد كه جهان بايد منتظر بماند و آثار تلخ اين فاجعه را ببيند.
وي فيلسوفاني را كه از دنياي بدون خدا سخن مي‌گويند زمينه ساز ظهور ابرمرد انسان كه از اراده معطوف به قدرت آفريده‌مي‌شوند، دانست و اظهار داشت: كمتر از نيم قرن از بيان اين مطلب توسط نيچه نگذشته بود كه ابرقدرتي كه در چهره هموطن او هيتلر ظهور پيدا كرد با اراده معطوف به قدرت جهان را با فجايعي روبرو كرد.
خاتمي با بيان اينكه در مكتب معنوي ايرانيان كه با اسلام درخشان‌تر شده، همواره در جستجوي انسان به علي (ع) رسيده‌ايم، تصريح كرد: در حكمت معنوي ما كه مولانا و امثال او نماينده آن هستند اراده‌ معطوف به قدرت از اراده معطوف به حقيقت، تجلي پيدا مي‌كند.
وي با تاكيد بر اينكه در عمق حكمت معنوي ما حقيقت، خير و زيبايي يكي هستند، گفت: به همين دليل هنر، فلسفه‌، شعر، علم و عرفان ما زيبايي است.
خاتمي درادامه با اشاره به رويكرد علي در چارچوب حكومت ماجراي جدا شدن خلخال از پاي دخترك يهودي و واكنش علي (ع) در مقابل اين قضيه، گفت: وقتي حضرت علي فرمودند اگر انسان از اين اتفاق بميرد مورد ملامت قرار نمي‌گيرد در واقع او انسان را دلير و توانا و حاكم را خدمتگزار او مي‌داند و رابطه‌اي بين خدايگان و برده را به رابطه‌اي خدمتگزار و صاحب‌حق تبديل مي‌كند.  منبع:  خبرگزاری فارس

نویسنده : برای فردا : ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

تهران قديم

عکسهای زیبایی از تهران قدیم را می توانید همراه با شنیدن یک آهنگ قدیمی در این سایت ببینید. واقعا چه قدر تغییر کردند.

http://www.iran-iran.ir/tehran.html

نویسنده : برای فردا : ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

وصيتنامه مظفر بقايي در صندوق کارپردازی مجلس نيست!

پژوهشگران تاریخ معاصر ایران معتقدند وصیتنامه مظفر بقایی که در صندوق کارپردازی مجلس نگهداری می شد می تواند برخی از حقایق پنهان تاریخ ایران را بازگو کند ولی برخی محققین که به تازگی موفق به دیدن این صندوق شده اند خبر از گم شدن این سند می دهند . به گزارش مهر ، برخی از کارکنان مجلس شورای اسلامی و محققین که به تازگی و در چندین نوبت محتوای صندوق کارپردازی مجلس را ( بعد از گذشت 30 سال که هیچ پژوهشگری به این صندوق دسترسی نداشت ) مورد بررسی قرار داده اند خبر می دهند که گویا وصیت نامه مظفر بقایی که حاوی اسرار مهمی از دوره دولت ملی دکتر محمد مصدق بود از این صندوق مفقود شده است . سید محمد علی ابهری رئیس کتابخانه مجلس و همچنین استاد عبدالحسین حائری پیش از این و قبل از بازگشایی صندوق مذکور به خبرنگار مهر اعلام کرده بودند که وصیت نامه بقایی به طور حتم در این صندوق نگهداری می شود به جز اینها استاد مرحوم محمد محیط طباطبایی که سالهای زیادی در کتابخانه مجلس حضور داشته است این موضوع را تایید کرده بود . هم اکنون با بازگشایی این صندوق آشکار شده است که مهر و موم پاکتی که اسناد مربوط به مظفر بقایی ( شامل " مشروح مذاکرات دادگاه پیگیری قتل افشار طوس - رئیس شهربانی دولت ملی دکتر محمد مصدق - به همراه برخی از اسناد خصوصی و همچنین متن وصیتنامه وی ) در آن نگهداری می شد باز شده و وصیتنامه مذکور از درون آن برداشته و هم اکنون مفقود محسوب می شود. بنا به شواهد تاریخی بسیار این وصیت نامه در پاکت مذکور نگهداری می شده است و هم اکنون مشخص نیست چه فردی مهر و موم پاکت را باز کرده و این سند را برداشته است . سید محمد علی ابهری عضو شورای سیاستگذاری صندوق کارپردازی و رئیس کتابخانه مجلس در این باره به مهر، گفت : من از محتوای اسناد صندوق به طور کامل اطلاع ندارم چون در گروه کارشناسی بررسی اسناد نیستم و تنها در شورای سیاستگذاری حاضرم اما اگر این سند با ارزش تاریخی گم شده باشد طبیعتا بخش مهمی از تاریخ دوران حکومت دکتر مصدق مخفی می ماند و این برای سابقه تاریخی و ذهنیت تاریخی ملت ما مهم است . وی تصریح کرد : کسی که این سند را از درون صندوق کارپردازی مجلس برداشته به تاریخ ایران خیانت کرده است و من البته احتمال نمی دهم نباشد چون شواهد تاریخی حکایت از این دارد که این وصیت نامه باید در این صندوق باشد . رئیس کتابخانه مجلس در مورد سارقان احتمالی این سند با ارزش از صندوق کارپردازی مجلس گفت : بعد از انقلاب این سند در صندوق وجود داشت و در ده سال اخیر هم کسی که نفعی از گم شدن این سند ببرد را نمی شناسیم که به این صندوق دسترسی داشته باشد و اگر در سالهای نخست انقلاب بود می توانسیتم احتمال دهیم چه کسی در این اتفاق دست داشته است. ولی اگر واقعا این سند در ده سال اخیر توسط کسی مفقود شده باشد ، حتما دستش رو می شود . گفتنی است وصیتنامه "مظفربقایی" حاوی اسرار قتل افشار طوس است که بیش از 50 سال قبل رخ داده و در طول بیش از نیم قرن گذشته همواره به عنوان یکی از اسرار کودتای 28 مرداد 1332 محسوب می شده است ، مظفر بقایی نمانیده دوره هفدهم مجلس شورای ملی که گفته می شود در این قتل دست داشته است وصیت نامه ای نوشته که به اعتقاد برخی مورخین پرده از این راز کنار می زند.  منبع خبر

نویسنده : برای فردا : ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

کار

کار خیابانی

نویسنده : برای فردا : ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

 

 

عید غدیر مبارک

 

عید غدیر مبارک

نویسنده : برای فردا : ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

اقدامات فوريتی هنگام بروز مسموميت فراگير غذايی

داشتم جواب نامه یک شرکت تهیه غذا را در برابر خبری مبنی بر اینکه کارکنان یک شرکت در اثر خوردن غذای آنها مسموم شدند می خوندم دیدم نکات جالبی داره برای کسانی که دست اندر کار طبخ و سرو غذا هستند. و جالبه که بدونند در این جور موارد چه اقداماتی باید انجام بشه: منبع خبر اصلی سایت بازتاب است. من قسمتهای به درد بخورش را در زیر آورده ام.

در خصوص اقدامات انجام يافته در راستاي درمان مراجعين و پيشگيري از انتشار بيماري به ساير کارکنان قابل ذکر است که انجام اقدامات کاملإ مناسب،متناسب و به موقع و نيز پيگيري‌هاي مستمر و تلاش بي وقفه پرسنل مربوطه HSE)) و همکاري و هماهنگي و پشتيباني ساير گروه‌ها و حمايت کامل مديريت در راستاي کنترل اين مشکل صورت گرفت و کنترل سريع مورد در اين امر خطير نشان از مناسبت کليه اقدامات مربوطه داشت که در ذيل تنها به مواردي از آنها اشاره ميگرد.

1. تجهيز امکانات و پرسنل کلينيک براي ارائه خدمات کامل درماني.
2. ارائه خدمات درماني کامل به کليه مراجعين.
3. پيگيري امور درماني بيماران تا درمان کامل

4. ارتباط مستقيم با HSE شرکتها و سازمانهاي ذيربط و انجام هماهنگيهاي لازم در اجراي برنامه ها ( POGC, PPL و مرکز بهداشت).
5. اعزام تعدادي از مراجعين به مرکز بهداشت عسلويه و کنگان جهت انجام آزمايشات پزشکي در راستاي شناخت علت بيماري (بخصوص از کارکنان آشپزخانه)
6. پيگيري و جمع آوري و تجزيه و تحليل نتايج آزمايشات کليه مراجعين.

7. ارسال نمونه مواد غذائي مورد استفاده در شام شب قبل (ماهي، تخم مرغ) جهت انجام آزمايشات مربوطه به مرکز بهداشت کنگان و اداره دامپزشکي عسلويه.
8. نگهداري نمونه غذاي طبخ شده براي نمونه برداري و آزمايشات مربوطه
9. منع سرو مواد غذايي ريسک بالا و جايگزيني موقت آنها با مواد غذائي ريسک پائين

10. بررسي مجدد کليه مدارک مربوطه به مواد غذائي مصرف شده در شام و تماس با مراکز تهيه کننده در راستاي تاييد مجدد مدارک مربوطه.
11. بررسي مجدد مدارک مربوط به ثبت دماي يخچالها براي اطمينان بيشتر از نگهداري مناسب مواد غذائي در يخچالها
12. افزايش زمان پخت غذا.

13. افزايش درجه حرارت پخت غذا.
14. ضد عفوني مضاعف کليه سطوح آشپزخانه ها و کليه اماکن مربوط به انبار، آماده سازي، پخت و سرو غذا.
15. ضد عفوني مضاعف سرويس‌هاي بهداشتي با مايعات ضدعفوني کننده.

16. گندزدايي مضاعف سيستم‌هاي فاضلاب و دستشويي‌ها با پرکلرن.
17. ارائه آموزش‌هاي لازم براي کارکنان رستورانها و کمپ‌ها.
18. ارائه آموزش‌هاي لازم براي کليه کارکنان در سايت و کمپ‌ها در راستاي رعايت بهداشت فردي.

19. توزيع جزوات آموزشي در راستاي پيشگيري در حد وسيع.
20. تاکيد مضاعف بر تامين صابون مايع در دستشويي‌ها و راهنمايي افراد بر لزوم شستن دستها قبل از تناول غذا.
21. نظارت بيشتر و مستمر بر فعاليت رستورانها.

22. ارائه آموزش‌هاي لازم به کارکنان تصفيه فاضلاب در خصوص خطرات احتمالي مورد مربوطه.
23. درخواست کتبي از مرکز بهداشت کنگان براي اعزام گروهي متخصص در راستاي تعيين دقيق موضوع و ارائه راهکارهاي مناسب براي پيشگيري از بروز مجدد مشکل.
24. نظارت مضاعف بر وضعيت آبهاي آشاميدني و تست کلر باقيمانده.

25. نمونه برداري از آب آشاميدني و ارسال آن به مرکز بهداشت بوشهر براي انجام آزمايش ميکربي و شيميائي.
26. نظارت بيشتر بر نحوه تخليه، تصفيه، و دفع فاضلاب کمپ يک.

با تاملي کوتاه در اقدامات انجام يافته و نتايج بسيار سريع و مطلوب مي‌توان به عملکرد مطلوب گروه‌هاي مرتبط پي برد که اين امر کار گروهي و در نتيجه تفکر مطلوب مديريت و تلاش بي‌وقفه کليه کارکنان حاصل گرديد.

نویسنده : برای فردا : ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

ديوار

زخم شب مي شد كبود

زخم شب مي شد كبود.
در بياباني كه من بودم
نه پر مرغي هواي صاف را مي سود
نه صداي پاي من همچون دگر شب ها
ضربه اي بر ضربه مي افزود.

تا بسازم گرد خود ديواره اي سر سخت و پا برجاي،
با خود آوردم ز راهي دور
سنگ هاي سخت و سنگين را برهنه اي.
ساختم ديوار سنگين بلندي تا بپوشاند
از نگاهم هر چه مي آيد به چشمان پست
و ببندد راه را بر حمله غولان
كه خيالم رنگ هستي را به پيكرهايشان مي بست.

روز و شب ها رفت.
من بجا ماندم در اين سو ، شسته ديگر دست از كارم.
نه مرا حسرت به رگ ها مي دوانيد آرزويي خوش
نه خيال رفته ها مي داد آزارم.
ليك پندارم، پس ديوار
نقش هاي تيره مي انگيخت
و به رنگ دود
طرح ها از اهرمن مي ريخت.

تا شبي مانند شب هاي دگر خاموش
بي صدا از پا در آمد پيكر ديوار:
حسرتي با حيرتي آميخت.

حسرتي با حيرتي آميخت

(سهراب سپهری)


نویسنده : برای فردا : ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

خنده خورشيد

هر نفس می رسد از سينه ام اين ناله به گوش
كه در اين خانه دلی هست به هيچش مفروش !

چون به هيچش نفروشم ؟ كه به هيچش نخرند
هركه بار غم ياری نكشيده ست به دوش

سنگدل ، گويدم از سيم تنان روی بتاب
بی هنر ، گويدم از نوش لبان چشم بپوش

برو ای دل به نهانخانه خود خيره بمير
مخروش اين همه ای طالب راحت ! مخروش

آتش عشق بهشت است ، مينديش و بيا
زهر غم راحت جان است ، مپرهيز و بنوش

بخت بيدار اگر جويی با عشق بساز
غم جاويد اگر خواهی ، با شوق بجوش

پر و بالی بگشا ، خنده خورشيد ببين
پيش از آنی كه شود شمع وجودت خاموش !

(فریدون مشیری)

نویسنده : برای فردا : ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

يک برداشت شخصی

این روزها تو سازمان ما همه جا بحث وزیر است و احتمال استیضاح مجدد و ....

نمی دونم چرا با این اوضاع بی اختیار یاد دعوای آقای دکتر دادکان و آقایان علی آبادی و مصطفوی می افتم. دیدین چه طور آقای دادکان اونها رو از این همه منم منم به غلط کردم انداختند؟!  به نظر من الان آقای وزیر دارند چوب دعواشونو با آقای مهندس کشاورز می خورند. البته این برداشت شخصی منه و شاید اصلا درست نباشه. اما وقتی وزیر محترم جزو افتخاراتشون می گویند که یک فوق لیسانس آبیاری را از مدیریت بزرگترین مجموعه تحقیقات کشاورزی برداشته اند و یک دکترای ژنتیک را جاشون گذاشتندُ باید فکر این جاها رو هم می کردند.  سیستم وزارت کشاورزی سابق سیستم خاصی است. یک هزار توی به تمام معنا است و به این سادگی نیست که یکی از در بیاد بگه محققین مفت خورند!!!  یا بخواهد زحمات کسانی مثل مهندس کشاورز را که سالها در این سیستم استخوان خرد کردند نادیده بگیره. به نظرم بهتره آقای وزیرمون کوتاه بیان و وضع رو از اینی که هست بدتر نکنند. اون ۵۴ تا امضایی که دیدیم مال اشخاص عادی و ناآگاه نبودند. هر کدوم در رشته خودشون یلی هستند و اگه آقای وزیر بخواهند با شیوه فعلی شون به تهاجم بپردازند فکر نمی کنم از این مهلکه جون سالم به در ببرند.  اینها دیگه کسی نیستند که به شوخی درخواست سکه عیدی داشته باشند! یا امضا کنند و بعد به دلایل نامعلوم!! امضاشونو پس بگیرند.

و نتیجه نهایی از این مجادله اینکه سیاستمداران و متولیان امور هیچ وقت نباید به صاحبان علم و فن بی توجه باشند یا به اونها توهین کنند چون بالاخره علم و منطق و استدلال برتر از هر پول و ثروت و قدرت و زور و ارعاب است! شبیه انشای علم بهتر است یا ثروت شد

نویسنده : برای فردا : ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

نامه انتقادی ۵۴ استاد کشاورزی به احمدی نژاد

سرمايه نوشت: 54 تن از اساتيد كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه‌هاي دولتي كشور در نامه‌اي با عنوان «پيشنهادهاي دلسوزانه به دولت در حوزهء عملكرد كشاورزي و منابع طبيعي» بسياري از اقدامات فعلي وزارت جهاد كشاورزي همچون تكيه بر خودكفايي چند محصول و به فراموشي سپردن ساير توليدات كشاورزي را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

امنيت غذايي يكي از اهداف اصلي برنامه چهارم توسعه است و در نامهء مذكور آ مده كه در صورت ادامهء روند موجود امنيت غذايي ايران در معرض تهديد جدي قرار خواهد گرفت.

در بخشي از اين نامه آمده است: «پيروزي‌ها و موفقيت‌هاي دولت متعلق به همهء ملت و خداي نكرده شكست‌ها و ناكامي‌هاي آن نيز براي همگان است. از اين رو، نظارت مستمر مردم و به‌خصوص كارشناسان هر حوزه بر عملكرد دولت و ارايهء انتقادات سازنده و منصفانه نسبت به رويكردها و برنامه‌ها و عملكردهاي دولت امري است كه مي‌تواند ضريب موفقيت دولت را بالا برده و از ناكامي‌هاي احتمالي جلوگيري كند.

اساساً بررسي و تحليل دولت در بخش‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي و اقتصادي بايد براساس چارچوب و مباني مشخص و تعريف و تبيين شده صورت پذيرد. اكنون كه كشور ما داراي سند چشم‌انداز 20 ساله و همچنين قانون برنامهء چهارم است، بررسي عملكرد دولت نيز بايد در راستاي سياست‌ها و رهنمودهاي اين دو سند مهم صورت پذيرد و ازاين‌رو ما نيز تحليل و بررسي عملكرد دولت در حوزهء كشاورزي را براساس سند چشم‌انداز و سند برنامهء چهارم استوار مي‌كنيم.

عدم توجه به رهنمود برنامه‌هاي توسعه و چشم‌انداز

اگر به صورت عمقي به برنامه‌هاي ارايه شده و اجرايي در بخش كشاورزي دولت نگريسته شود به اين نتيجه مي‌رسيم كه تقريباً اكثريت اهداف فوق در آن‌ها به خوبي تبيين نشده و توجهي به رهنمودهاي سند چشم‌انداز و سياست‌هاي برنامهء چهارم نشده است.

در بخش ديگري از اين نامه آمده است: «متاسفانه سياست‌هاي دولت در بخش كشاورزي غالباً كوتاه‌مدت است در حال حاضر فشار بر منابع آبي به‌خصوص آب‌هاي زيرزميني به شدت بالا رفته به‌طوري‌كه بر حسب اعلام وزارت نيرو بيش از هفت ميليارد مترمكعب بيلان منفي در سفره‌هاي زيرزميني وجود دارد كه نتيجهء سياست افزايش توليد برخي محصولات به هر قيمتي و بدون توجه به منابع پايه بوده كه حتي در حال حاضر امنيت غذايي و امنيت ملي كشور را تهديد مي‌كند و ادامهء اين وضعيت نه تنها امنيت سياسي و اجتماعي را به خطر خواهد انداخت بلكه عمران و آباداني و اقتصاد كشور و حقوق نسل‌هاي آتي را در معرض تهديدات جدي قرار داده و در نهايت باعث گسترش كويرهاي جديد در استان‌هايي چون فارس، خراسان، كرمان، آذربايجان، همدان، مركزي، قزوين، زنجان، قم، سمنان و تهران خواهد شد و يقيناً براي اصلاح سياست‌هاي اجرايي فردا دير خواهد بود و آيندگان بحق نسل فعلي را مسوول مي‌دانند.

هيچ فرد ايراني از واردات مواد غذايي نظير گندم و ذرت خوشحال نيست و در عين حال راضي نيست كه بهاي خودكفايي در برخي محصولات آن هم به روش‌هاي جاري كه عموماً تكيه بر افزايش سطح زيركشت و فشار بر مصرف بيش‌تر آب‌هاي كشور و افزايش قيمت‌هاي تشويقي دارد حاصل شود زيرا چنين برنامه‌هايي حتي در درون برنامه‌هاي توليدي نيز از پايداري برخوردار نيست و در درازمدت اقتصاد كشاورزي و امنيت غذايي (به مفهوم امروزي دسترسي آسان و همگاني به غذا) را به سبب افزايش قيمت‌ها مختل مي‌كند و علي‌الخصوص موجب سوءتغذيه در جمعيت وسيعي از كشور كه درصد بالايي از آنان را جوانان تشكيل مي‌دهند، خواهد شد.»

در نامهء مذكور تصريح شده است:«در سند چشم‌انداز و برنامهء چهارم در مورد تامين امنيت غذايي و مهار تورم و افزايش قدرت خريد تاكيد شده و متاسفانه سياست‌هاي جاري دولت و روش‌هاي اجرايي غلط وزارت جهاد كشاورزي عملكردي غير از اين داشته است.»

پس از 40 سال واردكنندهء حبوبات شده‌ايم

افزايش سطح زير كشت گندم چه در زراعت آبي و چه در زراعت ديم و كاهش چشم‌گير كشت علوفه خشبي (كه غيرقابل واردات نيز است) سبب افزايش قيمت تمام شدهء گوشت و لبنيات و فشار بيش از حد به منابع گياهي طبيعي شده است. افزايش قيمت تمام شدهء محصولات دامي و لبني سبب كاهش قدرت خريد مردم و به تبع آن مشكل تغذيه مناسب و افزايش تورم شده و با كاهش توان مصرف مواد پروتيين حيواني سوءتغذيه شديدي به خصوص در بين جوانان و افراد سالخورده و اقشار كم‌درآمد شده كه هزينه‌هاي اقتصادي حاصل از سوءتغذيه براي جامعه ميلياردها دلار پيش‌بيني شده است و عملاً امنيت غذايي را به شدت تهديد مي‌كند.

همچنين با اجراي طرح‌هاي تك‌بعدي خوشحالي دولت از خودكفايي گندم باعث فراموشي و بي‌توجهي به بسياري از محصولات مهم شده كه اين امر سبب ضرر و زيان‌هايي به مراتب بزرگ‌تر از سود خودكفايي شده است. پس از 40 سال واردكنندهء حبوبات شده‌ايم و قيمت‌هاي داخلي آن به صورت سرسام‌آور نسبت به سال گذشته افزايش يافته و يا صنعت نساجي براي تامين نياز الياف حداقل 40 هزار تن پنبه محلوج بايد وارد كشور كند و ضريب خوداتكايي روغن نباتي با كاهش شديد كشت پنبه و كاهش توليد سويا و آفتابگردان با وجود ادعا و اعلام مسوولان بخش، پايين آمده است. همه اين مصاديق نشانگر عدم توجه عمقي به سياست‌هاي چشم‌انداز و برنامهء چهارم از سوي دولت است.»

در بخش ديگري از ايننامه خاطرنشان شده است: «در سند چشم‌انداز و برنامهء چهارم به درستي و به صورت دقيق به ارتقاي سطح درآمد و زندگي روستاييان و كشاورزان و رفع فقر با توسعه زيرساخت‌ها و افزايش توليد و توسعهء صنايع تبديلي پرداخته شده است.

بودجه‌ها صرف امور غيرمولد و جاري مي‌شود

متاسفانه بايد اذعان كرد دولت در اين مدت 16 ماهه تلاش‌هاي لازم زيربنايي را در اين موارد انجام نداده و همهء تلاش صرفاً جنبهء روزمرگي داشته و پروژه‌هاي زودبازده مطرح بوده است. دولت محترم هيچ برنامهء مشخصي براي نوسازي و بازسازي عمومي بخش ندارد تا كشاورزان بتوانند با افزايش بهره‌وري و كاهش هزينهء توليد ضمن كمك به كاهش تورم جامعه وضعيت زندگي خود را بهبود دهند; باغات، مزارع، دامداري‌ها، مرغداري‌ها، مراكز توليد و حتي بخش عمده‌اي از صنايع غذايي مستهلك شده‌اند و يا ساختار فعلي آنان پاسخگوي رقابتي كردن كشاورزي نيست و منابع مالي دولت به صورت مقطعي و تصميم‌گيري‌هاي موردي هزينه مي‌شود و هدف بلندمدت مشخصي در اين زمينه وجود ندارد. در حالي كه با افزايش منابع ملي مي‌توان در ميان‌مدت، ضمن نوسازي بخش، ميليون‌ها شغل ايجاد كرد ولي متاسفانه بودجه‌هاي‌كلان دولتي بي‌هدف صرف امور غيرمولد و جاري مي‌شوند.انتظار و درخواست خالصانه ما اين است كه مسوولان مربوط به جاي عجله در ارايهء پاسخ و دفاع از عملكرد خود و آمارهاي متناقض به فكر چاره‌انديشي و بررسي عالمانه و اصلاح آنچه گفته شد و خواهد شد رهنمون سازد. اساتيد دانشگاه در بخش ديگري از نامهء خود نوشته‌اند: «دولت بايد قاعدتاً پاسخگو باشد كه جهت كاهش فاصلهء قيمت توليد و مصرف چه برنامه و چه اقدامي را صورت داده و يا چه برنامهء بازرگاني دارد كه صورت بدهد. در حالي كه خود عملاً با واردات انگور يا نارنگي خارجي به قيمت‌هاي بالاي دو هزار تومان سبب افزايش قيمت فرآورده‌هاي داخلي آن هم فقط در سطح توزيع و براي مصرف‌كننده شدند و يا با تخصيص حداكثر 10 تا 20 ميليارد تومان مي‌خواهند قيمت‌هاي شب نوروز را كنترل كنند و به دليل عدم توفيق روزبه‌روز از قدرت خريد اقشار با درآمد ثابت و آسيب‌پذير كاسته و سبب سوءتغذيه شديد مي‌شوند و توان بخش گسترده‌اي در جامعه براي تهيهء مايحتاج ضروري خود تحليل مي‌رود.»

تحقيقات كشاورزي مفلوك‌تر شده است

اساتيد كشاورزي افزودهاند:«در مورد كاهش تصدي‌گري‌هاي دولت و كوچك‌سازي آن و سپردن كار مردم به مردم نيز شاهد گسترش دولت هستيم و معلوم نيست چگونه دستگاه‌هاي نظارتي با وجود سياست كوچك‌سازي دولت، نسبت به اين سياست‌ها نيز كوچك‌ترين اعتراض و يا اقدام اصلاحي نمي‌فرمايند. پيشنهاد تعدد طرح‌هاي عمراني جديد خود مبين نظريهء گستردگي و _عدم كاهش تصدي‌گري دولت است.در مورد توسعهء صادرات غيرنفتي و رقابت‌پذير كردن كالاهاي صادراتي از نظر قيمت و كيفيت نياز به بهبود و توسعهء تحقيقات در بخش و استفاده از دستاوردهاي خارج از كشور در بهبود وضعيت توليد داخل هستيم. متاسفانه بايد گفت كه با وجود گزارشات مسوولان تحقيقات كشاورزي، نه تنها بهتر از دههء 70 نشده بلكه با وضعيت جاري، روزبه‌روز عقب مانده‌تر و مفلوك‌تر مي‌شود و تحقيقات دچار ركود، توقف و بي‌برنامگي است و عدم توسعه و فعاليت هدفمند امروز آن به اميد دسترسي به يافته‌ها در آتيه را غيرممكن و بخش را با چالش بسيار جدي و جبران‌ناپذير مواجه خواهد كرد. موسسات تحقيقات كشاورزي وابسته به وزارت جهاد كشاورزي و همچنين دانشگاه‌هاي كشور در مرحلهء اول به علت كمبود منابع و وابستگي شديد آن به بودجهء دولت و در مرحلهء دوم به دليل ضعف مديريتي، اتفاق خاصي نمي‌افتد كه جملگي منجر به بهبود وضعيت صادرات و كاهش هزينهء توليد بشود و از طرف ديگر نه تنها قوانين و مقررات قرنطينه‌اي كشور را اصلاح نكرده‌ايم، تا از دستاوردهاي خارجي‌ها به نحو صحيحي استفاده شود، بلكه با تاسيس موسسات جديد دايره استفاده از دستاوردهاي موسسات خارجي (چه خصوصي و چه دولتي) را چنان تنگ كرده‌اند كه امكان بهره‌مندي و استفاده كشاورزان از دستاوردهاي تحقيقات مناسب خارج از كشور را عملاً غيرممكن ساخته‌اند كه بسي جاي تامل و تعجب دارد.»

در بخش پاياني اين نامه يادآوري شده است:«با ادامهء روند سياست‌هاي اجرايي در سيستم دولت محترم و بدون تغييرات سريع و علمي در سياست‌ها، برنامه‌ها و در روش‌هاي اجرايي، رسيدن به اهداف سند چشم‌انداز و برنامه چهارم يعني توسعه پايدار، افزايش بهره‌وري منابع‌، كاهش هزينه توليد و كاهش تورم، كاهش اختلاف طبقاتي، افزايش درآمد و سطح زندگي كشاورزان و روستاييان، حفظ منابع آب و خاك و پوشش گياهي، توسعه صادرات، بهبود و توسعه صنايع غذايي، رقابت پذيري اقتصادي توليد با كشورهاي خارج، پايداري امنيت غذايي و گسترش عدالت اجتماعي بعيد و غيرممكن به نظر مي‌رسد.»

اسامي امضا كنندگان نامه به شرح زير است:

دكتر قنبر ابراهيمي، استاد دانشگاه تهران دكتر محمد باي بوردي، استاد دانشگاه تهران دكتر هاشم پورآذرنگ، استاد دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر علي خليلي، استاد دانشگاه تهران- دكتر محمدحسن راشد محصل، استاد دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر حسن رحيمي، استاد دانشگاه تهران- دكتر حميد رحيميان مشهدي، استاد دانشگاه تهران- دكتر سيد جوادزاد، استاد دانشگاه تهران- دكتر امين عليزاده، استاد دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر عزيزالله عليزاده، استاد دانشگاه تربيت مدرس دكتر خليل طالبي، استاد دانشگاه تهران- دكتر محمد كافي، استاد دانشگاه فردوسي مشهد_ دكتر كريم كمالي، استاد دانشگاه تربيت مدرس دكتر ابوالقاسم گليان، استاد دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر محمد محموديان شوشتري، استاد دانشگاه شهيد چمران- دكترعلي مرتضوي، استاد دانشگاه فردوسي مشهد- دكترمحمد جعفر ملكوتي، استاد دانشگاه تربيت مدرس- دكتر منصور مصداقي، استاد دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان- دكتر داريوش مظاهري، استاد دانشگاه تهران- دكتر بهمن يزدي صمدي، استاد دانشگاه تهران- دكتر پرويز احسان‌زاده، دانشيار دانشگاه تهران- دكتر مصطفي اقبال، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس- دكتر غلامرضا پزشكي‌راد، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس_ دكتر محمدرضا چايي‌چي، دانشيار دانشگاه تهران- دكتر محمود حداد خداپرست، دانشيار دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر محمود دانشور كاخكي، دانشيار دانشگاه فردوسي مشهد- دكتر علي اصغر طالبي، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس.دكتر احمد طباطبايي‌فر، دانشيار دانشگاه تهران - دكتر حسن فرداد، دانشيار دانشگاه تهران - دكتر برات قباديان، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر احمد كلباسي، دانشيار دانشگاه تهران - دكتر ابوالقاسم كمالي، دانشيار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان دكتر محمدي‌گل تپه، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر محمد جواد منعم، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر سعيد مينايي، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر مهدي نصيري، دانشيار دانشگاه فردوسي مشهد_دكتر مهدي همايي، دانشيار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر سعيد يزداني، دانشيار دانشگاه تهران - دكتر مهدي پارسا، استاديار دانشگاه فردوسي مشهد - دكتر سيد علي پيغمبري، استاديار دانشگاه تهران - دكتر رضا توكل افشار، استاديار دانشگاه تهران - دكتر محمد خواجه‌حسيني، استاديار دانشگاه فردوسي مشهد - دكتر نعمت‌الله خليقي، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر محمد صفري، استاديار دانشگاه تهران - دكتر علي قنبري، استاديار دانشگاه فردوسي مشهد دكتر يزدي، استاديار دانشگاه تهران - دكتر امير سعدالدين، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر كمالي، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر نجفي‌زاده، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر نادر نورا، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر محمد هادي معيري، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان - دكتر مجيد ميرلطيفي، استاديار دانشگاه تربيت مدرس - دكتر آقا فخر ميرلوحي، استاديار دانشگاه صنعتي اصفهان - دكتر خدايار همتي، استاديار دانشگاه جامع علوم كشاورزي گرگان.

منبع: کشاورز جوان

نویسنده : برای فردا : ۳:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

وزیر کشاورزی را دوباره استیضاح می‌کنیم

آفتاب: نماینده ایلام اظهار داشت: در صورتی که وزیر جهاد کشاورزی به توصیه و تذکرات نمایندگان مجلس و دلسوزان بخش کشاورزی همچنان بی‌توجه باشد و تغییر مثبتی در شرایط بحران‌زده کشاورزی کشور ایجاد نشود او را درباره استیضاح می‌کنیم. داریوش قنبری در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب با اشاره به پاسخ غیرکارشناسانه وزیر کشاورزی به نامه 54 استاد دانشگاه اظهار داشت: یکی از معضلات و مشکلات جدی وزارتخانه جهاد کشاورزی بی‌توجهی شخص وزیر و همکارانشان به تخصص است که در مجموع باعث فشل شدن تمام امور در این بخش‌ حیاتی کشور شده است.

 
 

وی افزود: متأسفانه بعد از گذشت یکسال از وزارت آقای اسکندری بخش کشاورزی کشور به وضع بسیاری ناگواری دچارشده تا جایی که تولیدات کشاورزی کاهش یافته و از سوی دیگر قیمت اقلام کشاورزی، دامی و طیور مانند مرغ و تخم‌ مرغ افزایش چشمگیری داشته است. 

قنبری تأکید کرد:‌ بی‌توجهی و بی‌مهری وزارتخانه آقای اسکندری به متخصصان و کارشناسان نخبه کشاورزی تا اندازه‌ای بوده که اکنون مرکز تحقیقات کشاورزی به سوی تعطیلی کامل پیش‌ می‌رود و متخصصان برجسته این رشته از کشور خارج و یا به تغییر شغل روی آورده‌اند که این خود بزرگترین ضربه به بخش کشاورزی کشور است. 

وی افزود: استفاده از افراد غیرمتخصص و بی‌تجربه در امور کشاورزی و عدم تحمل مدیران کارآمد و شایسته همچنین ایجاد محدودیت برای کارشناسان و حذف آنان  علت خروج افراد نخبه کشاورزی از کشور ویا از این بخش است. 

نماینده ایلام همچنین با اشاره به ادغام وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی گفت: اشخاصی که از وزارت جهاد به بخش کشاورزی آمدند تجربه‌کاری ندارند و برخورد حذفی با مدیران با سابقه کشاوری می‌کنند. 

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: حاکمیت غیرعلمی و ناکارآمدی که بر وزارت کشاورزی حاکم است از یک سو و بی‌توجهی و برخورد سیاسی رئیس جمهور به مسائل تخصصی بخش کشاورزی موجب شده تا حرکت این بخش به سوی نابودی و قهقهرا شتاب گیرد. 

قنبری به اظهارات اخیر وزیر کشاورزی مبنی بر توانایی ایران برای تولید محصولات کشاورزی برای 300 میلیون نفر اشاره کرد و گفت: آقای وزیر که این اظهارات غیرکارشناسانه را به راحتی بیان می‌کند آیا توانسته تا کنون مایحتاج 70 میلیون نفر ایرانی را تولید کند؟! از زمانی که ایشان آمده‌اند تنها قیمت کالای اساسی کشاورزی و دامی افزایش پیدا کرده است. 

وی افزود: نگاه سیاسی به بخش کشاورزی آثار زیانباری را در پی خواهد داشت و حذف نیروهای متخصص در دولتی که وزارتخانه‌اش اینچنین عمل می‌کند و باز هم شعار توسعه دانایی محور را سر می‌دهد بی‌معنا است. 

قنبری به نامه 54 استاد کشاورزی به رئیس جمهور اشاره کرد و افزود: این استادان از برجسته‌ترین نخبگان کشاورزی کشور هستند که در نامه خود با نگاهی کاملا واقع‌گرایانه، کارشناسانه و دلسوزانه به بررسی مشکلات کشاورزی پرداخته‌اند اما متأسفانه به جای اینکه وزیر به مباحث علمی این استادان توجه کند با نگاهی سیاسی و توهین‌آمیز به تخریب شخصیت‌های علمی کشور ‌پرداخت. 

او تأکید کرد: اگر به مسائلی که این استادان مطرح کرده‌اند توجه نشود وضعیت کشاورزی ایران در آینده بدتر و جبران‌ناپذیر خواهد شد. 

نماینده ایلام اظهار داشت: قصد داشتم که این موضوع را در مجلس مطرح کنیم اما مجلس هم در زمان استیضاح آقای اسکندری با بی‌توجهی به حذف نیروهای شایسته و توانا در این وزارتخانه، با موضوع برخورد سیاسی کرد. 

قنبری تصریح کرد: از رئیس جمهور خواهش می‌کنم که برای اثبات مشکلات و مسائل وزارت کشاورزی گروهی از کارشناسان را که خود قبول دارد مأمور تحقیق و بررسی وضعیت کشاورزی کشور در زمان آقای اسکندری کند. 

عضو کمیسیون امنیت ملی در پایان گفت: آقای احمدی‌نژاد باید بدون ملاحظه کاری سیاسی به بخش کشاورزی ایران توجه و به وزیر خود تذکر دهد در غیر این صورت تا دو ماه آینده دوباره وزیر کشاورزی را استیضاح خواهیم کرد.

منبع: خبرگزاری آفتاب 

نویسنده : برای فردا : ۳:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

واکنش وزیر به نامه اساتید دانشگاه: خرابکاری کار خودشان است

محمدرضا اسكندری در حاشیه یازدهمین نشست صبحانه با مسوولان اتاق بازرگانی تهران درجمع خبرنگاران درپاسخ به این سوال كه واكنش وی به نامه 54 استاد دانشگاه درباره انتقاد از سیاست‌های دولت در بخش كشاورزی چیست؟ گفت: برخی از امضاكنندگان كسانی هستند كه سالها در وزارتخانه‌ بوده‌اند و این در حالی است كه به اعتقاد ما بسیاری از این افراد مسوول خرابكاری‌های صورت گرفته هستند كه مدعی شدن فعلی آنها جالب نیست!

اما بند بند مطالب نوشته شده كه بسیاری از آنها بی‌اساس است، بررسی می‌شود؛ ضمن این‌كه این افراد به سند چشم‌انداز و برنامه چهارم توسعه استناد كرده و وزارت جهاد را متهم به خروج از چارچوب كرده‌ و اقدامات انجام شده را نیز زیر سوال برده‌اند. وی در خصوص دیگر موضوع مطرح شده در این نامه تصریح كرد: زمانی كه بحث بهینه‌سازی مصرف آب است، آمار مقایسه‌ای ارایه نشده است؛ ضمن این‌كه سوال این است كه بهینه سازی مصرف آب در این 16 ماه صورت گرفته یا در سالهای قبل؟ چرا كه در سیستم آبیاری تحت فشار یكی از افراد امضاكننده طراحی را ارائه داده كه در حال حاضر به گرفتاری كشاورزی تبدیل شده است؛ چرا كه در بسیاری از مكان‌ها كشاورزان به دلیل استفاده از سیستم‌های غلط شبكه‌های آبیاری تحت فشار بدهكار شده كه این به دلیل طراحی همین افراد است.

اسکندری ادعا داد: بسیاری از این افراد سال‌ها به عنوان مشاور از بخش كشاورزی پول دریافت كرده‌اند؛ ولی چیزی ارائه نداده‌اند و این در حالی است كه سال‌ها در كشور طرحی به نام تحقیق و توسعه مطرح بوده كه در آن چارچوب، بسیاری از آنها با سازمان مدیریت و وزارت كشاورزی قرارداد داشته‌ و پول گرفته‌اند؛ پس بیایند و نتیجه عملكرد را ارایه دهند؛ البته معتقدم كه برخی از اتفاقات خواست خداست تا ماهیت آن برای ملت روشن شود.

گفتنی است در بخشی از نام نامه انتقادی ‌۵۴ استاد كشاورزی آمده است: «متاسفانه سیاست‌های دولت در بخش كشاورزی غالباً كوتاه‌مدت است در حال حاضر فشار بر منابع آبی به‌خصوص آب‌های زیرزمینی به شدت بالا رفته به‌طوری‌كه بر حسب اعلام وزارت نیرو بیش از هفت میلیارد مترمكعب بیلان منفی در سفره‌های زیرزمینی وجود دارد كه نتیجهء سیاست افزایش تولید برخی محصولات به هر قیمتی و بدون توجه به منابع پایه بوده كه حتی در حال حاضر امنیت غذایی و امنیت ملی كشور را تهدید می‌كند و ادامهء این وضعیت نه تنها امنیت سیاسی و اجتماعی را به خطر خواهد انداخت بلكه عمران و آبادانی و اقتصاد كشور و حقوق نسل‌های آتی را در معرض تهدیدات جدی قرار داده و در نهایت باعث گسترش كویرهای جدید در استان‌هایی چون فارس، خراسان، كرمان، آذربایجان، همدان، مركزی، قزوین، زنجان، قم، سمنان و تهران خواهد شد و یقیناً برای اصلاح سیاست‌های اجرایی فردا دیر خواهد بود و آیندگان بحق نسل فعلی را مسوول می‌دانند.
هیچ فرد ایرانی از واردات مواد غذایی نظیر گندم و ذرت خوشحال نیست و در عین حال راضی نیست كه بهای خودكفایی در برخی محصولات آن هم به روش‌های جاری كه عموماً تكیه بر افزایش سطح زیركشت و فشار بر مصرف بیش‌تر آب‌های كشور و افزایش قیمت‌های تشویقی دارد حاصل شود زیرا چنین برنامه‌هایی حتی در درون برنامه‌های تولیدی نیز از پایداری برخوردار نیست و در درازمدت اقتصاد كشاورزی و امنیت غذایی (به مفهوم امروزی دسترسی آسان و همگانی به غذا) را به سبب افزایش قیمت‌ها مختل می‌كند و علی‌الخصوص موجب سوءتغذیه در جمعیت وسیعی از كشور كه درصد بالایی از آنان را جوانان تشكیل می‌دهند، خواهد شد».
در نامهء مذكور تصریح شده است:«در سند چشم‌انداز و برنامهء چهارم در مورد تامین امنیت غذایی و مهار تورم و افزایش قدرت خرید تاكید شده و متاسفانه سیاست‌های جاری دولت و روش‌های اجرایی غلط وزارت جهاد كشاورزی عملكردی غیر از این داشته است.
افزایش سطح زیر كشت گندم چه در زراعت آبی و چه در زراعت دیم و كاهش چشم‌گیر كشت علوفه خشبی (كه غیرقابل واردات نیز است) سبب افزایش قیمت تمام شدهء گوشت و لبنیات و فشار بیش از حد به منابع گیاهی طبیعی شده است. افزایش قیمت تمام شدهء محصولات دامی و لبنی سبب كاهش قدرت خرید مردم و به تبع آن مشكل تغذیه مناسب و افزایش تورم شده و با كاهش توان مصرف مواد پروتیین حیوانی سوءتغذیه شدیدی به خصوص در بین جوانان و افراد سالخورده و اقشار كم‌درآمد شده كه هزینه‌های اقتصادی حاصل از سوءتغذیه برای جامعه میلیاردها دلار پیش‌بینی شده است و عملاً امنیت غذایی را به شدت تهدید می‌كند».
در بخش دیگری از این نامه خاطرنشان شده است: «همچنین با اجرای طرح‌های تك‌بعدی خوشحالی دولت از خودكفایی گندم باعث فراموشی و بی‌توجهی به بسیاری از محصولات مهم شده كه این امر سبب ضرر و زیان‌هایی به مراتب بزرگ‌تر از سود خودكفایی شده است. پس از 40 سال واردكنندهء حبوبات شده‌ایم و قیمت‌های داخلی آن به صورت سرسام‌آور نسبت به سال گذشته افزایش یافته و یا صنعت نساجی برای تامین نیاز الیاف حداقل 40 هزار تن پنبه محلوج باید وارد كشور كند و ضریب خوداتكایی روغن نباتی با كاهش شدید كشت پنبه و كاهش تولید سویا و آفتابگردان با وجود ادعا و اعلام مسوولان بخش، پایین آمده است. همه این مصادیق نشانگر عدم توجه عمقی به سیاست‌های چشم‌انداز و برنامهء چهارم از سوی دولت است».
اسامی امضا كنندگان این نامه به شرح زیر است:
دكتر قنبر ابراهیمی استاد دانشگاه تهران، دكتر محمد بای بوردی استاد دانشگاه تهران، دكتر هاشم پورآذرنگ استاد دانشگاه فردوسی مشهد، دكتر علی خلیلی، استاد دانشگاه تهران- دكتر محمدحسن راشد محصل، استاد دانشگاه فردوسی مشهد- دكتر حسن رحیمی، استاد دانشگاه تهران- دكتر حمید رحیمیان مشهدی، استاد دانشگاه تهران- دكتر سید جوادزاد، استاد دانشگاه تهران- دكتر امین علیزاده، استاد دانشگاه فردوسی مشهد- دكتر عزیزالله علیزاده، استاد دانشگاه تربیت مدرس دكتر خلیل طالبی، استاد دانشگاه تهران- دكتر محمد كافی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد_ دكتر كریم كمالی، استاد دانشگاه تربیت مدرس دكتر ابوالقاسم گلیان، استاد دانشگاه فردوسی مشهد- دكتر محمد محمودیان شوشتری، استاد دانشگاه شهید چمران- دكترعلی مرتضوی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد- دكترمحمد جعفر ملكوتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس- دكتر منصور مصداقی، استاد دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان- دكتر داریوش مظاهری، استاد دانشگاه تهران- دكتر بهمن یزدی صمدی، استاد دانشگاه تهران- دكتر پرویز احسان‌زاده، دانشیار دانشگاه تهران- دكتر مصطفی اقبال، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس- دكتر غلامرضا پزشكی‌راد، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس_ دكتر محمدرضا چایی‌چی، دانشیار دانشگاه تهران- دكتر محمود حداد خداپرست، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد- دكتر محمود دانشور كاخكی، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد- دكتر علی اصغر طالبی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس.دكتر احمد طباطبایی‌فر، دانشیار دانشگاه تهران - دكتر حسن فرداد، دانشیار دانشگاه تهران - دكتر برات قبادیان، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر احمد كلباسی، دانشیار دانشگاه تهران - دكتر ابوالقاسم كمالی، دانشیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان دكتر محمدی‌گل تپه، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر محمد جواد منعم، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر سعید مینایی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر مهدی نصیری، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد_دكتر مهدی همایی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر سعید یزدانی، دانشیار دانشگاه تهران - دكتر مهدی پارسا، استادیار دانشگاه فردوسی مشهد - دكتر سید علی پیغمبری، استادیار دانشگاه تهران - دكتر رضا توكل افشار، استادیار دانشگاه تهران - دكتر محمد خواجه‌حسینی، استادیار دانشگاه فردوسی مشهد - دكتر نعمت‌الله خلیقی، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر محمد صفری، استادیار دانشگاه تهران - دكتر علی قنبری، استادیار دانشگاه فردوسی مشهد دكتر یزدی، استادیار دانشگاه تهران - دكتر امیر سعدالدین، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر كمالی، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر نجفی‌زاده، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر نادر نورا، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر محمد هادی معیری، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان - دكتر مجید میرلطیفی، استادیار دانشگاه تربیت مدرس - دكتر آقا فخر میرلوحی، استادیار دانشگاه صنعتی اصفهان - دكتر خدایار همتی، استادیار دانشگاه جامع علوم كشاورزی گرگان.

منبع: کشاورز جوان

نویسنده : برای فردا : ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

وقتی وزیر تحمل انتقاد ندارد!

 

 

آفتاب:‌ اظهارات اخیر وزیر جهاد کشاورزی و متهم کردن 54 استاد مطرح کشاورزی دانشگاه‌های مختلف کشور که در نامه‌ای به احمدی‌نژاد از سیاست‌های دولت در بخش کشاورزی انتقاد کرده بودند بازتاب گسترده‌ای در میان امضاءکنندگان و چهره‌های علمی کشور داشت. وزیر جهاد کشاورزی در جمع خبرنگاران اظهار داشته است که «امضاءکنندگان (نامه) کسانی هستند که سال‌ها در وزارتخانه بودند و این در حالی است که به اعتقاد ما بسیاری از این افراد مسئول خبرابکاری‌های صورت گرفته هستند که مدعی شدن فعلی آنها جالب نیست...».

 

دکتر غلامرضا پزشکی‌راد، استاد آموزش کشاورزی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس درباره این اظهارات وزیر گفت: به غیر از دکتر محمدجعفر ملکوتی شخص دیگری از این استادان در وزارتخانه آقای اسکندری سابقه فعالیت و کار نداشته است


وی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب تصریح کرد: احتمالا منظور آقای وزیر همان دکتر ملکوتی است که از چهره‌های ملی و استادان برجسته کشور هستند که سابقا ریاست موسسه آب و خاک کشور را برعهده داشتند


این استاد دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: دکتر ملکوتی که اخیرا برنده جایزه بین‌المللی بزرگی در زمینه تحقیقات خاک شده و در دوره‌ای کوتاه تحولی بزرگ و عمیق در زمینه کیفیت محصولات کشاورزی کشور ایجاد کرد تنها در اوایل دولت جدید برای مدتی در وزارت جهاد کشاورزی کار تحقیقاتی انجام می‌داد و حتی در این وزارتخانه استخدام هم نبود

 
دکتر پزشکی‌راد افزود: نمی دانم چرا وزیر این سخنان غیرکارشناسانه و توهین‌آمیز را خطاب به 54 استاد عنوان کرده است چرا که استادان امضاءکننده نامه تنها با دلسوزی به بررسی شرایط کنونی کشاورزی در کشور پرداخته و پیشنهاداتی برای تغییر این وضعیت ارائه دادند

 

به اعتقاد وی نامه 54 استاد با استناد به سند چشم‌انداز 20 ساله و توجه به مسائل کارشناسانه، ‌مباحثی کاملا علمی را مطرح کرده است که تنها پاسخی علمی را طلب می‌کند


عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: «این نامه خطاب به رئیس جمهور با عنوان پیشنهادهای دلسوزانه و با رونوشت به مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مجلس و رئیس جمهوری تنظیم شد و در آن از آقای احمدی‌نژاد درخواست شد تا پیشنهادهای ما را را به اطلاع رهبر معظم انقلاب نیز رسانند. اما اینکه چطور وزیر کشاوزی با این سرعت از نامه ما با اطلاع شد و با سرعت بیشتری پاسخی توهین‌آمیز به ما داده‌اند جای سوال دارد


وی اظهار داشت:‌ در این نامه بر مباحث فقرزدایی، خاک، آب و آموزش کشاوزی تأکید شده و به هیچ وجه نگاه سیاسی که به تخریب شخص وزیر بیانجامد در آن وجود ندارد


این استاد دانشگاه در پایان گفت: متأسفانه وزیر جهاد کشاورزی با این کار نشان داد که ظرفیت انتقاد علمی را ندارد و به مسائل تخصصی کشاورزی با نگاهی سیاسی و شخصی برخورد می‌کند اما در هر حال ما وظیفه حرفه‌ای و ملی خود را بدون سیاسی کاری انجام دادیم و جامعه علمی و دانشگاهی کشور به خوبی می‌تواند تشخیص بدهد که آیا انتقادات ما درست بود یا عملکرد و سخنان توهین آمیز وزیر در متهم کردن 54 استاد برجسته دانشگاه‌های کشور.

منبع: آفتاب

نویسنده : برای فردا : ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

 

هفته جهاد کشاورزی (17-  11 دی ماه)

نویسنده : برای فردا : ۳:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

واکنش وزیر جهاد به نامه انتقادی54 استاد دانشگاه در بخش کشاورزی

وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به نامه انتقادآمیز 54 استاد دانشگاه در خصوص سیاست های وزارت کشاورزی آنها را خرابکار خطاب کرد.

 یازدهمین نشست صبحانه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران روز گذشته با حضور محمدرضا اسکندری، وزیر جهاد کشاورزی به عنوان میهمان ویژه برگزار شد. در این نشست نمایندگان بخش خصوصی با انتقاد از سیاست های تعرفه ای دولت خواستار کاهش تصدی گری دولت در بخش کشاورزی شدند و وزیر جهاد کشاورزی نیز با وعده های خود اظهار امیدواری کرد که دولت به ساماندهی وضعیت تولید در کشور خواهد پرداخت اما یکی از انتقادهایی که وزیر جهاد کشاورزی در خصوص گران شدن برخی از اقلام مصرفی مردم همچون تخم مرغ و سیب زمینی مطرح ساخت نبود برنامه ریزی برای تولید و صادرات این محصولات در کشور است.

وزارتخانه پرتنش

 وزیر جهاد کشاورزی در این نشست خطاب به نمایندگان بخش خصوصی گفت؛ بخش کشاورزی وزارتخانه ای پرتنش در دولت است به نحوی که اگر در قیمت هر یک از کالاهای کشاورزی تغییری ایجاد شود مورد هجوم جدی قرار می گیرد به طوری که با گران شدن گوجه فرنگی طی روزهای اخیر وزارت جهاد کشاورزی مورد هجوم اقتصادی قرار گرفته است. وی با بیان اینکه بخش زیادی از کشاورزی در ایران توسط بخش خصوصی انجام می شود، به دخالت هایی که توسط دولت صورت می گیرد اشاره کرد و تصریح کرد؛ دولت را باید به بخش سیاستگذاری و برنامه ریزی معطوف و تصدی گری را از او گرفت.اسکندری افزود؛ خرید توافقی باید در خصوص تمام محصولات کشاورزی صورت گیرد اما مخالفت ها با این طرح منجر به برکناری چند تن از مدیران استانی وزارت جهاد شد. این در حالی است که بخش خصوصی باید خرید توافقی و در صورت لزوم دولت، خرید تضمینی کند.وی با بیان اینکه دولت امسال به عنوان خرید تضمینی حتی دانه ای خرما هم نخرید، اظهار داشت؛ سال گذشته دولت 50 تن زعفران خرید که با توجه به خرید توافقی امسال خریدی از سوی دولت صورت نگرفته است.

واگذاری یک بانک به بخش کشاورزی

 وزیر کشاورزی از ارائه طرحی جهت واگذاری سهم یکی از بانک ها به مولدین بخش کشاورزی خبر داد و گفت؛ این طرح در حال پیگیری است و مقرر شده برخی از واحدهای زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی به سازمان خصوصی سازی معرفی شده و هم اکنون در قالب سهام عدالت در حال پیگیری است.اسکندری همچنین اظهار داشت؛ طی چند روز گذشته کمیسیونی در دولت به ریاست معاون اول رئیس جمهور و با حضور شش نفر از وزرا تشکیل شده که آنها موظف به ساماندهی تولید شده اند.

 علل گرانی ها

اما در حاشیه این مراسم وزیر جهاد کشاورزی در جمع خبرنگاران در خصوص علل و عوامل گرانی سیب زمینی و تخم مرغ توضیح داد.اسکندری علت افزایش قیمت تخم مرغ در کشور را بی برنامگی در صادرات دانست و گفت؛ با تفاهم صورت گرفته با تولیدکنندگان تخم مرغ، مقرر شده شرکت پشتیبانی امور دام تخم مرغ را با قیمت 832 تومان از مرغداری ها خریداری کرده و در بازار با قیمت 950 تومان توزیع کند. وی خاطرنشان ساخت؛ در حال حاضر با تفاهمی که با تولیدکنندگان تخم مرغ انجام دادیم مقرر شد تخم مرغ آنها را برای مدت دو سال خرید تضمینی کنیم که این امر از نوسانات قیمت تا دو سال آینده جلوگیری خواهد کرد.اسکندری به جلسه مدیران بانک ها و اتحادیه مرغداران اشاره کرد و گفت؛ در این جلسه مدیران بانک ها توافق کردند استمهال دو ساله وام های مرغداران را اجرا کنند تا مشکلات آنها برطرف شود.

وی در خصوص نامه 54 صاحبنظر بخش کشاورزی در خصوص سیاست های نادرست وزارت جهاد کشاورزی اذعان داشت؛ این نامه کاملاً سیاسی است و برخی از امضا کنندگان آن نیروهای برکنار شده ما هستند. آنها ادعاهایی کرده اند که باید ثابت کنند. امضا کنندگان این نامه سال ها در بخش کشاورزی مسوول بسیاری از خرابکاری ها بوده اند. اسکندری با بی اساس خواندن نامه فوق اذعان داشت؛ آنها ما را متهم کردند که در چارچوب سند چشم انداز و برنامه چهارم توسعه حرکت نمی کنیم و تمامی اقدامات صورت گرفته در راستای سند و برنامه را مانند امنیت غذایی و بهینه سازی آب زیر سوال برده اند. وزیر جهاد کشاورزی در بحث انتقاد امضاکنندگان نامه مبنی بر اینکه به واردکننده حبوبات تبدیل شده ایم، اظهار داشت؛ آنها توجه نداشتند که ما امسال صادرات حبوبات فراوانی داشته ایم و موازنه صادرات و واردات حبوبات نشان دهنده این است که به علت مقرون به صرفه تر بودن این وضعیت نباید گفت که به واردکننده حبوبات تبدیل شدیم. وی همچنین با اشاره به بی برنامه بودن صادرات سیب زمینی اظهار داشت؛ در حال حاضر به دلیل عدم اعلام برنامه از سوی صنایع ما نمی توانیم برای تولید برنامه ریزی کنیم.وی با اشاره به اینکه هم اکنون مجوز واردات سیب زمینی توسط وزارت بازرگانی صادر شده است، مطرح ساخت؛ هیچ کشوری با ما قرارداد خرید سیب زمینی ندارد و این امر موجب عدم برنامه ریزی برای تولید این محصول شده است. به گفته وی کشت بی برنامه و صادرات بی برنامه علت افزایش قیمت سیب زمینی است.

منبع: سایت سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی 

پ.ن.: از آن نامه ها است که برای فردا نوشته می شوند!

نویسنده : برای فردا : ۳:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

تمديد مهلت ثبت نام دوره دکترای تخصصی دانشگاه آزاد

ثبت نام دوره دكتراي تخصصي با آزمون و بدون آزمون دانشگاه آزاد اسلامي تا پايان وقت ادراي روز پنجشنبه ‪ ۲۱‬دي ماه تمديد شد.

رييس مركز آزمون دانشگاه آزاد اسلامي روز پنجشنبه بااعلام اين خبر گفت:
داوطلبان براي ثبت نام در اين دوره مي‌توانند با مراجعه به يكي از مراكز پستي محل سكونت خود دفترچه راهنما را دريافت و نسبت به تكميل مدارك مورد نياز و ثبت نام اقدام كنند.

دكتر ناصر اقبالي در مورد دوره تخصصي با آزمون گفت: هر داوطلب با توجه به علاقه و بدون در نظر گرفتن مدرك كارشناسي ارشد خود مي‌تواند با رعايت مفاد دفترچه، رشته مورد نظر خود را انتخاب كند.

وي در مورد فارغ‌التحصيلان ممتاز مقطع كارشناسي ارشد كه متقاضي ورود به دوره دكتراي بدون آزمون هستند، گفت: اين دسته از داوطلبان نيز مي‌توانند با تهيه دفترچه راهنما و رعايت ضوابط مندرج درآن نسبت به ثبت نام در اين دوره اقدام كنند.

اقبالي تاكيد كرد: متقاضيان در دوره دكتراي بدون آزمون بايد رشته‌اي متجانس و همنام با رشته فارغ‌التحصيلي دوره كارشناسي ارشد خود را انتخاب كنند.

رييس مركز آزمون خاطرنشان كرد: اسامي افراد واجد شرايط پذيرش دكتراي تخصصي بدون آزمون پس از بررسي مدارك متقاضيان و انجام مصاحبه علمي به انها اعلام خواهد شد.

اقبالي يادآور شد: تاريخ برگزاري آزمون دكتراي دانشگاه آزاد اسلامي روزهاي پنجشنبه و جمعه سوم و چهارم اسفند ‪ ۱۳۸۵‬خواهد بود.

وي افزود: محل برگزاري آزمون رشته‌هاي مختلف نيز همراه با برنامه زماني امتحانات به هنگام توزيع كارت در دسترس داوطلبان قرار خواهد گرفت.

منبع: ایرنا

نویسنده : برای فردا : ٢:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

عروسی اجباری قسمت سوم: عروسی!

صبح جمعه از ساعت 8 بیدار بودم ولی مگه می­تونستم از جام بلند بشم! تا ساعت 11 برای خودم هی خوابیدم هی بیدار شدم. خسته شده بودم. عادت به این کارها ندارم.  مردم و خیابونها برام بیگانه شدند. از بس تو خونه بودم بیرون اومدن برام کابوس شده.  جون می­کنم دو قدم راه برم.  نمی­دونم وقتی آدم می­تونه راحت و آسوده بشینه خونه­اش در کنار خانواده­اش باشه، تلویزیون نگاه کنه، کامپیوتر بازی کنه، کتاب بخونه و از این جور کارها چرا باید برای خودش دردسر درست کنه بره خرید؟!  بعد از ظهر حوالی ساعت 6 بود که با مادر گرامی راهی تالار شدیم.  خوشبختانه تالار در خیابان نیاوران بود و خیلی با خونه ما فاصله نداشت.  تو راه یک قسمتی از خیابون نیاوران به خاطر پارک دوبله و سوبله ماشینها باریک تر میشد، به یک پیکان سفید راه دادم بره یک کم جلوتر یک دفعه مسیرشو عوض کرد و اومد سمت چپ و چند لحظه بعد صدای برخورد! هیچ چی نشد در واقع سرعت هر دو ماشین اونقدر کم بود که فقط گوشه سمت راست ماشین من خورد به گوشه سمت چپ سپرش.  راننده ماشین یک خانم بود که ظاهراً راننده آژانس بود و فکر کنم بدجوری معتاد بود!! پیاده شدیم و نگاه کردیم ببینیم عمق فاجعه چه قدره. خانمه می­گفت شما مقصری که از عقب زدید سپر ماشین من خراش برداشته (فکر کنین رو سپر فلزی یک پیکان قراضه که هزار جاش هم تصادف کرده بود، دنبال زدگی می­گشتند.) من هم می­گفتم اشکال نداره! وای میستیم افسر بیاد! من که تو خط خودم هستم شما انحراف به چپ دارین. جدای از اینکه تغییر مسیر ناگهانی داشت شکر خدا ماشینش راهنما و چراغ خطر و ترمز و از این جور ژیگول بازیها هم نداشت.  آخرش خانومه که دید من پایه­ام افسر بیاد و البته خیلی هم حال خوشی نداشت گفت خانم شما از پشت زدید قبول کن مقصری. گفتم خوب به فرض که من مقصرم. گفت من همینو می­خواستم که بگی مقصرم! خوب بریم دیگه این هم جالب بود.  یک بله نصفه نیمه ماجرا رو فیصله داد.  فقط شرمندگیش موند برای ما که بعد یک سال می­خواستیم مادر گرامی رو جایی برسونیم.  ساعت حدود یک ربع به هفت بود که رسیدیم.  در مجموع خیلی خوب بود. هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد. همون 4-5 تا فعل فوق الذکر را انجام دادیم و انجام دادند. شام خوردیم و آخرش هم محترمانه بیرونمون کردند.  بلندگو اعلام کرد که بانوان محترم آقایون مدتها است که بیرون منتظر شما هستند.  خانمها مجبور شدند که زودتر جمع و جور کنند. آقایون هم برای اینکه متهم به بی توجهی نشوند مجبور شدند زود بیان بیرون در و مثلاً منتظر باشند. و این بود شرح عروسی رفتن من بعد از 22 سال ناقابل!

راستی تو سالن که نمی­شد بزن و بکوب داشت.  تازه بعد از عروسی همراههای عروس و داماد اومدند خونه عروس (یعنی همسایه ما) و تا همین یک ساعت پیش صدای بزن و بکوبشون می­اومد.  امیدوارم خوشبخت باشند.

نویسنده : برای فردا : ٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

عروسی اجباری قسمت دوم: خرید ملزومات

روز 5 شنبه ساعت حدود 10 صبح بودم که راه افتادم اول رفتم تجریش پیش خودم گفتم می­رم تجریش پارک می­کنم اگه جنس خوبی پیدا کردم می­خرم و بر می­گردم یا همون جا پارک می­کنم با اتوبوس می­روم و بر می­گردم. چشمتون روز بد نبینه مگه ساعت 11 صبح روز 5شنبه بین دو تا عید قربان و غدیر و قبل از شروع شدن ماه محرم و البته در روزهای اول ماه که همه کارمندان حقوق گرفتن مگه می­شد تو تجریش جای پارک پیدا کرد.  خواستم برم تو کوچه رو­به­روی فروشگاه فرهنگ پارک کنم اونقدر شلوغ بود که مجبور شدم همون اول کوچه دور بزنم و برگردم تو خیابون ولیعصر.  بعد تمام خیابان ولیعصر تا جلوی پارک ساعی رو تو ترافیک بودم. خوشبختانه 150 تومان خرج برداشت تا یک جای خوب از این خط کشی های طرح پارکبان پارک کنم.  من از سالها پیش می­دونستم که مانتوسرای بلوچ جای خوبیه برای خرید مانتو به خصوص وقتی حراجی میزنه.  اما این دفعه دیگه به عینه دیدم.  وارد که میشی دنیایی از رنگه.  ردیفهایی از انواع و اقسام مانتو و کت شلوار و پالتو و شنل و بارونی و ... موج می­زنه.  حق انتخاب زیادی داری و لباسها واقعا شیک دوخته شده بودند.  نکته جالبش این بود که چند تا خانم بودند که با خیاطی هم آشنا بودند و وقتی لباسی رو پرو می­کردی بهت می­گفتند که کجای لباس نیاز به اصلاح داره تا دقیقاً اندازه شود و علامت می­زدند که مثلاً یک ساسون را باید بگیرند یا قد لباس را کوتاه کنند یا تنگ و گشادش کنند.  می­تونستین سفارش بدین که مانتو یا کت رو اندازه­تون کنند و بعد از دو سه روز بیایین ببریدش.  نکته جالب دیگه این بود که اتاق پروشون تقریبا سالن پرو بود! اتاقهاشOpen  بود!! شاید برای اینکه مانتوهاشون دودر نشن! و علاوه بر دو تا خانمی که تو این سالن پرو نشسته بودند فروشنده­ها هم همراهتون تو می­اومدند و اگه لازم بود مثلا یک سایز کوچکتر یا بزرگتر را هم پرو کنین براتون می­آوردند.  البته اونقدر ماهر بودند که با یک نگاه حتی از روی مانتو هم سایزتونو حدس می­زدند.  در چنین فضایی یک دست کت شلوار کرپ ابتیاع کردم به قیمت 58500 تومان که خیلی مناسب بود.  می­دونین قیمتش رو برای چی نوشتم ؟  چند وقت پیش داشتم خاطرات روز اول دانشگاه رفتنم را می­خوندم دیدیم نوشتم که باید از پارک وی تا میدون ونک رو با اتوبوس شرکت واحد رفت چون کرایه تاکسی­هاش خیلی گرونه و واقعا مقرون به صرفه نیست که هر بار برای این مسیر 20 تومان داد!!!  20 تومن الان برای همین مسیر حداقل باید ده برابرشو بدین بلکم بیشتر.  خلاصه مانتو خوبی پیدا نکردم البته خانم فروشنده نظرش این بود که روی کت به این بلندی (یک وجب بالای زانوم بود) دیگه چیزی نمی­پوشند.  راه افتادم بیام سمت ونک.  در مسیر شمال به جنوب خیابون ولیعصر بودم و البته در ترافیک.  می­دیدم که ماشینها همشون رو خط ممتد اون هم دو تا خط ممتد دور می­زدند پیش خودم می گفتم آی آی آی اینجا جای دور زدنه!! نمی­دونم چرا یک دفعه وجدان شهرنشینی و فرهنگ ترافیک و از اینجور جور چیزها فوران کرده بود و می­خواستم حتماً یک خط منقطع پیدا کنم و دور بزنم. آخرش پیدا کردم و رفتم داخل یک کوچه که توش دور بزنم دیدم تهش یک بلوار یک طرفه است و نزدیک آرژانتینم. این بود که وسوسه شدم برم شهروند میدون آرژانتین.  رفتم قسمت پوشاک دیدم ظاهراً یک تخفیف ویژه در فاصله دو عید قربان و غدیر دارند.  بگذریم کلاٌ جز چند تا خرد ریز که مدتها می­خواستم بخرم و وقت نمی­شد عایدی دیگه­ای نداشتم.  فقط فهمیدم که من در خرید کردن خیلی خیلی بی­تجربه­ام.  وحشتناک بی دست و پام!  6 بار طول و عرض فروشگاه رو طی کردم برای خرید 4 تا جنس الکی، نمی­دونستم از کجا باید چرخ دستی بردارم کلی دنبال جاش گشتم دیدم باید از یک در دیگه می­اومدم و چرخها بیرون فروشگاهند و خلاصه تا من بخوام آدم بشم صد سال طول می­کشه! در باب اینکه موقع خرید کردن چه قدر کلاه سرم می­گذارند که دیگه چیزی ننویسم بهتره.  عجیبه که در خریدهای کلان مثلاً تلویزیون، دوربین، خونه، زمین و از اینجور موارد خیلی واردتر و موفق ترم تا خرید یک کیلو میوه! باعث شرمندگی. من حتی نمیتونم یک دست لباس بی عیب و نقص بخرم. حوصله صد بار پوشیدن و در آوردن و ست کردن و... ندارم.  وای وای وای چونه زدن هم اصلا بلد نیستم. هر چی بگن می­گم چشم اینه که مجبورم موقع خرید یکی رو هم با خودم ببرم که برام تخفیف بگیره.  خوب از فروشگاه شهروند که در اومدم رفتم ونک و یک کیف مزخرف مجلسی به قیمت 7000 تومان و یک کفش ساده به قیمت 16000 تومان در ظرف 10 دقیقه خریدم و اومدم اختیاریه.  رفتم آرایشگاه و 6500 تومان دادم موهامو کوتاه کردم و تا برگشتم خونه شد ساعت 5/5.  عصر اون روز به استحمام و پوشیدن لباسهای نو و اظهار نظر بقیه و جستجو برای پیدا کردن یک روسری مناسب و از این جور کارها گذشت. 

نویسنده : برای فردا : ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

عروسی اجباری- قسمت اول: من تنهایی خودمو دوست دارم.

آخرین باری که رفتم عروسی سوم دبستان بودم!! میشه تقریباً 22 سال پیش.  بعد از اون دیگه یادم نمی­آد عروسی، تولد یا مهمانی مهمی رفته باشم.  الان که داشتم حساب کتاب می­کردم دیدم جداً 22 سال هم کم نیست !  من تنهایی خودمو دوست دارم. از بودن در جمع عذاب می کشم به خصوص اگه در مهمونی فقط خانمها باشند و حال و هوای مجالس زنانه! راستش حال و حوصله مهمونی رفتن هم ندارم. ما در تهران خیلی فامیل نداریم. من هم اهل رفت و آمد با دوستها و همکارهام نیستم. ترجیح می­دهم زندگی آروم و بی دغدغه و بی فراز و نشیبی داشته باشم و اگه اوقات فراغتی دارم با خانواده­ام باشم یا بخوابم! وقتی هم مهمون می­آد خونمون (فرض کنید سالی یک یا دو نفر) من اصلاً از اتاقم در نمی­آم مگه اینکه مهمون عزیزی باشه (مثلاً عموم).  دختر همسایمون هفته پیش کارت عروسی آوردند و نمی­دونم چی شد که یک دفعه مادر گرامی که در فرار از زیر مهمونی رفتن دست کمی از خودم ندارند تصمیم گرفتند که بروند یعنی قرار شد اگه من می­آم ایشون هم برند.  راستش با همسایمون بدجوری رودربایستی داریم و عروسی اون یکی دخترشون رو هم من با این بهانه که پدر مادرم مسافرتند عذر خواستم و نرفتم.  مونده بودم چه کار کنم بعد عمری مادر گرامی هوس عروسی رفتن داشتند و من عاجز از مهمونی رفتن.  مجبور شدم فداکاری کنم و بگم خوب من هم همراهتون می­آم.  به همون دلیلی که در بالا گفتم دیدم حتی یک دست لباس مهمونی ندارم!!! عجیب بود تا حالا فکر نکرده بودم که حتی یک دست لباس مجلسی هم ندارم به علاوه اینکه اصلا نمی­دونستم در چنین مجالسی چه باید کرد.  روز چهارشنبه از همکارهام پرسیدم که چه باید بکنم. گفتند هیچی ! می­ری، می­شینی،  می­خوری، لبخند می­زنی، اگه دلت خواست می­رقصی !! خوب شکر خدا این آخری رو هم که بلد نبودم بنابراین باید به همان 4 فعل اولی فکر می­کردم.  برای لباس پیشنهاد کردند که برو یک کت شلوار کرپ بگیر که هم رسمی باشه، هم جاهای دیگه به دردت بخوره، هم اینکه دوخته و حاضر و آماده است.  محل پیشنهادی شون هم مانتوسرای بلوچ تو خیابون ولیعصر بود. حین مشاوره­ها بود که فهمیدم باید برم کیف و کفش مجلسی هم بگیرم.  چون کیف و کفش هم نداشتم.  باید می­رفتم موهایم را هم مرتب می­کردم.  توصیه های فنی که اتفاقاً خیلی هم کارآمد بود این بود که در این موارد همیشه سعی کن از رو (ظاهر) شروع کنی به درست کردن.  در درجه اول باید یک مانتوی مجلسی بخری که ترجیحاً خیلی اجق وجق نباشه و زیاد روش کار نشده باشه تا اگه لازم شد بتونی همون مانتو رو جاهای دیگه هم بپوشی، مرحله بعدی خرید یک کت و شلواره به شرح فوق، مرحله بعد خرید کفشه، بعد کیفه، بعد ست کردن مجموعه­اش با طلا جواهرات و لباسهای جانبی، بعدمرتب کردن و رنگ کردن مو و ... و توصیه کردند اگه وقت نشد آرایشگاهو بی خیال شو.  چون به هر حال داماد تو قسمت زنانه است و می­تونی به بهانه بودن داماد روسری سرت کنی یا اینکه به بهانه اینکه زمستونه و هوا سرده روسریتو بر نداری! من هم دقیقاً طبق توصیه همکاران گرامی که بسی واردتر از من بودند عمل کردم.

نویسنده : برای فردا : ٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

 

عید قربان مبارک

نویسنده : برای فردا : ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

اعدام صدام حسین

دیروز صبح که منتظر سرویس بودیم همکارم می­گفتند که امروز قراره صدام رو اعدام کنند.  با تعجب پرسیدم جداً؟ چه زود! اون که هنوز دو سه روزه فرجام خواهیش رد شده.  سوار سرویس بودیم که رادیو اعلام کرد صدام حسین رو دار زدند و اعدام صدام موجی از شادی رو در میان عراقی ها و ایرانی­ها داشته است.  همکارم پرسید شما الان از اینکه صدامو اعدام کردند خیلی خوشحالین؟ بدون یک لحظه فکر گفتم نه! فکر نمی­کنم هیچ کس از کشته شدن یک انسان دیگه خوشحال بشه....

برای ما که بچه­های سال­های جنگیم.  برای ما که کودکی­مون در دوران جنگ سپری شده، برای ما که هنوز صدای آژِیر خطر یک کابوسه.  برای ما که کودکی­مون پر از خاطرات جنگه، خاطره پدرها و برادرهایی که برای دفاع از کیان کشورشون به جبهه می­رفتند و دیگه بر نمی­گشتند، خاطره قلک­های پلاستیکی که به شکل نارنجک ساخته شده بود و قرار بود عیدی­هامونو اون تو بریزیم برای کمک به جبهه­ها، خاطره مارش­های نظامی که نشونه شروع یک عملیات جدید بود، خاطره اعلام عملیات جدید که با رمزهای مختلف اجرا می­شد.  خاطره تحریم­های اقتصادی، خاطره مدادهایی که روکش رنگی نداشتند و فقط بدنه چوبیشون بود، خاطره دفترهای کاهی، خاطره موشکباران شهرها، خاطره پنجره­هایی که با نوار چسب­های ضربدری تزیین شده بودند، خاطره شیشه­های شکسته خونمون، خاطره نمایشگاه­های جنگ، خاطره اصرارهامون به مسئول غرفه برای آموزش استفاده از اسلحه به ما که دختر بچه­های دبستانی بودیم، خاطره گریه­ها و ناراحتی­های خانواده­هایی که فرزندانشونو در جنگ از دست داده بودند و خاطره همسایه­هایی که بعد از شهید شدن فرزند اولشون، مجروح شدن پسر بعدیشون، باز با روحیه به بدرقه فرزند سومشون می­رفتند، و ... هزاران خاطره دیگه،  صدام حسین یک فرد معمولی نبود، برای مردم ایران صدام مهمترین عامل کشته شدن بچه هاشون بود.  مهمترین عامل ویرانی کشورشون بود، مهمترین عامل تبدیل خرمشهر به خونین­شهر بود.

 

برای ما که هنوز خاطره حمله عراق به کویت برامون خاطره­ای نزدیکه، برای ما که لا اقل تو فیلم­ها آسمون بغدادو دیدیم که از کثرت هواپیماها سیاه شده بود، برای ما که هنوز خاطره قطع کردن پی پای سربازان عراقی را برای ممانعت از فرارشون در برابر نیروهای امریکایی از یاد نبردیم، صدام یک فرد معمولی نبود.  یک حاکم دیکتاتور در یک کشور همسایه نبود. 

 

برای ما که دیدن به دام افتادن مفلوکانه صدام در یک دخمه باور کردنی نبود.  برای ما که هنوز باور نمی­کردیم صحنه­های معاینه شرم­آور این دیکتاتور بعد از دستگیریش واقعیت داشته باشه، برای ما ....

 

برای ما صدام بخشی از تاریخ کشورمون بود.  بخشی از سرنوشت منطقه­مون بود، بخشی از سرنوشت جهان بود و بخشی از تاریخ بشریت.

 

چه تهوع­آوره این سیاست و بده بستانهاش!  کاش می­گذاشتند به صورت نمادین هم شده صدام رو به خاطر همه انچه که جنایت بر علیه بشریت می­خوانند محاکمه می­کردند.  قرار نبود محاکمه­ای باشه و قاضی عادلی و امید نجاتی برای متهم محکوم به مرگ!  قرار بود سندی باشه برای بشریت.  قرار بود اعترافات صدام باشه درباره علت حمله به ایران، منابعی که در این سال­ها تسلیحات و اطلاعات نظامی در اختیارش قرار می­دادند، کسایی که در ظاهر و در پشت پرده حمایتش کردند.  قرار بود اعترافات صدام باشه در برابر جامعه بشری حال و آینده درباره اینکه چرا حلبچه رو بمباران شیمیایی کرد، بمب­هاشو از کجا آورد؟ قرار بود گزارش صدام باشه درباره علت حمله­اش به کویت؟ درباره کسایی که ازش حمایت کردند و درباره کسایی که ازش حمایت نکردند.  قرار بود گزارش صدام باشه درباره چگونگی زمامداریش و درباره برخوردش با مردم کشورش.  قرار نبود محاکمه­ای باشه و قاضی عادلی و امید نجاتی برای متهم محکوم به مرگ!  قرار بود گزارشی باشه به تاریخ.  و ظاهراً نخواستند که این گفتنی­ها گفته بشه.  قرار شد گفتنی­ها ناگفته بمانند و صدام به دار مجازات آویخته بشه! 

 

می­گویند اعدام صدام هدیه آمریکایی­ها بوده به مردم عراق.  می­گویند که دنیا در سال 2007 دیگر صدام حسینی نخواهد داشت.  می­گویند شکستن گردن صدام با طناب دار عاقبت خوبی براش بوده.  اما کاش زنده می­موند و می­گفت...

نویسنده : برای فردا : ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

تبلیغات پیکسلی

تازگی و با استفاده از کامنتی که در یکی از پست­های قبلی برام گذاشته بودند با شیوه جدیدی از تبلیغات اینترنتی آشنا شدم به عنوان "تبلیغات پیکسلی".  این سرویس در شاخه تبلیغات اینترنتی جای می­گیرد و در حال حاضر به عنوان یکی از مدرنترین انواع تبلیغات در اینترنت مطرح است. جذابیت این روش باعث شده تا جستجوگر گوگل نیز در صدد همکاری مشترک با مبدع این روش در این خصوص بر آمده است.  کاربرد این سرویس به این شکل است که یک وب سایت اینترنتی با اندازه مشخص و بدون تغییر برای صفحه اول آن (Home Page)، به عنوان جایگاه (بیلبورد) تبلیغاتی تعریف می­شود و فضای صفحه به تعداد مشخصی بلوک تبلیغاتی 100 پیکسلی تقسیم می­شود.  اکثر سایت­ها به تبعیت از اولین سایت تبلیغات پیکسلی دنیا از یک میلیون پیکسل استفاده می­کنند.

در این زمان مشارکت­کنندگان که تبلیغ کنندگان کالا، خدمات یا ... هستند می­توانند هر تعداد بلوک که تمایل دارند برای تبلیغاتشان خریداری کنند و تصویر تبلیغاتی خود را در آن قسمت به نمایش بگذارند.  فضای خریداری شده می­تواند به هر اندازه دلخواه و در هر کجای صفحه که تمایل داشته باشند انتخاب شود.

هر بار که یک کاربر Mouse خود را بر روی یک آگهی می­برد، اطلاعات محدود آن آگهی به نمایش در می­آیند.  علاوه بر این هر تصویر تبلیغاتی نیز یک پیوند (Link) با وب سایت اصلی شخص یا شرکت سفارش دهنده آگهی دارد که با کلیک کردن کاربر، او را به آن وب سایت راهنمایی خواهد کرد.

تبلیغات پیکسلی از ایده یک دانش آموز انگلیسی به نام “Alex Tew” که برای تامین هزینه­های دانشگاه خود آن را ارائه داده و کاربردی کرد به وجود آمده است.  او طی مدت کمتر از 5 ماه (دقیقا 139 روز) توانست تمامی پیکسل­های سایت خود را بفروشد و نه تنها هزینه­های خود را تامین کند که تبدیل به یک میلیونر خود ساخته شود. جذابیت سایت الکس به حدی رسید که پیکسل­های آخر سایت خود را از طریق مزایده به فروش رساند.

 در ایران سایت پیکسلز از سال 1385 افتتاح شده است .  توضیحات کاملتر را می توانید در سایت شرکت پیکسلز ببینید.

در حال حاضر ظاهراً علاوه بر فروش بلوک­ها تعدادی را هم به صورت رایگان در اختیار وبلاگ­ها قرار می­دهند.  البته نمی­دانم معیارشان برای انتخاب و دعوت وبلاگ­ها چیست! وارد سایت که بشین توضیحات کاملی را در باره کل ماجرا (قسمتی از متنشان را کمی بالاتر خواندید) و راهنمای استفاده می­توانید پیدا کنید.  شرایط دادن یک بلوک رایگان خیلی سخت نیست.  گذاشتن این علامت مثبت که می­بینین داره رو صفحه وبلاگ رژه می­ره شرط اصلیه!  اگه روش کلیک کنین می­تونین وارد صفحه اصلی سایت بشین و اگه در صفحه اصلی سایت روش کلیک کنین می­تونین هر روز یک جمله زیبا از یک اندیشمند را ببینین.  در مورد من با توجه به ناشی بودنم! برای تصویر گذاشته شده در هر بلوک و همچنین برای تصویری که با قرار گرفتن ماوس دیده می­شه خود پرسنل شرکت لطف کردند و به صورت رایگان طراحیش کردند.  وقتی دیدم برای وبلاگم عکس یک دختربچه رو انتخاب کردند کلی خندیدم J من اصلاً اصلاً از این جور سلیقه­ها ندارم!!! خوبه ندیدین چه تصویر جدی و وحشتناکی را خودم فرستاده بودم.

یک امکان دیگه هم دارند. امکان ارسال "کلمات تبلیغاتی" این یکی رو اگه مایل بودین بیزحمت خودتون برید و در این آدرس بینین.

خورمونیم چه دنیایی شده.  معلوم نیست سایت پیکسلز داره برای من تبلیغ می­کنه یا من دارم برای این سایت تبلیغ می­کنم.  به هر حال جدای از مساله تبلیغاتی بودن. برای من جالب بود که اولاً چرا "برای فردا" جزو وبلاگ­های انتخابیشون بوده.  دوماً: فکر کنم اول کارشونه هنوز خیلی پر حوصله­اند (انشاءالله وقتی کارشون گرفت باز هم پرحوصله باقی بمونند) و نکته سوم اینکه زحمت کشیدند طراحی دو تا عکسی رو که لازم بود خودشون انجام دادند خواستم از خجالتشون در بیام و از همه مهمتر اینکه یک شیوه جدید تبلیغاتی رو معرفی کنم. پس فردا داریم تو کوچه خیابون رد می­شیم می­گویند "تبلیغات پیکسلی" هاج و واج نمونیم J

پ.ن نمی دونم چرا امکان درج لینک یا شکلک رو نمی ده! بعدا میام لینکها رو هم می گذارم.

نویسنده : برای فردا : ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٩
Comments نظرات () لینک دائم

ثبت نام آزمون ورودی دکترای تخصصی- رشته علوم و صنايع غذايی

امسال ظاهرا سال پر باریه!

سه تا دانشگاه همزمان مشغول ثبت نام برای آزمون ورودی دکترای تخصصی رشته علوم و صنایع غذایی هستند.

دانشگاه تهران

دانشگاه تربیت مدرس

دانشگاه آزاد  اسلامی (با و بدون آزمون)

نویسنده : برای فردا : ۳:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۸
Comments نظرات () لینک دائم

درگذشت غير منتظره وزير دادگستري

جمال کریمی راد، وزیر دادگستری و سخنگوي قوه قضائيه در ساعت بيست و سی دقیقه امشب بر اثر سانحه تصادف رانندگي در جاده سلفچگان درگذشت.

نویسنده : برای فردا : ٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۸
Comments نظرات () لینک دائم

Top 10 Health Headlines of 2006 ... and More

نویسنده : برای فردا : ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٧
Comments نظرات () لینک دائم

ساعت کار بانکها

با رای مجلس به کلیات و جزییات طرح بازگشت ساعت کار بانک ها؛

ساعت آغاز کار بانک ها به 30/7 بازگشت.

راستی اگر این تغییر و در واقع بازگشت به وضعیت قبل با توجه به کار کارشناسی انجام شده، پس تصمیم اولیه برای تغییر بر اساس چی انجام شده؟

نظرات مردم را هم می تونین اینجا بخونین.

نویسنده : برای فردا : ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٦
Comments نظرات () لینک دائم

حق عائله‌مندي كاركنان دولت 3 برابر مي‌شود

عضو كميسيون اجتماعي مجلس از تصويب 3 برابر شدن حق عائله مندي تمام كاركنان دولت در اين كميسيون خبر داد.

موسي‌الرضا ثروتي در گفت‌وگو با فارس گفت: اصلاح تبصره سه الحاقي ماده 9 قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت موضوع ماده 8 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب سال 80 در آخرين جلسه كميسيون اجتماعي مجلس تصويب شد.

وي در ادامه افزود: بر اين اساس حق عائله‌مندي كه تاكنون 14 هزار تومان بود به 41 هزار و 472 تومان افزايش مي‌يابد.
عضو كميسيون اجتماعي مجلس اظهار داشت: حق هر فرزند تاكنون 4 هزار تومان بود كه به 11 هزار و 232 تومان افزايش مي‌يابد.

ثروتي با بيان اين كه حق عائله‌مندي در اين مصوبه از 120 درصد به 360 درصد افزايش يافته است، ادامه داد: قبلاً حق همسر و 3 فرزند، 25 هزار تومان بود و با اين مصوبه 75 هزار و 168 تومان مي‌شود.
وي گفت: اين مصوبه فقط مربوط به كاركنان دولت است.

منبع: بازتاب

نویسنده : برای فردا : ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٦
Comments نظرات () لینک دائم

ممنوعيت مصرف سيگار توسط كارمندان جهاد كشاورزي

بنابه دستور امروز وزير جهاد كشاورزي، تمامي كارمندان شاغل در اين وزارتخانه از استفاده سيگار منع شدند.

به گزارش فارس، طبق بخشنامه محمدرضا اسكندري، وزير جهاد كشاورزي زمان اجراي اين دستور هنوز اعلام نشده ولي اولين كارگاه ترك سيگار، در جهاد كشاورزي همدان ترتيب و امروز نيز دومين كارگاه توسط جهاد كشاورزي استان آذربايجان شرقي در تبريز برگزار شد.

گفته مي شود، سازمان جهاد كشاورزي استان‌ها موظف شده‌اند كارگاه‌هاي آموزشي ترك سيگار را براي كاركنان سيگاري خود داير كنند.

منبع: بازتاب

در موسسه ما خوشبختانه سیگاریها انگشت شمارند. و مجبورند برای سیگار کشیدن از موسسه خارج بشوند. این یادگار دومین رئیس موسسه (آقای دکتر پذیرا) است که هر کی سیگار می کشیده به شدت دعواش! می کردند که شماها جوانید نباید سیگار بکشید.  بعد هم سیاست همه مدیرانمان کما بیش همین بوده.  در ضمن تا اونجا که من یادمه حداقل دو سه بار تا حالا بخشنامه کردند که استعمال دخانیات و مواد مخدر!!! در اماکن دولتی ممنوعه. نمی دونم چی در این خبر جدید بوده؟


نویسنده : برای فردا : ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٦
Comments نظرات () لینک دائم

 

صحبت گیتــــــی که تمنــــــــــا کنـد                          بــــــــا که وفـــــا کرد که با ما کند

خاک شد آنکس که بر این خاک زیست                        خاک چه داند که درین خاک چیست

هـــــر ورقــــــی چهره آزاده ای است                          هــــــر قـــدمی فرق ملک زاده ای

                                                                                                                  (نظامی)

نویسنده : برای فردا : ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٥
Comments نظرات () لینک دائم

لاستيک يخ شکن

اگه ماشینتون دیفرانسیل جلو است از لاستیک یخ شکن  به عنوان چرخهای عقب استفاده نکنین!

پ.ن. این هم از موارد شگفت آوری بود که امروز تو ترافیک همیشگی تهران دیدم!

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

جل الخالق! دستگيري پسر دخترنماي كلاهبردار

پسر جواني كه با تغيير چهره خود به شكل دختر اقدام به كلاهبرداري و شيادي مي‌كرد، زماني كه براي سوءاستفاده از تغيير چهره‌اش به اداره اطلاعات پليس رفته بود، دستگير شد.

به گزارش فارس، سرهنگ حميد اندرزچمني رئيس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي استان تهران با بيان اين خبر افزود: در اوايل دي‌ماه سال جاري مأموران پليس اطلاعات شهرستان اسلامشهر در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي و گشت‌زني در ساعات شب، يك واحد صنفي متخلف را در خيابان نوري كه از مناطق جرم‌خيز مي‌باشد به علت فعاليت پس از ساعت 24 پلمپ كردند.

دو روز بعد از پلمپ اين واحد صنفي فردي با معرفي خود به عنوان مرجان در پوشش دخترانه و با آرايش غليظ و تحريك‌آميز به اداره پليس اطلاعات اسلامشهر مراجعه و ضمن نسبت دادن خود به يكي از مسئولان انتظامي با چرب‌زباني و حركات غير متعارف درخواست كرد واحد صنفي موردنظر از پلمپ رها شود.

رئيس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي استان تهران در ادامه گفت: مأموران پليس اين فرد دخترنما را به علت عدم رعايت حجاب و ظاهر نامناسب جهت ارشاد در اختيار مأموران پليس زن اسلامشهر قرار دادند. كه مأموران در حين بازجويي به رفتارهاي وي مظنون و متوجه شدند كه مرجان پسر مي‌باشد.

سرهنگ چمني اظهار داشت: با توجه به اينكه بين واحد صنفي پلمپ شده و فرد مراجعه‌كننده هيچ نوع ارتباط حقوقي وجود نداشت و تصدي‌گري آن را دو برادر به عهده داشتند، متهم دستگير شده به نام محمدعلي 18 ساله تحت بازجويي‌هاي پليسي قرار گرفت كه اعتراف كرد: «من از 6 سال پيش در پوشش دختران ظاهر مي‌شدم و با استفاده از اين پوشش با فريب دادن اقدام به كلاهبرداري مي‌كردم.»

محمدعلي يا همان مرجان در ادامه گفت: در نزد خانواده خود با وضعيت پسرانه و واقعي حضور پيدا مي‌كردم ولي در بيرون از منزل با مراجعه به منازل دوستان از پوشش دختران استفاده مي‌كردم.
رئيس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي استان تهران خاطرنشان كرد: در ادامه تحقيقات و بررسي‌ها مشخص شد كه متهم سابقه دستگيري قبلي نيز در اين خصوص داشته و داراي دو جلد شناسنامه به نام‌هاي مرجان و محمدعلي مي‌باشد كه يكي از شناسنامه‌ها را به مبلغ 200 هزار تومان از خيابان گمرك تهران خريداري كرده و جهت اهداف سو خود استفاده مي‌كرده است و همچنين با مراكز فساد در ارتباط بوده است و مدتي نيز در آرايشگاه زنانه فعاليت كرده است.

گفتني است، تحقيقات در اين خصوص همچنان ادامه دارد.
چمني در اين باره گفت: آنچه كه همواره سبب توفيق مجرمان و بزهكاران با استفاده از اين روش براي دستيابي به اميال و اهداف سودجويانه و پلبدشان شده، سستي در اعتقادات و ضعف‌هاي اخلاقي در ميان طعمه‌هاي انتخابي است.

وي اضافه كرد: جواني كه با آرايش و پوشش زنانه و با بهره‌گيري از جذابيت‌هاي خاص توانسته است مردان را قرباني اهداف خود كند، تنها از يك روزنه اين امكان را براي خود ممكن كرده و آن سستي اعتقادات و تمايلات خاص در ميان برخي افراد است.

مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظاني استان تهران در اين راستا هشدار داد كه هوشياري و دقت‌نظر شهروندان در پي رعايت موازين اخلاقي و اسلامي مي‌تواند عامل بسيار مؤثري در پيشگيري از ارتكاب اين جرايم با شگردهاي مشابه باشد.

منبع: بازتاب

نویسنده : برای فردا : ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

۱۰ دستاورد برجسته علمي جهان در سال ۲۰۰۶

مجله «ساينس» فهرست 10 تحول و دستاورد برجسته علمي و تحقيقاتي جهان در سال 2006 را منتشر کرد.

به گزارش
بازتاب، بر اساس اين فهرست حل مساله رياضي پيچيده The Poincare Conjecture به وسيله يک رياضيدان روس مهمترين دستاورد علمي جهان در سال 2006 لقب گرفت.

مرتب کردن بيش از يک ميليون DNA هسته اي متعلق به يک انسان ناندرتال، دستاورد علمي بزرگ ديگر جهان در سالي بود که در روزهاي پاياني آن قرار داريم.

همچنين کشف اين موضوع که آب شدن يخ‌هاي قطب شمال و جنوب با سرعتي فرارتر از انتظار در حال انجام است، پيشرفت مهم ديگري در حوزه علوم بوده است.

کشف ماهي 375 ميليون ساله! اين کشف مهم شکاف بزرگ تکاملي ميان آبزيان و حيوانانت خشکي را پر کرد.

پوشش نامرئي کننده هم دستاورد ديگر جامعه علمي و فناوري جهان در سال 2006 لقب گرفته است. اين پوشش مي‌تواند اشياء را نامرئي کند.

در سال 2006 دانشمندان متوجه شدند بيماري يا اختلال بزرگ Macular که در بينايي فرد موجب شکل گيري تدريجي خال مي‌شود در يک سوم افراد بيمار به سن آنها مربوط مي‌شود.

همچنين درک ارتقا يافته اي از رشد گونه‌هاي مختلف جانوري از ديگر پيشرفتهاي ياد شده بوده است. اين بررسي بر روي مگس ميوه و پروانه‌ها صورت گرفت.

دانشمندان در سال 2006 به تکنينک جديدي براي بررسي و مشاهده دقيق تر ساختارهاي سلولي و پروتئين‌ها نيز دست يافتند.

مغز انسان و ثبت خاطرات در حافظه ديگر موضوع برجسته علمي جهان در سال 2006 بوده است. در اين سال دانشمندان به يافته‌هاي جديدي از چگونگي ثبت خاطرات و رويدادهاي جديد در مغز دست يافتند.

کشف کلاس جديدي از مولکول‌هاي RNA نيز از مهمترين تحولات علمي و فناوري جهان در سالي بوده که رو به پايان است.

نویسنده : برای فردا : ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٤
Comments نظرات () لینک دائم

بدون شرح!

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم گفت: وزير علوم براي توجيه دلايل ثبت نام نكردن از دانشجويان ستاره‌‏دار در دانشگاه‌‏‏ها، دانشجوياني خيالي به وجود آورده و به آنها اتهامات اخلاقي زده ‏است.

شهريار مشيري در گفت‌‏وگو با ايلنا، در واكنش به اظهارات زاهدي، وزير علوم مبني بر اين‌كه دانشجويان سه‌‏ستاره ردصلاحيت‌‏شده، در پرونده خود سابقه سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و مواردي از اين دست را داشته‌‏اند، تصريح كرد: اظهارات وزير علوم باعث تعجب من شد زيرا اين دانشجويان نه پرونده تجاوز به عنف، نه محكوميت به زندان و نه هيچ پرونده كيفري ديگري ندارند.

نماينده بندرعباس افزود: شايد آقاي زاهدي در ذهن خود دانشجوي خيالي به وجود آورده و با تشكيل چنين پرونده‌‏هايي، اين اتهامات را به دانشجويان وارد كرده ‏است اما دانشجوياني كه به من مراجعه كرده‌‏اند، هيچ‌‏يك چنين اتهاماتي را ندارند.

مشيري خاطرنشان كرد: دانشجويان سه‌‏ستاره‌‏اي كه آقاي زاهدي مطرح كرده، در ابتداي امر به هيچ وجه ستاره‌‏اي نداشتند اما بعد از اعلام نتايج كنكور در شهريور سال جاري، يك‌‏سري از دانشجويان كه در كنكور قبول شده‌ ‏بودند به دانشگاه‌‏ها مراجعه مي‌‏كنند و متوجه مي‌‏شوند كه در كنار ليست دانشگاهي اسامي برخي داشجويان يك‌‏ستاره و در كنار اسم برخي ديگر دوستاره وجود دارد.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ادامه داد: دانشگاه از اين دانشجويان مي‌‏خواهد كه به گزينش وزارت علوم مراجعه كنند و در آنجا به دانشجويان مي‌‏گويند كه ردصلاحيت شده‌‏اند.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم با بيان اين‌كه با مراجعه اين دانشجويان به كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، مسووليت پيگيري اين موضوع به من محول شد، تصريح كرد: با پيگيري بنده مشخص شد در استعلام‌‏هاي وزارت علوم از وزارت اطلاعات، وزارت اطلاعات هيچ‌‏گونه تخلف خاصي را براي اين دانشجويان ذكر نكرده و هيچ‌‏يك از مواردي كه مطرح شده بود، مانع تحصيل آنها نمي‌‏شد.

مشيري گفت: در اين استعلام، وزارت اطلاعات به هيچ وجه عنوان نكرده ‏بود كه از اين دانشجو ثبت نام بشود يا نشود، بلكه فقط در پاسخ به استعلام، بيوگرافي افرد را فرستاده بود.
وي خاطرنشان كرد: متاسفانه وزير علوم مرتب قصد دارد توپ را از زمين خود به زمين وزارت اطلاعات بيندازد و بگويد آنها مقصر كار هستند و من اصلا اهل اين برنامه‌‏ها نيستم.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات ادامه داد: با فشار بنده و برخي از همكاران نماينده در مجلس هفتم، همه دانشجويان يك‌‏ستاره و دوستاره در دانشگاه‌‏ها ثبت نام شدند.
وي افزود: اگر اين دانشجويان به ادعاي وزير علوم تجاوز به عنف و سابقه سه سال زندان داشتند، چطور اجازه شركت در كنكور را داشته‌‏اند.

نماينده بندرعباس با بيان اين‌كه بعد از ثبت نام دانشجويان يك‌‏ستاره و دوستاره، با يك عده از دانشجوياني مواجه شديم كه در مقطع كارشناسي ارشد رتبه‌‏هاي بسيار بالايي كسب كرده‌ ‏بودند اما اسامي آنها جزو قبولي‌‏ها نبود، تصريح كرد: به عنوان مسوول پيگيري موضوع از سوي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، اسامي 13 نفر از اين دانشجويان در اختيار بنده قرار گرفت.
وي خاطرنشان كرد: از سازمان سنجش درخواست كرده‌‏ايم «پين‌‏كد» (رمز عبور) تصحيح اوراق كنكور را در اختيار ما بگذارد تا پرونده امتحاني اين دانشجويان را بازخواني كنيم.

مشيري گفت: تمامي اين دانشجويان پذيرفته‌‏شده كنكور بودند و بعضا بين رتبه‌‏هاي دوم تا دهم كنكور سراسري در مقطع كارشناسي ارشد را كسب كرده‌‏اند اما در كنار كارنامه اين دانشجويان، شماره رمزي قرار داشت كه يعني قبولي آنها اعلام نشود.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات با بيان اين‌كه پرينت كارنامه اين دانشجويان را براي وزارت علوم فرستاده‌‏ و سوالاتي را مطرح كرده‌‏ايم، افزود: وزارت علوم مانند زماني كه ادعا مي‌‏كرد دانشجوي ستاره‌‏دار نداريم، منكر وجود اين موضوع شد.

مشيري تاكيد كرد: از پاسخ‌‏هاي وزير در مورد وضعيت اين دانشجويان و علت عدم ثبت نام آنها در كميسيون آموزش و تحقيقات قانع نشديم و اگر آنها را ثبت نام نكنند، سوال ما در صحن مجلس مطرح خواهد شد.
نماينده بندرعباس با بيان اين‌كه بنده با وزارت اطلاعات صحبت كرده‌‏ام اما پرونده سه سال زندان يا تجاوز به عنف هيچ دانشجويي مطرح نشده است، گفت: اين دانشجويان پرونده‌‏اي در كميته انضباطي دانشگاه كه محكوميت پيدا كنند، نداشتند.

وي با بيان اين‌كه بنده 16 سال رييس دانشگاه بوده‌‏ام و تمام قوانين آموزش عالي را مي‌‏دانم، تصريح كرد: كميته انضباطي دانشجويي مي‌‏تواند دانشجو را از توبيخ كتبي تا اخراج از دانشگاه محكوم كند اما اين‌كه بگويد در مرحله بعد در كنكور آينده حق شركت ندارد، چنين قانوني را نداريم.
مشيري تاكيد كرد: براي اولين بار بعد از پيروزي انقلاب، وزارت علوم دولت نهم يك مميزي را به وجود آورده است كه فعالان دانشجويي در دانشگاه‌‏هاي داخل كشور را كه در زمان خاتمي فعال دانشجويي بودند، از تحصيل محروم كنند تا جو دانشگاه‌‏ها غيرسياسي شود.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات با بيان اين‌كه وزارت علوم يك‌‏سري تشكل‌‏هاي فرمايشي را در دانشگاه‌‏ها به وجود آورده ‏است، گفت: همه مي‌‏دانند كه اين تشكل‌‏ها فرمايشي هستند وگرنه تمام تشكل‌‏هاي سياسي بعد از انقلاب، شناسنامه‌‏دار و با مجوز شوراي عالي انقلاب فرهنگي شروع به كار كرده‌‏اند.
وي ادامه داد: اگر كار اين تشكل‌‏ها غيرقانوني بوده، دانشگاه بايد تشكل را منحل مي‌‏كرد، نه اين‌كه دانشجو را از تحصيل محروم كنند.

وي با تاكيد بر اين‌كه هيچ توجيه قانوني براي ثبت نام نكردن از دانشجويان وجود ندارد، تصريح كرد: بنده به عنوان برادر كوچك‌‏تر وزير علوم، به ايشان توصيه مي‌‏كنم اگر نمي‌‏خواهند اين دانشجويان را ثبت نام كنند، تهمت شلاق و زندان را به آنها نزنند، زيرا با اين تهمت‌‏ها معلوم نيست چگونه مي‌‏خواهند پاسخ خدا را بدهند.
مشيري با درخواست از وزير علوم مبني بر اين‌كه نام دانشجوياني را كه ادعا مي‌‏كند تجاوز به عنف، سابقه شلاق و زندان را داشته ‏است، بگويد، افزود: دانشجويان هم مايل هستند اسامي اين افراد را بدانند.

وي با تاكيد بر اين‌كه اتهامات به دانشجويان، ساخته و پرداخته ذهن وزير علوم است، گفت: من از كسي كه خودش به عنوان معلم گچ در دست داشته‌ ‏است، تعجب مي‌‏كنم كه حرمت قلم و علم را به جا نمي‌آورد و هرگونه حرفي را به اين دانشجويان مي‌‏زند و حق‌ ‏آنها را تضييع مي‌‏كند.

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات، با بيان اين‌كه چند نفر از اين دانشجويان به ديوان عدالت اداري شكايت كرده‌‏اند، افزود: وزير علوم از حكم ديوان عدالت اداري نيز سرپيچي مي‌‏كند و اين براي اولين بار است كه چنين بدعتي در كشور نهادينه مي‌‏شود.
مشيري تاكيد كرد: اگر هر دولتي كه سر كار بيايد، بخواهد دانشجويان فعال طرفدار دولت قبل را از تحصيل محروم كند، سنگ روي سنگ بند نمي‌‏شود.

وي تاكيد كرد: چرا بايد محيط دانشگاه‌‏ها را با رعب و وحشت درآميخت؟
مشيري با اشاره به اظهارات مقام رهبري در مورد لزوم فعاليت سياسي در دانشگاه‌‏ها، گفت: مي‌‏خواهند جوي را در دانشگاه‌‏ها حاكم كنند كه مغاير فرمايشات مقام معظم رهبري و قانون است.
وي تاكيد كرد: هيچ‌‏كدام از اين دانشجويان معاند نظام و اسلام نيستند و هيچ حكم كيفري و تجاوز به عنفي ندارند.

منبع :بازتاب

نویسنده : برای فردا : ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۳
Comments نظرات () لینک دائم